زمان بارگزاری این صفحه: 5:54 PM UTC

آستارا تا ابد گیلانی است با دلیل و برهان

آستارا تا ابد گیلانی است با دلیل و برهان

صدای گیلان – مسئولین محترم استان تازه تاسیس ! اردبیل در دو دهه گذشته بارها با ادعاهای مختلف ، اینگونه وانمود کرده اند که شهر آستارا از ازل جزء لاینفک این استان بوده است و در اقدامی جدید که دهان هر انسان منطقی باز می ماند ادعای مالکیت شهرستان تالش را هم داشته اند !!!

آستارا تا ابد گیلانی است

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان؛ متن زیر ارسالی یکی از بینندگان این سایت است که بدون هیچ کم و کاستی منتشر می شود. اهمیت این یاداشت ازآن جهت است که با توجه به اتفاقاتی که پیرامون الحاق استارا به اردبیل بوجود امد ، شاید نگاه بعضی ها بر آن باشد که برخی رسانه ها با رویکرد جهت دار به این موضوع حساسیت نشان داده یا در صدد القای نگرشی خاص به مردم هستند. اما انگاه که خود شهروندان دست به کار می شوند و اعتراض خود را به چنین مواردی ابراز می کنند، نشان دهنده انست که چنین مسایلی ، حساسیت برانگیز بوده و مسولین باید با دقت نظر بیشتری در چنین موضوعاتی وارد شده و موضع گیری یا صحبت های  تفرقه برانگیز نداشته باشند.

این متن که با نام مستعار سرباز سردار بزرگ جنگل ارسال شده است را در ذیل مشاهده می کنید؛

عنوان : دلایل محکم و منطقی در خصوص عدم امکان الحاق شهرهای آستارا و تالش !! به استان اردبیل

موضوعی که در اینجا به آن پرداخته خواهد شد ، موضوع جدیدی نیست و همه افرادی که با استانهای اردبیل و گیلان تا حدودی آشنایی داشته باشند ، این موضوع را بارها و بارها شنیده اند . موضوع چیزی نیست جز ادعای همسایه های غربی و جنوبی استان گیلان جهت مالکیت برخی از شهرستانها و مناطق این استان کوچک ! ( منظور استانهای اردبیل و قزوین است )

جالب این است که با وجود ارائه پاسخ های منطقی درطول دو دهه گذشته در خصوص عدم امکان هرگونه جداسازی یا تفکیک و الحاق مناطقی از استان گیلان به سایر استانها ( با دلیل و برهان ) ، متاسفانه باز هم از تاریخ درس گرفته نمی شود و همچنان ادعاهای واهی و بی اساس تکرار می گردد.

مسئولین محترم استان تازه تاسیس ! اردبیل در دو دهه گذشته بارها با ادعاهای مختلف ، اینگونه وانمود کرده اند که شهر آستارا از ازل جزء لاینفک این استان بوده است و در اقدامی جدید که دهان هر انسان منطقی باز می ماند ادعای مالکیت شهرستان تالش را هم داشته اند !!!

در این نوشتار با هم و با حوصله برخی از مهمترین دلایل مطرح شده از سوی مسئولین استان اردبیل را درخصوص مالکیت آستارا و تالش و همچنین سایر اظهار نظرهای این عزیزان را مرور می کنیم و در ادامه برای هر سوال پاسخ های روشن و واضح مطرح خواهد شد .

امید است این نوشتار تا حدودی راهگشا و چراغ راهی باشد برای مسئولین محترم اردبیلی تا ان شاالله از این پس به مسائل مهمتر و کلان حوزه زیرمجموعه خود پرداخته و یک بار هم که شده این مساله بی فایده و نخ نماشده پیگیری الحاق آستارا و تالش ! به اردبیل منتفی گردد . اگر خدا بخواهد.

LATON11

دلیل /بحث اول مسئولین اردبیل : مردم آستارا و حتی تالش !! به شدت علاقمند و پیگیر الحاق شهرهایشان به استان اردبیل هستند.

پاسخ : مسئولین محترم اردبیلی ! این ادعای شما با کدام مدرک معتبر علمی / کدام نظرسنجی / کدام حضور درصحنه / و با کدام مصاحبه بدست آمده است ؟ کدام مقام مسئول در آستارا ( شورای شهر – فرمانداری – بخشداری ) رسما” این موضوع را تایید کرده و این نظرات بصورت رسمی در کدام مقاله یا مجله چاپ شده است ؟ جالب این که ما می بینیم اکثریت قریب به اتفاق مسئولین آستارا از جمله نماینده محترم مجلس – فرماندار – معاون سیاسی امنیتی فرماندار آستارا – شهردار و سایر مسئولین این شهر به شدت مخالفت خود را با این قبیل طرح های تکراری و غیر ممکن اعلام کرده اند و نظراتشان در اینترنت و سایتهای خودشان قابل مشاهده است . حتی نماینده محترم آستارا به گیلانی بودن آستارا بارها اشاره کرده ولی گلایه خود را در خصوص لزوم رسیدگی بیشتر به مشکلات این شهرستان از سوی مسئولین گیلان اعلام کرده نه اینکه خواستار جدایی از گیلان باشد . جدایی یک شهر از یک استان که فقط به مردم و مسئولین همان شهر مربوط نمی شود و سایر مسئولین و نمایندگان مجلس آن استان هم در آن دخیلند .

ما می بینیم که در دنیای مدرن امروز وقتی یک ادعا می کنیم یا وقتی یک مقاله برای ISI یا سایر نشریات معتبر دنیا می فرستیم ، سریعا” مسئولینش از ما رفرنس و منابع معتبر و به روز می خواهند . اینکه تعدادی از مردم به فرض در آستارا تمایل به الحاق به اردبیل داشته باشند که شرط نیست . در انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس هم تعدادی طرفدار این کاندیدا هستند و تعدادی طرفدار آن کاندیدا . باید ببینیم که اکثریت چه می گویند ؟ در کدام مقاله یا سایت یا نشریه معتبر با منبع و ماخذ اعلام شده که اکثریت مردم آستارا و تالش !! خواستار الحاق به اردبیل هستند . اگر فقط حرف خالی ملاک باشد در همان آستارا افراد زیادی هستند که اصلا تمایلی به این الحاق ندارند . پس یادمان باشد در زمان اظهار نظر حتما رفرنس و منابع معتبر علمی و تایید شده کشور را با نام و تاریخ مربوطه بیان کنیم و فقط به حرف اکتفا نکنیم .
نکته بعدی این است که در همان آستارا تعداد زیادی مهاجر اردبیلی و خلخالی سکونت دارند . خب بر همگان آشکار است که وقتی در نظرسنجی در داخل شهر آستارا با این افراد مصاحبه کنیم ، صد در صد آنها تمایل خواهند داشت . باید شفافتر بود و با مردمی در آستارا مصاحبه کرد و نظراتشان را پرسید که صد در صد آستارایی باشند و شناسنامه شان بررسی گردد نه مهاجرین اردبیلی .

مسئولین محترم اردبیل از طرف مردم آستارا تمایل به الحاق به آن استان را مطرح می کنند ، ولی درخصوص تمایل شدید مردم پارس آباد مغان و حومه جهت تاسیس استان جدیدشان به نام استان مغان و تمایل مردم خلخال جهت الحاق به استان گیلان هیچ گاه حرفی شنیده نمی شود !!

نکته مهم : در بازدیدی که در پاییز ۹۳ استاندار محترم گیلان و هیئت همراه از شهرستان آستارا و لوندویل داشتند و همچنین در بازدید دیگری که توسط ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی گیلان از مراکز بهداشتی درمانی آستارا صورت گرفت ، مردم شریف و فهیم این مناطق سنگ تمام گذاشته و با نصب دهها پارچه و پلاکارد به خادمین خود در استان گیلان خیر مقدم گفتند . نکند این همه مردم همگی از رشت و با اتوبوس به آنجا برده شده بودند ؟؟!! برای اطمینان می توان جمله یا واژه ” سفر استاندار گیلان به آستارا در پاییز ۹۳ ” را در اینترنت جستجو کرده و تصاویر مربوط به حضور انبوه مردم آستارا و لوندویل در استقبال از مسئولین گیلان گواه همه چیز خواهد بود . خدا را شکر از طریق اینترنت و رایانه خیلی از چیزها قابل اثبات است .

سفالی

 دلیل / بحث دوم مسئولین اردبیل : ما بصورت آرام و منطقی پیگیر الحاق این شهرها به استان خود هستیم.

