زمان بارگزاری این صفحه: 12:31 AM UTC

ترجمه “نوسازی جهانی: بازاندیشی در پروژه مدرنیته” به‌زودی منتشر می‌شود

کتاب” نوسازی جهانی: بازاندیشی در پروژه مدرنیته”نوشته آلبرتو مارتینلی به همت محمدرضا غلامی عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان ترجمه و توسط انتشارات گیلان به بازار نشر می آید.

به گزارش صدای گیلان به نقل از  مهر، کتاب” نوسازی جهانی: بازاندیشی در پروژه مدرنیته”، توسط آلبرتو مارتینلی نگاشته شد و در سال 2005 توسط انتشارات(Sage) چاپ شد. کتاب فوق توسط دکتر محمدرضا غلامی عضو هیات علمی دانشگاه گیلان ترجمه شده و هم اکنون توسط انتشارات گیلان در دست چاپ می باشد که به زودی روانه بازار نشر می شود.

مترجم کتاب به شرح فصول و مباحث این کتاب پرداخته است:

فصل اول مفاهیم مربوط به نوسازی و مدرنیته تعریف شده و ویژگی­های متمایزکننده نوسازی مجدداً بر پایه تجارب متفاوت کشورهای مدرن و نیز نظریات اجتماعی کلاسیک مورد اشاره قرار می­ گیرند. همچنین در این فصل ابعاد گذار به مدرنیته مورد ارزیابی قرار گرفته و به مقوله فرهنگ و نیز تنطیمات نهادی مدرنیته پرداخته می­ شود.

در فصل دوم، مولفه­ های اساسی نظریه کلاسیک نوسازی که اکثراً در دهه ­های 1950 و 1960 در ایالات متحده آمریکا و به منظور مطالعه کشورهای عقب مانده جهان سومی استفاده می شد، مورد بحث قرار خواهد گرفت. این ادبیات نظری به این دلیل که به لحاظ نظری منسوخ بوده و به لحاظ ایدئولوژیکی سویافته اند، به طرز عجولانه ­ای کنار گذاشته شدند. در ادبیات فوق به این موارد پرداخته می شود: ویژگیهای اساسی انواع جوامعی که قدم در راه مدرن شدن گذاشته اند ( نظیر وجود پیش شرطها و موانع ساختاری و فرهنگی، فرصتها و محدودیت ها و عاملیت فردی و کنشگران جمعی)، عوامل، سازوکارها و فرایندهایی که دگرگونی از یک واحد اجتماعی را به نوع دیگر یا گذار از یک مرحله را به مرحله دیگر تبیین می نمایند؛ شکل، توالی و جهت فرایند تغییر در جوامع فوق؛ مدخلهای اساسی توسعه سیاسی و اجتماعی، انواع کنشگران و ویژگی های آنها ( نظیر اهداف، منابع، استراتژی ها و ارزش هایشان)، طول دوره گذار، پیامدهای نیت مندانه و پیش بینی نشده فرایند گذار.

فصل سوم مروری است بر اصلی­ترین انتقادات وارد شده به نظریه کلاسیک نوسازی و محدودیت­ های عمده­ ای که در نتیجه این دست از انتقادات در تحقیق پیرامون ریشه ها و راههای نوسازی کشورهای توسعه یافته غربی و فرایندهای فعلی نوسازی در کشورهای غیر اروپایی بوجود آمده است. این محدودیت ها بیشتر مربوط به رویکردهای توسعه سیاسی و جامعه شناسی تاریخی و رویکردهای نئومارکسیستی وابستگی هستند. این بخش با شناخت مطالعات معاصر پیرامون اقتصاد جهانی و تحلیل تطبیقی فرهنگها در جوامع در حال نوسازی (خصوصاً آسیای شرقی) و با ارائه سنتزی از جنبه­ های اساسی نظریه انتقادی نوسازی پایان می­ یابد.

در فصل چهارم در پرتو علاقمندی مجدد به موضوعاتی نظیر مدرنیته و نوسازی، روندهای رایج در کشورهای توسعه یافته مورد مطالعه قرار می گیرند. در این بخش، نخست ویژگیهای عمده این کشورها بررسی شده و سپس در قالب رویکرد پست مدرنیته به نقد آن پرداخته می شود.

پس از آن به طور خلاصه به ارزیابی دیدگاههای نظری برمن، هابرماس، تورن و واگنر ­پرداخته می شود. اگر چه هر کدام از این متفکران دلایل خاص خود را دارند، اما همگی بالاتفاق معتقدند که مدرنیته هنوز یک فرایند ناتمام است. نهایتاً در این بخش به صورت عمیق­تری تفاسیر گیدنز از مدرنیته رادیکال و مفهوم جامعه خطرپذیر بِک مورد بررسی قرار می گیرد.

در فصل پنجم رابطه بین نوسازی و جهانی شدن تحلیل می شود: نخست، جهانی شدن به عنوان یک فرایند چند وجهی ترسیم می­شود بدین صورت که در آن گرایش به همنوایی و گوناگونی و نیز تضاد نیروها با یکدیگر بصورت همزمان وجود دارد و این باعث می شود که حداقل مسیرهای نسبتاٌ مستقل برای حرکت به سمت مدرنیته یا گذر از آن امکان بروز داشته باشند.

دوم، ادبیات نظری مربوط به مدرنیته­ های چندگانه مورد ارزیابی انتقادی قرار می­گیرد و استدلال می ­شود که مسیرهای متعدد حرکت به سمت مدرنیته و گذار به آن امروزه در جهان معاصر با توجه به متفاوت بودن تنظیمات ساختاری و اصول فرهنگی در کشورهای مدرن و جایگاه این کشورها در اقتصاد جهانی و در نظام قدرت بین الملل وجود دارد.

پس از آن، نشان می دهیم که جهانی شدن از طریق تضعیف حاکمیت دولت – ملت ها بروز مدرنیته های چندگانه را امکان پذیرمی سازد، البته این تضعیف تا آن حد نیست که مانع کارگزای فعال حکومت ها در امر توسعه و نوسازی شود. نهایتاً در این فصل استدلال می شود که پروژه های نوسازی نسبتاً خاص در بستر یک حاکمیت جهانی دموکراتیک نظیر آنچه که در پایان این بخش طرح ریزی شده، احتمال تحقق بیشتری تا در یک نظام جهانی تک قطبی دارد.

مطالب بیشتر؛






عناوین ویژه