زمان بارگزاری این صفحه: 9:32 AM UTC

جامعه قدرتمند چگونه جامعه‌ای است؟

جامعه قدرتمند چگونه جامعه‌ای است؟

پرسش نخست که بنیادی‌ترین پرسش ما نیز به شمار‌ می‌رود این است که جامعه قدرتمند که مورد توجه شخص آقای رئیس‌جمهوری است، اساسا چگونه جامعه‌ای است و آیا می‌شود حکومت‌های قدرتمند داشت، اما فاقد جامعه قدرتمند بود؟

دکتر صادق زیبا کلام

آنچه آقای رئیس‌جمهور مورد تاکید قرار داده‌اند مبنی‌بر اینکه «دولت قدرتمند نمی‌تواند مسائل را حل کند، بلکه این جامعه قدرتمند است که می‌تواند مشکلات خیلی پیچیده کشور را رفع کند.» را اگر بخواهیم در چارچوب علوم سیاسی تبیین و تعریف کنیم باید در ابتدا به چند پرسش پاسخ دهیم:

پرسش نخست که بنیادی‌ترین پرسش ما نیز به شمار‌ می‌رود این است که جامعه قدرتمند که مورد توجه شخص آقای رئیس‌جمهوری است، اساسا چگونه جامعه‌ای است و آیا می‌شود حکومت‌های قدرتمند داشت، اما فاقد جامعه قدرتمند بود؟

بگذارید قبل از هر چیز به این سوال پاسخ دهیم که آری می‌توان دولت‌های قدرتمند داشت، بدون آنکه جامعه قدرتمندی داشته باشیم. دنیای امروز مملو از چنین جوامعی است. راه دور نرویم: رژیم صدام حسین مصداق کامل حکومت قدرتمند و جامعه فاقد قدرت بود. همچنان‌که بعد از بیش از یک دهه از سقوط صدام هیچ انسجام قدرتمندی در جامعه عراق به‌وجود نیامده و همان‌طور که شاهدیم عراق بعد از صدام با تنش‌های عمیق سیاسی – اجتماعی و قومیتی روبه‌رو است. حکایت لیبی هم دقیقا چنین بود و بعد از گذشت بیش از دو سال از سقوط حکومت سرهنگ معمر قذافی هیچ ثبات و حاکمیت قانونی‌ای در لیبی به‌وجود نیامده است. حکومت صدام از نظر سیاسی بسیار نیرومند بود، ایضا حکومت «معمر قذافی»، و… اما با وجود اقتدار و قدرت این حکومت‌ها، جوامع این کشورها چندان جوامع قدرتمندی نبودند. آنچه مدنظر آقای روحانی است دقیقا فاصله‌گرفتن از چنین ساختار سیاسی‌ای است. اما پرسش دوم از اینجا شروع می‌شود که تکلیف نیرومند بودن حکومت‌ها مشخص است؛ یک منبع درآمدی مطمئن، یک ارتش نیرومند و بالاخره یک تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی بسیار کارا و قدرتمند می‌توانند حکومت‌هایی بسیار مقتدر و نیرومند ایجاد کنند، اما سوال اساسی آن است که جامعه نیرومند چگونه تشکیل می‌شود؟

پاسخ این سوال در حقیقت به عمق خود رشته علوم سیاسی است، اما آنچه خیلی مختصر در حد یادداشت یک روزنامه می‌توان گفت آن است که جامعه مقتدر، جامعه‌ای است که در آن همدلی و انسجام همچون نخ تسبیح تکه‌پاره‌های آن را به یکدیگر متصل می‌کند. ثانیا در یک جامعه قدرتمند، مردم از حکومت ترس و وحشت ندارند. تبعیت و سرسپردگی‌شان به نظام سیاسی‌شان نه از روی ترس از پلیس و تشکیلات امنیتی است، بلکه از سر باور است. شاید اگر در یک کشور خاورمیانه‌ای یا آفریقایی می‌بود، باخت یک به هفت برزیل از آلمان ممکن بود به ناهنجاری‌های ناخوشایندی بدل شود، اما مردم برزیل در یک انتخابات دموکراتیک حکومت‌شان را با رفتن به پای صندوق انتخاب کرده‌اند. بخش‌هایی از جامعه برزیل قطعا نسبت به سیاست‌های حکومت‌شان نارضایتی دارند و آن را در قالب تظاهرات نشان می‌دهند، اما نکته حیاتی این است که حکومت برزیل به ضرب سرنیزه و تشکیلات امنیتی‌اش بر سر قدرت نیست؛ بلکه پشتوانه قرار گرفتن آن و تداوم اقتدارش بر قدرت به موافقت اکثریت جامعه بازمی‌گردد. بنابراین اگر پای قوای مسلحه و تشکیلات امنیتی هم در میان نباشد مردم برزیل، مردم هند، مردم آرژانتین، مردم آفریقای جنوبی و… همچنان پشتیبان حکومت و نظام‌‌شان هستند. اما در عراق صدام حسین یا در لیبی «معمر قذاقی» به مجرد آنکه عوامل نظامی و امنیتی رخت برمی‌بندند، آن حکومت‌ها به‌سرعت فرو می‌پاشند. آقای روحانی به دنبال الگو و مدلی هستند که تحت هر شرایطی و با به‌وجود آمدن هر ناملایماتی کسر قابل‌توجهی از مردم ایران هم‌چنان پشت نظام بایستند. بی‌تردید جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در این راستا گام‌های بزرگی برداشته است، اما چنان که آقای رئیس‌جمهور به درستی تشخیص داده است، نیازمند برداشتن گام‌های بزرگ‌تر دیگری هستیم./  منبع: www.zibakalam.com

مطالب بیشتر؛






عناوین ویژه