پاسخ : مسئولین محترم اردبیلی ادعای الحاق آستارا با اردبیل را بصورت آرام و منطقی و قانونی مطرح کرده اند و فرموده اند که این موضوع را از مجاری قانونی پیگیری خواهند کرد . جالب است که می بینیم تعدادی از مسئولین محترم اردبیل بدون اجازه استانداری گیلان یا نماینده ولی فقیه گیلان در طول یک سال گذشته در نماز جمعه آستارا حضور یافته ، سخنرانی کرده و مردم را از برکات و مزایای جدایی از گیلان و الحاق به اردبیل آگاه نموده اند ( اوج قانونمندی !!! )

 دلیل / بحث سوم مسئولین اردبیل : شهرهای گیلان از جمله آستارا محروم هستند.

پاسخ : در این که متاسفانه تعدادی از شهرهای استان گیلان ( مثل خیلی از نقاط کشور ) آنگونه که شایسته است پیشرفت نکرده اند شکی نیست ولی افراد یا مسئولینی باید در این مورد نظر دهند که خودشان گل سرسبد باشند و استانشان نمونه بارز یک استان توسعه یافته و آباد باشد و پس از آباد کردن شهر و دیار خود به یاد آبادانی شهرهای یک استان دیگر بیفتند و فیلشان یاد هندوستان کند . از مسئولین اردبیلی سوال می کنیم که آیا مثلا” شهرهای خود شما خیلی آبادتر از گیلان است . بنده به واسطه دوسال حضور و خدمت سربازی در استان اردبیل تا حدود زیادی با حداقل ۶ – ۵ شهرستان اردبیل آشنایی دارم . شهرها و مناطقی در اردبیل هستند که هنوز گاز ندارند ، آسفالت ندارندو اوضاع اسفباری دارند . مثلا” وضعیت اصلاندوز و پارس آباد در شمال استان اردبیل خیلی خوب است ؟ اصلا”همین دو شهر اردبیل که نام برده شد به همراه چند شهر دیگر به دلیل بی توجهی مرکزنشینانشان ادعای جدایی و تشکیل استان مغان را دارند و نمایندگان مجلس آنان به شدت هرچه تمام پیگیر موضوع هستند !! درست است که حق آستارا بیشتر از اینهاست ولی حداقل در مقایسه با شهرهای اردبیل که آبادتر است و با پیگیری مسئولین گیلانی بزودی منطقه آزاد و بندر تجاری آستارا بصورت صد در صد شروع بکار خواهد کرد . همچنین با رسیدن خط راه آهن ( قزوین – رشت – انزلی – آستارا ) این شهر و بندر زیبا بزودی با اروپا رابطه برقرار کرده و دهها برابر رشد خواهد کرد و ما می بینیم که اینها همه نشانه پیگیری مسئولین کشوری و استان گیلان در جهت آبادانی هرچه بیشتر و سریعتر آستارا و تالش می باشد .

اگر کسی وقت و حوصله داشته باشد و بیشتر بخواهد پیگیر موضوع باشد می تواند به ساختمان وزارت کشور در میدان فاطمی تهران مراجعه نموده و آمار تعداد مناطق محروم دو استان گیلان و اردبیل را در مستندات این وزارتخانه مشاهده و قضاوت نماید.

آمار تعداد مراجعین و گردشگران داخلی و خارجی هم در دو استان اردبیل و گیلان قابل بررسی است . استان گیلان همه ساله بخصوص در ایام نوروز و تابستان پذیرای میلیونها نفر مسافر می باشد که نشان از زیرساختهای قوی تر این استان دارد ( براساس اعلام گزارش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور و توجه به اخبار سراسری در ایام نوروز و تعطیلات در خصوص تعداد مسافرین )

دلیل / بحث چهارم مسئولین اردبیل : شهرهای آستارا و تالش ترک زبان هستند … پس باید جزء اردبیل باشند.

پاسخ : این هم از جمله دلایل زیبایی ! است که اگر به آن توجه کنیم باید یک بار دیگر تمام کشور ایران را کن فیکون کنیم و یک ایران جدید بسازیم . در پاسخ به این دلیل مسئولین اردبیلی باید عرض کنم که :

۱- در استان آذربایجان غربی که نام آذربایجان را یدک می کشد و مرکز آن یعنی ارومیه اکثرا” ترک زبان هستند ، در همان استان چندین شهرستان بالغ بر ۵۰۰ هزار نفر یا بیشتر به زبان کردی صحبت می کنند و اهل سنت هستند ( مثل بوکان و مهاباد و … ) . در صورتیکه در فاصله نزدیک همین شهرها استان کردستان به مرکزیت سنندج قرار دارد که مثل آنان کرد زبان بوده و اهل سنت هستند و فاصله شان نزدیک تر است . با این حساب این شهرها هم باید به کردستان داده شود ؟ و به همین ترتیب :

۲- اکثریت ترکمن ها در گلستان حضور دارند و تعداد کمتری از آنها در استان خراسان شمالی / پس باید جزء استان گلستان شوند ؟

۳- در ملایر در استان همدان همگی لر هستند و استان مجاورشان لرستان است . پس آنها هم باید جزء استان لرستان شوند ؟

۴- در استان خوزستان شهرهایی مثل مسجد سلیمان و دزفول لر هستند و به همین ترتیب هموطنان لر زبان ما در اصفهان و اراک و … هم هستند . پس باید همه این شهرها به استان لرستان داده شود که حتی برخی از این شهرها به خرم آباد مرکز لرستان هم نزدیکترند .

۵- مردم ساکن در مناطق الموت قزوین به لهجه های مشابه مردم تنکابن و رامسر صحبت می کنند و اکثریت آنها هم در بخش خرم آباد شهرستان تنکابن ساکنند و کمتر برای امور خود به شهر قزوین می روند . با این حساب الموت را هم از قزوین جدا کرده و به تنکابن بدهیم . چون هم نزدیکتر است هم لهجه و گویش آنها شبیه تر به تنکابن و اصلا” شبیه قزوینی ها صحبت نمی کنند !!!

۶- مورد بعدی در استان مازندران : شهرهای تنکابن و رامسر گیلک زبان هستند و اصلا” فرهنگشان با ساری تناسب ندارد و بسیار شبیه رشت و گیلان هستند و همچنین فاصله شان تا رشت بین ۱۰۰ و ۱۵۰ کیلومتر نزدیکتر است ( نسبت به ساری ) . پس این شهرها هم باید جزء گیلان شوند.

۷- همچنین در شمال استان زنجان ( طارم – هم مرز با منجیل ) گروههایی از مردم زندگی می کنند که ترک زبان نبوده و لهجه شان به مردم لوشان شبیه است و اکثر کار و کاسبی و مشغله شان جهت فروش زیتون در رودبار و منجیل است . با این حساب آن مناطق هم مال گیلان . مگر نه ؟؟؟

۸- و اما نکته جالب این قسمت !!!! مسئولین محترم اردبیل که می فرمایند آستارا و تالش ترک زبان هستند و این موضوع یکی از دلایل الحاق آنها به اردبیل است ، چرا زحمت نمی کشند و نمی فرمایند که در تعدادی از شهرهای خودشان مثل بخشهایی از خلخال و کوثر ، عنبران ، نمین و … به زبان تالشی صحبت می شود ؟؟!!! اکثر تالش زبانان و خود شهرستان تالش در گیلان واقع است و مرداودات و رفت و آمدهای اهالی خلخال از جاده اسالم به سمت گیلان و شهر تالش انجام می شود . خب حالا چه کنیم برادران محترم ! چرا این شهرها را مطرح نمی کنید که جزء اردبیل هستند ولی تعداد زیادی تالش زبان در آنهاست!! شما چرا آن شهرها را به گیلان نمی دهید ؟؟
۹- در آخر هم باید گفته شود که درست است که بحث زبان مهم است ولی در این صورت خود اردبیل هم همزبان با جمهوری آذربایجان است ، پی هرچه استان ترک نشین در ایران داریم تقدیم جمهوری آذربایجان نماییم ؟؟؟ فاصله شان هم که تا باکو نسبت به تهران نزدیکتر است !!! همین گونه است ؟؟؟ یا کردستان را از ایران جدا کنیم و بدهیم به کردستان عراق !! به هر حال براساس یک سری امور و عرف و مصلحت ها شهرهای تالش و آستارا جزء استان گیلان شده اند نباید به همه چیز که بصورت یک طرفه نگاه کرد .

نکته بعدی : اگر فقط بحث زبان و نژاد و قومیت مطرح باشد ، در خود استان اردبیل هماگونه که گفته شد ، شهرهای شمالی آن از جمله پارس آباد و اصلاندوز و حومه پیگیر تشکیل استان جدید با نام « مغان » هستند و بیانیه ها و نظراتشان در اینترنت قابل مشاهده است . همین عنوان « استان مغان » را سرچ کنید مشخص خواهد شد . . این مردم که همگی و صد در صد ترک زبان و همزبان مردم اردبیل هستند . پس علت را در کجا بیابیم ؟ چه شده است ؟ مشکل کجاست ؟ مشخص می شود همه چیز به زبان و فرهنگ بصورت کامل بستگی ندارد و عوامل دیگری نیز مطرح است .

آستاراچای دلیل / بحث پنجم مسئولین اردبیل : به موجب عهدنامه صلح عثمانی ها با صفویان در سال ۹۶۳ هجری شمسی ، آستارا و تالش جزء قلمرو اردبیل است!!!

پاسخ : این موضوع در یکی از سایتهای خبری استان اردبیل ( ساوالان خبر ) با استناد به یک منبع که مربوط به چند قرن پیش !!! می شود نقل شده است ( با احترام به سایت مذکور بنا را بر درست بودن منبع و ماخذشان می گذاریم ) . در این عهدنامه تالش و آستارا جزء اردبیل بوده است . اگر بنا بر عهدنامه و این قبیل حرفها باشد که در این مملکت از هزاران سال قبل تاکنون دهها قرارداد امضاء شده است و تغییراتی در آن رخ داده است . خب عزیزان محترم اردبیلی ! قراردادها و معاهدات بنا به فراخور منطقه و زمان و مکان و مصالح کشوری می تواند تغییر کند . مگر خود شما تا دهه هفتاد جزء خاک آذربایجان شرقی و زیرمجموعه تبریز نبودید ؟؟؟ چه شد که با وجود ترک زبان بودن از آن شهر با فرهنگ جدا شدید ؟ خب پس طبق گفته شما ، الان تبریز دوباره می تواند مدعی باشد که استان اردبیل قبلا” جزء خاک آن استان بوده و دوباره باید به آذربایجان شرقی بپیوندد . همچنین خراسان شمالی و جنوبی باید به خراسان قبلی بازگردند و نیز گلستان به مازندران برگردد و … ضمنا” رامسر و تنکابن هم زمانی بدلیل گیلک بودن و فاصله نزدیک با رشت ، جزء خاک گیلان بودند .

پس نتیجه می گیریم اگر در چند قرن پیش ( به فرض درست بودن عهدنامه شما ) قول و قراری گذاشته شد ، مرور زمان و تغییرات مختلف فرهنگی و آب و هوایی و مصالح کشوری می تواند باعث تغییراتی در استانها و مناطق مختلف کشور شود . همانگونه که در سی و پنج سال پس از انقلاب شاهد تاسیس چند استان جدید بودیم از جمله خود استان شما !! اردبیل که تازه تاسیس هستید ! پس باید همه این تغییرات به عقب برگردد ؟؟؟؟

در تقسیم بندی زمان رضاشاه در زمینه تشکیل استانهای جدید ( با ده استان ) در همان ابتدای کار ، قزوین و زنجان در استان گیلان واقع می شد و مستنداتش را می توان در وزارت کشور یافت . پس بر این اساس قزوین و زنجان هم باید مجددا” به گیلان بازگشت داده شوند ؟؟

دلیل / بحث پنجم : اظهارات غیررسمی برخی افراد : آستارا تا دهه ۱۳۲۰ متعلق به اردبیل بود ، حکومت پهلوی ( گیلان : زادگاه رضاشاه !!!! ) آن را به گیلان داد.

پاسخ : در برخی اظهار نظرهای غیررسمی در فضای مجازی ، رضا شاه عامل الحاق آستارا به گیلان معرفی شده و علت این موضوع ، گیلانی بودن رضا شاه عنوان شده است . این موضوع نیازی به پاسخ ندارد ولی باید گفته شود که رضا شاه کی گیلانی بوده که ما نفهمیدیم ؟!! زادگاه رضا شاه در شهر آلاشت مازندران نزدیک سوادکوه ( با بیش از دویست کیلومتر فاصله از گیلان ) بوده و جالب است که رضا شاه اصلا” با گیلانی ها رابطه خوبی نداشته است . ( مصداق : دشمنی شدید او با سردار بزرگ جنگل میرزا کوچک جنگلی و شهادت او و قتل عام دهها شهروند گیلانی توسط عمال او از جمله تیمورتاش در دوره نهضت جنگل )

 دلیل / بحث ششم مسئولین اردبیل : گردنه حیران متعلق به اردبیل است.

پاسخ : در خصوص گردنه حیران که متعلق به کجاست باید گفت که این منطقه متعلق به همه مردم شریف ایران است . مگر ما در حال جنگیم که بگوییم مال من یا مال توست . ولی در خصوص بحث راه و ترابری و راهداری فعلا” متعلق به استان اردبیل و در زمینه سایر امور متعلق به استان گیلان است ( مدرک و دلیل : در زمان برگزاری انتخابات مجلس ، مردم ساکن در گردنه حیران به نمایندگان ( کاندیداهای ) شهر آستارا رای می دهند . یا این که فروشگاهها و رستورانهایی که در این گردنه هستند در تابلوی بالای سرشان نوشته شده دارای مجوز از اداره میراث فرهنگی و گردشگری گیلان . همچنین اگر کسی هنوز شک دارد و وقت آزاد دارد می تواند به وزارت کشور واقع در میدان فاطمی تهران یک سری بزند و از مسئولان آنجا سوال کند در تقسیمات کشوری ، گردنه حیران متعلق به کدام استان است ؟ تله کابین گردنه حیران با حضور مهندس قهرمانی چابک استاندار لایق قبلی گیلان افتتاح شد و همچنین در پاییز ۹۳ ، جلسه شورای اداری استان گیلان در خود محل گردنه حیران برگزار شد.

 دلیل / بحث هفتم مسئولین اردبیل : مسئولین گیلانی دارای عملکردضعیف هستند.

پاسخ : در این که مسئول قوی و ضعیف در هر شهر و دیاری و در هرجای دنیا وجود دارد شکی نیست ولی آیا کسی باید درخصوص عملکرد قوی صحبت کند که خودش در استان و حوزه کاری خودش دارای عملکرد مطلوب و قابل توجه باشد . متاسفانه خیلی کار ناپسندی است که مسئولین ( چه گیلانی – اردبیلی – و هر جای کشور ) در نظرات و مصاحبه های خود بخصوص در فضای مجازی اینگونه بهم تاخته و عملکرد هم را زیر سوال ببرند . متاسفانه برخی افراد ناآگاه در فضای مجازی به مسئولین شریف گیلانی انگ بی تعهدی و …. می زنند . جز این است که سردار بزرگ جنگل شهید میرزا کوچک جنگلی و پرچمدار مبارزه با انگلیس و روسیه و بیگانه ، بنیانگذار اولین حکومت جمهوری ایران ، اهل رشت بود و جالب این است که تعداد زیادی از پیروان و سربازان او ترک های خلخال ( به رهبری عظمت خانم فولادلو – ایل شاهسون ) بودند . سردار بزرگ جنگل الگوی همه وارستگان در گذشته و حال است . به تعداد شهدای استان گیلان نگاه کنید ( حدود ۸۰۰۰ نفر ) که جزء بالاترین تقدیم شهدا در جنگ تحمیلی بوده است .گلچین گیلانی – پروفسور سمیعی – شیون فومنی – آیت الله بهجت فومنی – دکتر معین و وجود بیشترین تعداد آرامگاه و مقبره امامزادگان عزیز در کشور که متعلق به گیلان است و ……….. تنها گوشه ای از عظمت گیلان و گیلانی و تعهد به اسلام است . آیا مردم و مسئولین گیلانی نبودند که یک روز قبل از پیام مقام معظم رهبری جهت خلق حماسه نهم دی در تاریخ هشتم دی به خیابانها ریختند و رهبر انقلاب این حرکت را بعدها در فرمایشات خود ستودند . . جالب تر این که شیخ صفی الدین اردبیلی این انسان وارسته که خودم ارادت بسیار زیادی به ایشان دارم و چند بار بر مزارشان جهت ادای احترام حاضر شده ام ، شاگرد و مرید چندین ساله شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان ( و به نقلی داماد وی بوده است )

نباید به دلیل وجود چند مسئول ضعیف در یک استان ( که البته در همه جا هستند ) تمام یک استان و مسئولانش به عملکرد ضعیف و تعهد ناکافی متهم شوند بطوریکه می بینیم به مسئولین گیلانی در خصوص نگهداری از گردنه حیران انتقادهای شدیدی از سوی مسئولین اردبیلی وارد می شود و هیچ وقت بصورت رو در رو در یک فضای دوستانه این حرفها مطرح نمی شود شاید اصلا موضوع اینگونه نباشد !!! در تعهد ترک زبانان عزیز به مملکت و ایران اسلامی شکی نیست و آنان امتحان خود را در طول تاریخ در پاسداری از اسلام پس داده اند و مورد تایید صد درصدی مقام معظم رهبری هستند ولی به فرض سلسله قاجار و پادشاهان ظالم و بی کفایتش که همگی ترک زبان بودند و نصف مملکت را به بیگانگان داده و تاراج کردند ، الان باید آن مورد را به همه ترک زبانان نسبت داد ؟؟ این که دلیل نمی شود . یادمان باشد در ارائه نظرات و اظهار دیدگاهها در خصوص چند مسئول ضعیف ، به کلیت یک استان نتازیم .

 دلیل / بحث هشتم مسئولین اردبیل : با الحاق آستارا به اردبیل ، این استان هم به دریای خزر راه خواهد یافت.

پاسخ : توسعه و پیشرفت بدون وصل شدن به دریا هم امکانپذیر است ( حرف های تزار روس که می گفت برای پیشرفت باید به آب های گرم دریاهای جنوب ایران راه پیدا کنیم در این قرن دیگر جایگاهی ندارد ) و نیازی نیست برای این کار حتما یک شهر ساحلی داشته باشیم و از دریایش استفاده کنیم . از داشته های خودمان با بهره وری کامل استفاده کنیم . الان گیلان قطب تولید چای و زیتون و برنج و اردبیل قطب تولید سیب زمینی و برخی از میوه هاست در همین خصوص بیشتر سرمایه گذاری کنید نتیجه خواهید گرفت . مگر ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم جز مشتی خاک و سنگ بود ؟ وضعیت فعلیش را بروید و بررسی کنید . به همین ترتیب کره جنوبی و مالزی و .

آبشار-لاتون-1

 دلیل / بحث نهم مسئولین اردبیل : مردم آستارا برای خرید و دوا درمان به اردبیل مراجعات فراوان دارند .

پاسخ : در اینکه در تمام دنیا شهرهای مجاور حتی در دو استان مختلف با هم روابط فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و … دارند و با هم رفت و آمد و مراوده دارند شکی نیست و یک امر طبیعی می باشد . سوال این است که براساس گفته مسئولان اردبیلی ، آیا این رفتن ها و آمدن ها فقط از طرف مردم آستارا به سمت اردبیل صورت می گیرد و یک طرفه است ؟؟ در روزهای تعطیل و ایامی که هوا مساعد است ما می بینیم که در سواحل و جنگلهای آستارا ، پر است از خودروهایی با پلاک اردبیل (۹۱) که جهت تفریح و گذران ایام به این سواحل و جنگلها می آیند ؟ درست است یا نه ؟ در خصوص خرید از بازارچه های مرزی و ساحلی آستارا می بینیم که تعداد زیادی از مراجعه کنندگان اهل اردبیل و این استان هستند . جهت انجام امور گذرنامه و سفر به جمهوری آذربایجان باز هم می بینیم که تعداد زیادی از مراجعین اردبیلی هستند و آستارا را جهت ورود به جمهوری آذربایجان انتخاب می کنند . با توجه به شروع بکار بیمارستان سوختگی ولایت در رشت ، می بینیم که از استانهای قزوین و همین استان اردبیل هم مراجعه کننده وجود دارد ( بررسی پرونده بیماران بستری این بیمارستان این را تایید می کند ) درصورتی که قبلا فقط شهر ساری با ده ساعت فاصله دارای بیمارستان سوختگی بود و نصف بیماران تا رسیدن به آنجا جان می سپردند . پس می بینیم که این رفت و آمدها دوطرف است .

و اما نکته آخر در خصوص مراجعات فراوان مردم آستارا به اردبیل :

اگر آستارایی ها که زیر صدهزار نفر جمعیت دارند به گفته مسئولان اردبیلی حتی تمام مردمشان از پیر و جوان و زن و مرد ! همه روزه و همه ساعته و در هرلحظه شبانه روز !! برای دوا و درمان به اردبیل می روند خدا گواه است و مردم و پیر و جوان از نزدیک دیده اند و می بیینند که میلیونها هموطن شریف و بزرگوار اردبیلی و خلخالی در ۵۰ سال گذشته وارد رشت و انزلی و فومن و صومعه سرا و …… شده و درآمدشان را از راه حضور و اشتغال در گیلان و شهرهای آن کسب می کنند مشاهده تعداد فراوان پلاک ماشینهای با نمره ۹۱ در گیلان و حتی رشت بسیار راحت است . چه توجیهی دارد که در دهها محله رشت ( مثلا” محله جماران که ربطی به ترک زبانی و اردبیل ندارد و ۲۶۵ کیلومتر با اردبیل فاصله دارد ) پر از ترک اردبیلی و خلخالی باشد ؟؟؟ حتی در شهرهای مازندران هم پر از ترک خلخال و اردبیل ( به ویژه زرج آباد ) است . شما بروید در تنکابن و رامسر و چالوس و ساری و … که صدها کیلومتر با اردبیل فاصله دارند ببینید چقدر ترک زبان مهاجر آنجاست . همه در آنجا ساکن شده و فرزندانشان شناسنامه همان شهرها را دارند و خود را چالوسی یا تنکابنی و … می دانند . از همه واضح تر در شهرستان تنکابن در مازندران !! تمام نانوایی ها و میوه فروشی ها و … ترک اردبیل و خلخال هستند . چرا این طور است ؟ علت چیست ؟ جریان چیست ؟ مساله از کجا آب می خورد ؟ خب معلوم است یا کار و اشتغال در اردبیل نایاب شده یا زیرساختهای این دو استان گیلان و مازندران قویتر است که اینهمه ترک زبان با صدها کیلومتر فاصله مجذوب آن شده اند وگرنه اگر گیلان بد است و مسئولینش ضعیف هستند و از نظر مسئولین اردبیلی ، گیلان به شهرهایش توجهی ندارد و آباد نیستند این تعداد از ترک زبانان آنجا چه می کنند؟ا مسجد آذری زبانان و انجمن آذری ها نیز در تمام این مناطق گفته شده وجود دارد . الان طوری شده که یک فرد غریبه اگر از یک استان دوردست وارد گیلان و بخصوص شهرهای غربی گیلان شود فکر خواهد کرد که همه این شهرها ترک زبانند غافل از اینکه ۹۹% آنها مهاجر در ۵۰ سال اخیر بوده و هر روز بر تعدادشان افزوده می شود !!

آن وقت گفته می شود و طوری وانمود می شود که مسئولین گیلانی بد و ضعیف هستند و شهرهایشان محروم هستند .

به نظر من حقیر باید به مسئولین گیلان و مازندران به جهت پذیرایی از اینهمه مهاجر و وجود آرامش و امنیت مدال افتخار داده شود . حقشان است
یک خاطره نقل کنم : یکی از همکلاسی های سابق من در دوران تحصیل می گفت من اهل تالشم و ترک زبانم بعدا” یک روز برحسب اتفاق شناسنامه اش را دیدم که در آخر نام خانوادگی اش پسوند ” کزج ” داشت یعنی از توابع خلخال که به تالش مهاجرت کرده بودند .

 دلیل / آخرین بحث مسئولین اردبیل : فاصله آستارا تا اردبیل کم است پس باید جزء این استان شود.

پاسخ : در اینکه فاصله یکی از شروط مهم در راحتی و آسایش مردم یک شهرستان می باشد شکی نیست ولی آیا در خود استان اردبیل شهرهایی مثل پارس آباد وجود ندارد که فاصله شان تا اردبیل اگر بیشتر از فاصله آستارا – رشت نباشد ، کمتر هم نیست . خوب که نگاه کنیم می بینیم فاصله خلخال تا تالش و دسترسی به گیلان برای مردم این شهر نسبت به اردبیل خیلی مطلوبتر است و این از تعداد دفعات مراجعه آنها به تالش کاملا قابل مشاهده است .

الان شهرهایی مثل تنکابن و رامسر ، فاصله شان تا رشت حدود ۱۵۰ – ۱۰۰ کیلومتر نزدیکتر از ساری است و جاده های گیلان هم در شرق گیلان اتوبان است و این مردم کمتر از دو ساعت به رشت می رسند در حالی که حدود ۴ ساعت تا ساری فاصله دارند . با استدلال مسئولین اردبیل این شهرها هم باید جزء گیلان شود . همچنین در کشور دهها و صدها شهر را می بینیم که فاصله شان به مرکز استان مجاورشان نسبت به مرکز استان خودشان به مراتب نزدیکتر و هموارتر است ( مثل همان مهاباد و بوکان که به سنندج نزدیکترند و مذهب و فرهنگشان هم یکی است و با ارومیه کاملا متفاوت است ) پس آنها ارا هم بدلیل نزدیکی به کردستان بدهیم و … در ایران شهرهایی هستند که با مرکز استانشان بیش از ۵۰۰ کیلومتر و یا ۱۰ – ۷ ساعت فاصله دارند ( مثلا فاصله چابهار با زاهدان را در نقشه ببینید !!!!! ) پس با این تفاسیر تمام نقشه ایران را عوض باید کرد ؟ خیلی دیدنی خواهد شد !!!

سایر نکات مهم :

۱- در این که آستارا و تالش و سایر شهرهای گیلان مثل تمام کشور مشکلاتی دارند و به حق مسئولین گیلانی باید در رفع آنها بکوشند شکی نیست ولی سوال این است که آیا درست تر و بهتر و عاقلانه تر این نیست که خود مسئولین محترم آستارا ( نماینده مجلس – فرماندار – شهردار – شورای شهر ) پیگیر مشکلات باشند و به قول سیاسیون و وزارت امور خارجه ، آیا این کار دخالت در امور داخلی یک استان دیگر نیست ؟

۲- چرا ما به موارد مهم دیگری مثل تفاوتهای بسیار زیاد آب و هوایی آستارا با اردبیل / ساحل دریا و نوار ساحلی آن / محصولات کشاورزی / رطوبت و دما / بارندگی / برخی ادارات خاص مثل دریانوردی / بنادر و کشتی رانی و … توجه نمی کنیم ؟ در کدامیک از این موارد اردبیل با گیلان و آستارا تشابه دارد ؟

آیا فکر کرده ایم که در صورت الحاق آستارا به اردبیل ، فقط بخاطر یک شهر ساحلی و بدلیل داشتن دریا ، باید چندین اداره کل جدید مرتبط با حوزه دریا و دریانوردی با میلیاردها تومان هزینه در اردیبل تاسیس شود ؟ آیا به فرموده رهبر معظم انقلاب به دنبال صرفه جویی و اقتصاد مقاومتی هستیم ؟

۳- آیا تاکنون مسئولین محترم اردبیلی از خود سوال کرده اند که درصورت الحاق آستارا و تالش به این استان و همچنین جدایی لوشان و منجیل و الحاق آن به استان قزوین ، دیگر چیزی از خاک گیلان باقی خواهد ماند ؟؟؟ همین الان وسعت خاک استانهای اردبیل و قزوین از گیلان بیشتر است . یعنی یک استان بخاطر برخی توقعات و خواسته های نابجای دیگران به کلی نابود شود ؟؟؟ در ازای این الحاق ، چه چیزی عاید این استان کوچک خواهد شد ؟ جز این است که در نقشه ایران دیگر دیده نخواهد شد ؟

tree2

نتیجه گیری :

در زمانی که به فرموده رهبرمعظم انقلاب ، دارای مشکلات عدیده اقتصادی و سیاسی هستیم و دوران مهم و برهه حساسی را پیش رو داریم و درحال مبارزه در چندین جبهه با دشمنان نظام اسلامی و به طور کلی دنیای استکبار هستیم ، آیا طرح این موضوعات که اصلا” هزینه – اثربخشی به همراه نداشته و باعث تشویش اذهان عمومی و انحراف از توجه به مشکلات اساسی کشور می شود ، چه دستاوردی برای ما خواهد داشت ؟ آیا جز این است که الان و در این دوره باید کاملا” گوش به فرمان ولی فقیه و فرماندهی معظم کل قوا باشیم ؟ جز این است که نباید به مسائل قومی و منطقه ای دامن بزنیم ؟ جز این است که باید اتحاد و همدلی داشته باشیم ؟ آیا منافعی که از الحاق آستارا به اردبیل عاید آن استان می شود ، بار مشکلات فعلی استان گیلان را کمتر خواهد کرد ؟ آیا نباید همه مسئولین بصورت سیستماتیک و همه جانبه به مسائل کشور بنگرند نه به مسائل جزئی منطقه ای ؟

مهم نگاه کل گراست . کشور ایران همین الان دارای مشکلات بسیار زیادی است که باید با رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب و با هوشیاری کامل و داشتن بصیرت لازم از این پیچ تاریخی به سلامتی عبور کنیم . متاسفانه با دامن زدن به این بحثهای قومی و قبیله ای و فاصله و رنگ و زبان فقط در آسیاب دشمن آب می ریزیم . متاسفانه همین الان هم بخاطر ناپختگی های برخی مسئولین از همه شهرها و بیانیه های رسمی و غیرکارشناسی ، تعداد زیادی از مردم گیلان و اردبیل بر سر همین جدایی ها و الحاق ها و زبان و فرهنگ با هم مشکل پیدا کرده اند . آیا این کارها پیروی از ولایت فقیه و حفظ یکپارچگی و وحدت کشور است ؟ می بینیم که شبکه های فرصت طلبی مثل VOA و BBC منتظر یافتن یک نقطه ضعف و تفرقه در این مملکت هستند تا آن را بصورت وارونه و با اهداف نابجای خود منعکس نمایند . در این دنیای فانی و زودگذر بهتر است به مسائل کلان کشور و منطقه بنگریم . از زحمات و دلسوزی های همه مسئولین در هر پست و مقام و هر استان و شهری صمیمانه قدردانی می نماییم . این ملت شریف لیاقت بهترین خدمت را از سوی مسئولین دارند./ سرباز سردار بزرگ جنگل

مطالب بیشتر؛

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،



۳۰ نظر یا دیدگاه برای “آستارا تا ابد گیلانی است با دلیل و برهان”

  1. زهرا نوشته است:

    هرگز اجازه نمی دیم آستارا از گیلان جدا بشه
    مردم گیلان همه باهم هستنند حالا هر زبونی می خوان داشته باشند و دوست دارند با همدیگه زندگی کنند
    اینکه بگند استارا باید از گیلان جدا بشه حرف اضافه گفتنند

  2. تایید این مقاله - درود به شرف گیلانی نوشته است:

    از نویسنده باهوش مقاله کمال تشکر را دارم
    ما گیلانی ها خیلی نجیب هستیم که با وجود ادعاهای […] مسئولین اردبیلی در تصاحب آستارا و تالش و شیطنت های قزوینی ها در ادعای مالکیت لوشان و منجیل و همچنین تحرکات موذیانه جدید در غرب مازندران جهت جدا کردن رودسر و املش تا کنون دندان روی جگر گذاشته ایم و به آرامش و امنیت کشور فکر کرده ایم .
    ولی وقت آن است که مسئولین گیلانی خجالت و تعارف و کم رویی و شاید ملاحضه مصالح نظام را کنار گذاشته و پاسخ کوبنده ای به این یاوه گویی ها دهند .
    آخر کار ما می فهمیم که گیلان عجب در گرانبهایی است که با وجود وسعت ناچیزش ، از هوا و زمین و چپ و راست ، از همه جهت چشم طمع به آن دارند

    ما باید قدر این استان و همه اقوامش را بیشتر بدانیم زنده باد اقوام گیل و دیلم و تالش

  3. نامعلوم نوشته است:

    استاندار اردبیل وقتی شنید مردم پارس آباد و اطراف میخواهند جدا شوند و استان جدیدی تشکیل دهند سریع موضع گیری کرد و گفت که نه اصلا” این بحثها نیست که …. اشتباه شده … این فقط خواست شخصی نماینده اون شهره و مردمش اصلا” هیچ تمایلی ندارند و به شدت طرفدار استان اردبیل هستند و اصلا” اون منطقه پتانسیل و ظرفیت استان شدن رو نداره !! در ادامه فرمودند اصلا” کی گفته اردبیل به اون شهرها ظلم میکنه ؟؟ همش الکیه

    ولی وقتی صحبت از جدایی آستارا و تالش میشه ، مسئولین محترم اردبیلی از همه طرف یک دفعه پیداشون میشه که مردم ایران ! کجایید ؟ حق مردم آستارا و تالش رو مسئولین گیلانی خوردند . به دادشان برسید . آستارا و تالش نابود شد …. هیچ راه چاره ای هم نداریم جز الحاق آستارا و تالش به اردبیل. ضمنا” این خواست تک تک مردم تالش و آستارا است !
    کمال صداقت را در این بیانات با هم به نظاره بنشینیم

  4. ع.عباسی نوشته است:

    آگاهان سیاسی بویژه کسانی که در مباحث امنیتی و قومیتی کشور و نیز در مسائل تاریخی خطه شمال کشور تبحر دارند، بخوبی می دانند که اینگونه ادعا قدری به مسائل فرامرزی ارتباط پیدا می کند. سالهاست که جمهوری آذربایجان تحت تاثیر رزیم صهیونیستی و غرب، ادعا واهی آذربایجان بزرگ را دارد و مجموعه استان های آذری نشین ایران را در این طرح خود جای داده است. از طرفی از بد استقلال منکر قوم تالش بعنوان بزرگترین اقلیت در آن کشور است.
    حال آیا مدعیان داخلی دانسته و یا ندانسته در راستای خواسته حاکمیت لائیک باکو قدم بر نمی دارند؟
    کجا و چه چیز آستارا و تالش به استان اردبیل می آید؟ بعبارتی چه تشابه قومی، فرهنگی و… بین این منطقه و اردبیل وجود دارد؟ آیا صرف تحرکات جاهلانه بعضی از مقامات وقت اردبیل و یا خواسته قلبی و غیر اعلامی نماینده اردبیلی الاصل فعلی آستارا می تواند امر بزرگ و به تجزیه یک استان نسبتا کوچک گیلان عملی کند؟
    اگر مقامات اردبیل خیلی بودجه عمرانی دارد و در صدد خدمت به مردم استان خود است، پیشنهاد می شود یک نیم نگاهی هم به شهرهای بسیار محروم خود مانند خلخال و… بکنند. بطوریکه زندگی و معیشت مردم در بعضی از مناطق این استان چندان فاصله ای با مردمان بدوی ندارد. اینجانب چند ماه پیش که گذری از بعضی بخش های استان اردبیل مانند هشچین، کوثر (در اطراف خلخال) داشتم بسیار متاثر شدم و از خود پرسیدم آیا اینجا ایران است؟ به جز دو شهر اردبیل ( محل استقرار مقامات استانی) و سرعین ( در سایه جذب توریست) ، زندگی اغلب مردم شهرها و روستاهای این استان بسیار فقیرانه می باشد.
    بجای اینگونه ادعاهای تحریک آمیز می توان طرح دیگری را مطرح کرد و آن استان شدن تالش است. که سابقا هم در مواردی مطرح شده است در آن صورت نه تنها برد مثبت برون مرزی در سطح ملی دارد ، بلکه علاوه بر آستارا و تالش ، بعضی از مناطق استان همجوار اردبیل ( مانند خلخال ، نمین و… را به این استان ملحق کرد و استانی جدید تشکیل داد.البته در خصوص این طرح باید بیشتر بررسی و کار کارشناسی متناسب با واقعیت انجام گیرد.
    علی عباسی خطبه سرا

  5. خدمت صادقانه به همه اقوام گیلانی بخصوص قوم شریف تالش نوشته است:

    با توجه به برخی صحبتها و پیگیری ها در چندسال گذشته در خصوص تفکیک استان کوچک گیلان و تشکیل استانی جدید بنام استان تالش ، بدون هیچگونه نیت و غرض و براساس شواهد و قرائنی که همین الان در مملکت رخ داده یا وجود دارد و خود برادران تالش زبان ما می توانند آنها را بررسی و قضاوت نمایند ، دلایل خود را درخصوص احتمال بسیار بسیار ضعیف تشکیل استان تالش در شمال ایران اعلام می نمایم . هیچ گونه قصد و نیت خاصی در این زمینه وجود ندارد و دلایل کاملا شفاف و واضح می باشد .
    همین جا هم اعلام می دارم که همه اقوام گیلانی و ایرانی در نزد خداوند بزرگ یکسان هستند و دارای حقوق برابر .
    1- استان گیلان همین الان از نظر وسعت پس از استانهای قم و البرز ، کوچکترین استان کشور است . بطوریکه وقتی به نقشه ایران نگاه می کنیم اصلا ” استان گیلان در مقایسه با تعداد زیادی از استانها مثل مورچه در مقابل فیل است . هرگز وزارت کشور قبول نمی کند که در شمال ایران چهارمین استان ساحلی را هم ایجاد نماید .
    2- سالها قبل از تلاش برادران تالش زبان ما جهت تاسیس استان جدیدشان ، مردم منطقه غرب مازندران از نور تا رامسر پیگیر بودند که یک استان جدید بنام استان ” ساحلی ” با همراهی تعدادی از شهرهای شرق گیلان تاسیس کنند ولی به نتیجه نرسیدند . بیشتر تلاشهایشان هم مربوط به دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود که در کابینه خود تعداد زیادی وزیر یا معاون غرب مازندرانی داشت ( آقایان مشایی رامسری – دکتر حسینی وزیر اقتصاد تنکابنی – آقای شیخ الاسلام وزیر کار و تعاون چالوسی – آقای محسنی بندپی نوشهری رئیس سازمان بیمه سلامت ایرانیان و آقای ناطق نوری نماینده مردم نور در مجلس ) ولی دیدیم که با این همه پشتوانه و درخواست صد در صدی مسئولین و مردم این منطقه برای تحقق این موضوع به نتیجه نرسیدند . نکته جالب هم این بود که مشکلات مردم غرب مازندران به مراتب بیشتر از غرب گیلان بود الان دورترین شهرستان گیلان یعنی آستارا فاصله اش تا رشت 185 کیلومتر است در حالی که رامسر تا ساری 260 کیلومتر فاصله دارد . ترافیک در شهرهای غرب مازندران بدلیل حضور بی شمار گردشگران خارجی و داخلی بخصوص مسافرین تهرانی و کرجی به مراتب بیشتر از غرب گیلان است . همچنین جمعیت مردم منطقه غرب مازندران حداقل دو برابر جمعیت منطقه غرب گیلان است ولی می بینیم که با وجود پیگیری های دهها برابری مردم آن منطقه ، از استان شدن آنجا خبری نشد که نشد ……..
    3- الان اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مملکت به قدری خراب است که تشکیل یک استان جدید در شمال ایران اصلا به هیچ وجه در اولویت اقدامات وزارت کشور و دولت قرار نخواهد داشت . تشکیل یک استان جدید دهها میلیارد هزینه بر دست دولت خواهد گذاشت .
    4- اگر ما به استانهای جدیدی که پس از انقلاب تاسیس شدند خوب نگاه کنیم ، می بینیم که این استانها حداقل در دو مورد تفاوتهای بسیار بسیار زیادی با منطقه تالش زبان گیلان دارند . 1- وسعت و مساحت زیاد استان جدید 2- اگر وسعتشان کم است حداقل جمعیتشان بسیار زیاد است
    مثلا به وسعت و مساحت استانهای اردبیل / گلستان / خراسان شمالی / خراسان جنوبی / قم / خوب دقت کنید ! حالا به محدوده تالش زبان در استان گیلان نگاه کنید و مقایسه کنید . حداقل وسعت آن استانها سه تا چهار برابر منطقه تالش نشین در گیلان است . تنها استانی که با وجود مساحت اندک و پس از بیست سال پیگیری تبدیل به استانی جدید شد ، استان البرز به مرکزیت کرج بود که با دارا بودن 5 تا 6 شهرستان و جمعیت نزدیک به 5/2 میلیون نفری در چند سال اخیر تبدیل به استان شد .

    5- اگر فقط خواسته های یک منطقه و مردم یک منطقه در ایران ( مثلا همین تالش ) جهت تاسیس استان جدید مطرح بود ، خیلی مشکلی پیش نمی آمد ولی ما می بینیم که مشابه خواسته مردم تالش زبان در گیلان ، دهها منطقه دیگر ایران هم خواستار تشکیل استان جدید یا الحاق به یک استان دیگر هستند . از جمله می توان به درخواست مردم قسمتهایی از همدان و لرستان برای تشکیل استان ” زاگرس ” اشاره کرد . مردم شهرستان بروجرد تمایل دارند از استان لرستان جدا شوند …مورد بعدی همین منطقه غرب مازندران با عنوان استان ” ساحلی ” که دوست دارند از مازندران جدا شده و استان جدید داشته باشند … مورد بعدی تمایل مردم خلخال برای الحاق به استان گیلان …. همچنین تمایل مردم شهرستان دلیجان برای جدایی از استان مرکزی و الحاق به استان قم …. مورد بعدی بحثهایی است که درخصوص الحاق برخی قسمتهای ساحلی استان هرمزگان به استان فارس مطرح است ….. الان اردبیلی ها هم ادعای مالکیت آستارا و تالش را دارند ….. مسئولین قزوینی هم خیلی دوست دارند که شهرهای لوشان و قزوین را در گیلان تصاحب نمایند . الان سبزواری ها هم ازاینکه جزء استان خراسان رضوی هستند خیلی راضی نیستند و می گویند حق ما بود که بجای بجنوردی ها ، مرکز استان خراسان شمالی باشیم . رامسری ها و تنکابنی ها هم از فاصله دورشان نسبت به ساری ناخرسند هستند و دوست دارند جزء استان گیلان باشند . مردم نواحی کردنشین در آذربایجان غربی هم مثل بوکان و مهاباد تمایلی به بودن در این استان ندارند و می گویند چون ما کرد هستیم و اهل تسنن پس منطقی این است که جزء استان کردستان باشیم . مردم شهرستان گلوگاه در مازندران هم دوست دارند به استان گلستان بپیوندند . مردم شهرهای شمالی استان اردبیل مثل پارس آباد و اصلاندوز هم دوست دارند استان جدیدی بنام استان مغان داشته باشند و 00000000000000
    به همین ترتیب ما خوب می بینیم که مشابه موارد بالا در کشور ما ایران به وفور و هزاران مورد قابل مشاهده است و هر شهر و دیاری یا ادعای استان شدن دارد یا دوست دارد در یک استان دیگر باشد . خب عزیزان محترم تالش زبان ! در این که به حق و الله وکیلی مسئولین گیلانی باید به مشکلات مردم همه مناطق این استان از جمله غرب استان توجه ویژه ای داشته باشند شکی نیست ولی با توجه به هزاران مورد درخواست برای تشکیل استانهای جدید یا الحاق به استانهای دیگر ، آیاد دولت و وزارت کشور اصلا فرصتی برای بررسی این همه درخواست خواهد داشت ؟ آیا اصلا این هزاران تغییر در جغرافیای ایران قابل انجام است ؟ فقط درخواست خودتان را نبینید . مشابه شما در دهها نقطه کشور درخواست استان شدن یا الحاق به استانهای دیگر وجود دارد . اوضاع مملکت آنقدر خراب است و مسئولین رده های بالا آن قدر در مشکلات هسته ای و 1+5 غرق شده اند که بعید است فعلا این موضوعات حتی در جلسات آنها مطرح هم شود چه برسد که برای آنها تصمیم بگیرند
    6- ما می بینیم که در همه استانها اقوام مختلف از همه طایفه ها و گروهها در کنار هم به سر می برند . فقط تالش زبان ها نیستند که در کنار قوم گیل زندگی می کنند . همانطور که گفته شد در آذربایجان غربی ، برادران کردزبان در کنار ترک زبان ها هستند . تنکابن و رامسر که گیلک زبان هستند ، در استان مازندران زندگی می کنند که اکثریتشان مازنی هستند در حالی که این دو شهر هم لهجه گیلان هستند و به رشت دو ساعت نزدیکترند . شهرهای مسجد سلیمان و دزفول و … لر زبان هستند ولی در استان لرستان نیستند و در استان خوزستان هستند که تعداد زیادی از شهرهایش عرب زبان هستند . در شهر قروه اکثر مردم ترک زبان یا غیر کرد و شیعه هستند ولی این شهر در استان کردستان واقع شده که اکثریت اهل سنت هستند . تهران و کرج را از یاد نبریم که 72 ملت هستند . در همان شهرستان تالش هم برادران تالش زبان و ترک زبان و تعدادی گیلک زبان در کنار هم زندگی می کنند . در استان گلستان برادران اهل سنت ترکمن ما ساکن هستند . . خوب که نگاه می کنیم می بینیم تعداد ترکمن ها از تعداد تالش زبان ها بیشتر که نباشد کمتر هم نیست آنها هم اکنون در استان گلستان به مرکزیت گرگان هستند پس آنها هم باید یک استان جداگانه داشته باشند ؟ مهاجرین محترم اردبیلی و خلخالی هم که در همه شهرهای گیلان و مازندران و کرج و تهران هستند .
    7- مگر فاصله شهرهای تالش زبان تا رشت چند کیلومتر و یا چند ساعت است که باید یک استان جداگانه در آنجا تشکیل شود . دورترین شهر یعنی آستارا 185 کیلومتر با رشت فاصله دارد و حداکثر دو و نیم ساعت فاصله زمانی دارد . خوب که به نقشه ایران نگاه می کنیم شهرهایی وجود دارند که فاصله شان تا مرکز استانشان 500 تا 700 کیلومتر و یا بیش از 7 تا 10 ساعت هم می باشد . مثل فاصله چابهار تا زاهدان یا فاصله شهرهای استانهای کرمان و اصفهان و فارس و سمنان و …… . فاصله رشت – آستارا در مقایسه با این فاصله ها اصلا به چشم نمی آید . در استان مجاور ما یعنی مازندران ، فاصله رامسر تا ساری بیش از 4 ساعت است .
    8- اگر بحث جمعیت برادران تالش زبان ما را مطرح کنیم ، خواهیم دید که حتی اگر مناطق تالش زبان در استان اردبیل را هم در نظر بگیریم ، جمعیت این مناطق براساس جمعیتی که توسط ” وزارت کشور ” در سال 93 عنوان شده ، بین 500 تا 700 هزار نفر می باشد که جمعیت قابل توجهی برای تشکیل یک استان جدید نیست . در همین غرب مازندران هم اقوام گوناگونی ( متفاوت از قومیت اصلی مازندران و طبری ها ) زندگی می کنند مثل تعداد فراوان کردهای مقیم کلاردشت ، گیلک های تنکابن و رامسر ، دهها هزار ترک مهاجر اردبیلی و خلخالی در غرب مازندران و …………….
    9- در مناطق تالش نشین ، هیچ شهر بزرگ یا کلانشهری وجود ندارد که پتانسیل مرکز استان شدن و زیرساختهای قوی را داشته باشد . اگر به آستارا خوب توجه کنیم ، درعین داشتن زیبایی ها خدادادی جمعیت بالایی ندارد ( زیر صدهزارنفر ) در مقایسه با رشت .
    دراین خصوص جالب است که بدانیم مردم چالوس و نوشهر در غرب مازندران که ادعای مرکز استان بودن را برای استان جدید خود داشتند و تنکابن را خیلی به حساب نمی آوردند ، همواره به نکات مهمی مثل جمعیت بالای منطقه غرب مازندران بخصوص چالوس و نوشهر و جمعیت شناور آن در ایام نوروز و تابستان ( هجوم صدها هزار تهرانی به چالوس و نوشهر ) ، دسترسی آسان به تهران ، دردست احداث بودن اتوبان تهران – شمال ، داشتن فرودگاه ، دانشگاه علوم دریایی نوشهر ، وجود بندر چند منظوره نوشهر و وجود چندین اداره کل مستقل در غرب مازندران مثل بنادر و کشتیرانی و جنگلها و مراتع و وجود چندین مسئول سرشناس در نهادهای کشوری بعنوان پتانسیل ها و ظرفیت منطقه خود جهت استان شدن اشاره می کردند که در مقایسه با زیرساختهای غرب گیلان چندین برابر است ولی می بینیم که از استان جدید در غرب مازندران خبری نشد . ضمنا در غرب مازندران موارد دیگری هم وجود دارد که به مراتب از غرب گیلان قوی تر است مثل پایانه های زیاد گل و گیاه کشور ، قطب تولید مرکبات کشور ، سرمایه گذاری های بسیار زیاد تهرانی ها در غرب مازندران ، وجود هتل ها و مراکز گردشگری بسیار زیاد در غرب مازندران و ……………. با تمام این دلایل وزارت کشور قبول نکرد که غرب مازندران استان شود . حال غرب گیلان که نصف این ظرفیتها و جمعیت غرب مازندران را ندارد چگونه می تواند یک استان جدید باشد ؟
    10- یک موضوع که گاهی در برخی صحبتها به آن اشاره می شود ، عدم توجه مسئولین گیلانی به شهرهای غرب این استان است . بنده نمی خواهم این موضوع را رد کنم . در موارد بسیاری بنده حق را به مردم شریف غرب استان می دهم و همین جا اعلام می نمایم که حق مردم غرب گیلان باید مثل تمامی نقاط دیگر داده شود . بحثی که اینجا جالب است این است که برخی از مردم غرب گیلان اشاره می کنند که وضعیت شرق گیلان به مراتب بهتر است ولی در سایتهای خبری و پایگاههای اطلاع رسانی شهرهای شرق گیلان مثل رودسر و کلاچای و … هم که بررسی می کنیم ، آنها هم می گویند وضع ما خراب است . متاسفانه تعدادی از مسئولین محترم ما باید بیشتر تحرک داشته باشند وگرنه کلیت استان خدای نکرده هیچ عداوتی با غرب استان ندارد همانگونه که ما در خود نظام اسلامی از زمان پیامبر اسلام تا کنون می بینیم که برخی مسئولین ضعیف و نالایق وجود داشته اند . آیا باید بنا را بر بد بودن کل نظام یا استان گیلان بگذاریم ؟ بنده با توجه به شناخت کافی که از کلیه شهرهای گیلان از آستارا تا چابکسر دارم ، عرض می کنم که در شرق گیلان هم شهرها و مناطق بسیاری وجود دارد که شاید وضع غرب گیلان از آنها بهتر باشد . مثلا شهرهای املش و سیاهکل و رودسر و کلاچای و اشکورات را در نظر بگیرید . انصافا وضعیت غرب گیلان بهتر از آنها نباشد بدتر هم نیست .
    نکته مهم : باز هم تاکید می کنم که اینها هیچکدام توجیه نیست و مسئولین استان باید بیشتر به فکر مناطق جنوبی و غربی استان باشند .
    بحثهای مهمی که در دستور کار ادارات کل استان گیلان در خصوص غرب استان قرار دارد ، به شرح زیر قابل بررسی است
    – پروژه چهار بانده کردن راههای مواصلاتی استان از انزلی به سمت آستارا ( اداره کل راه و شهرسازی )
    – اتمام مراحل مختلف و فازهای بندرچندمنظوره آستارا و منطقه آزاد تجاری
    – اتصال غرب گیلان به راه آهن سراسری ( قزوین – رشت – انزلی – آستارا ) و ارتباط با اروپا
    به نظر می رسد که با این طرح ها وضعیت مناطق غربی استان گیلان به مراتب بهتر خواهد بود و قبل از اینکه راه آهن به شرق گیلان برسد ، مردم غرب استان و مناطق تالش نشین از آن بهره مند خواهند شد ( که حقشان خیلی بیش از اینهاست )
    ” سخن آخر ”
    اینهمه بحث و سخن که گفته شد یک موضوع را به ذهن ها یادآوری می کند و آن این است که اگر با توجه به شرایط فعلی کشور ، امکان تاسیس استان جدید در هر جای کشور فعلا مقدور و منطقی نباشد ، تکلیف چیست ؟
    جواب فقط یک عبارت بیشتر نیست : خدمت صادقانه مسئولین هر استان به تمام شهرهای آن استان بدون توجه به نژاد و فاصله و مذهب
    در استان گیلان دو قوم بزرگ و شریف گیل و تالش در کنار هم سالهاست که همچون برادران تنی زندگی می کنند . مسئولین استان گیلان باید چند نکته را که حق مردم مناطق تالش زبان می باشد بیشتر در دستور کار خود قرار دهند تا ان شاالله رضایت مردم این مناطق حاصل گردد :
    – استفاده از مدیران و جوانان و مسئولین بومی در این مناطق که به مشکلات منطقه خود بیشتر واقفند
    – استفاده از نظرات و پیشنهادهای مردم و مسئولین غرب استان در مدیریت استان
    – اختصاص بخش مهمی ازبرنامه های صدا و سیمای مرکز گیلان به پخش برنامه به لهجه و زبانهای بومی مردم منطقه غرب استان
    – شناساندن بیشتر و بهتر منطقه غرب استان و در برنامه های شبکه باران
    – حضور بیشتر مسئولین ارشد استان در مناطق غربی جهت بررسی مشکلات مردم منطقه و رفع آنها
    – سرمایه گذاری بیشتر در این مناطق و ایجاد اشتغال برای جوانان شریف و لایق منطقه
    – و ………………

    در پایان مجددا اعلام می دارم که استان گیلان بعنوان یکی از زیباترین و با شرف ترین استانهای کشور مطرح می باشد که متاسفانه به دلایل متعددی ( که خارج از حوصله بحث است ) به جایگاه واقعی خود دست نیافته است . رسیدن به جایگاه واقعی جز با وحدت همه اقوام و گروهها و تلاش صادقانه مسئولین و خدمت به همه اقشار جامعه با هر رنگ و مذهب و زبان بدست نخواهد آمد . با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی – سیاسی – اجتماعی در مملکت و لزوم حفظ وحدت که دغدغه مقام معظم رهبری است ، از مسئولین محترم گیلانی انتظار می رود جهت کاهش مشکلات و مباحث قومی و مرزی ، نهایت تلاش خود را جهت خدمت به مردم شریف استان گیلان بخصوص مناطق غرب استان بیش از پیش مبذول دارند . مردم غرب استان از غیورترین مردم ایران هستند و خدمت به آنان باید افتخار هر مسئولی باشد .
    با احترام به همه اقوام و مردم استان سرافراز گیلان / سرباز سردار بزرگ جنگل

  6. از لیسار نوشته است:

    معلومه که نویسنده اش گیلکه یک مقدار هم اغراق کرده ولی در مجموع راست میگه بعیده که استان جدیدی در کشور با این همه بدبختی دولت تشکیل بشه با این اوصاف نماینده ما تالش ها در مجلس و فرمانداران ما بیشتر پیگیر مطالبات ما باشند
    مشکل اصلی مناطق مختلف کشور و نواحی مرزی هر استانی پول و منابع هست پول که باشه و امکانات بدن مشکل حل میشه
    ان شاالله مسئولین گیلانی بیشتر به فکر نواحی انتهایی استان خود باشند
    مسئولین گیلانی بد نیستند ولی باید بیشتر حواسشان را جمع کنند بین بد و بدتر از اردبیلی ها بهترند

  7. مجید گیلانی نوشته است:

    باسلام وخسته نباشید به همه،،ازشما تشکردارم به خاطر مطالب واقعیتون ،،درمورد اردبیل که میخوام ارض کنم کلان چند سال استان شده وبه نظرم جز استنهای درجه ۴یا۵به حساب میاد اصلان در موردش حرف نزنیم بهتره ،،درمورد تالش باید بگم که شهرستان تالش به نظرم استان نشه بهترببخشید که من این حرفو میزنم ولی واقعیته چون خود تالش همین الان هویت خودشو از دست داده شما برو تو شهرستان تالش همش ترک هستن و زبان اولشون ترکی هست حتا تالشی های اونجا هم ترکی صخبت میکنن خوب این یعنی تالشی باقی نمونده ,,ودر مورد کم کاریهای شهرستان تالش باید ایراد از نماینده و مسعولین شهر خودتون بخواید اونا باید جواب گو باشن ،ولی چون کارای درست ندارن میندازن گردن مسعولین گیلک ،،من خودم از پدری گیلک مادری تالش زبانم واهل فومن بدون هیچ تعصبی حرفامو زدم به اومیدگیلانی بهتر

  8. بهاری نوشته است:

    اگر قرار به استان شدن و این حرفها باشه حداقل 100 نقطه ایران الان ادعای استان شدن دارند ولش کنید بابا این حرفهای مسخره رو
    وقتی یک ژاپنی داره از کلاس اول ابتدایی آموزش می بینه معلماش بهش یاد میدن که عزیزم اینجا ژاپنه ما همه باید به فکر کشورمون باشیم همه باید متحد باشیم الان تمام دنیا دارند کالاهای ژاپنی رو مصرف می کنند باید به تولید کشور و اهداف کشور خود تعهد داشته باشیم و از این جور حرفها
    اونوقت ما ایرانی ها از اول تولد بهمون گفته میشه ما …. هستیم فلان استان بد هستند فلان استان مثل ما نیستند فلان استان آدمکشند فلان استان تجزیه طلبند فلان جا فلان تفکر رو دارند و ….
    بابا بخاطر همین تفرقه ها و هزاردستگی هاست که آمریکا و قدرتهای استکباری در مذاکرات 1+5 از موضع بالاتر با ما صحبت می کنند
    آقایان اردبیلی ! بابا مگه شما تالش و آستارا رو نداشته باشید می میرید شما که هر روز و هر لحظه توی آستارا و تالش هستید که ولش کنید دیگه بابا
    تمام سایتهاتون شده ادعای مالکیت گیلان و مسئولینتون هم هر روز درگیرند که ما این شهرها رو پس می گیریم و فلان و بهمان می کنیم
    بروید یک مقدار از تاریخ درس بگیرید اگر راست می گویید شهرهایی رو که در دوره قاجار دادید رفت پس بگیرید ( نصف ایران رفت )

  9. آخرین خبرهای رسیده از منطقه عملیاتی و جنگی آستارا نوشته است:

    [طنز] هموطنان عزیز ! هموطنان عزیز ! توجه فرمایید توجه فرمایید … آستارا !! شهر خون !!! آزاد شد آزاد شد ………….
    ( پخش مارش نظامی ……………… )
    به گزارشی که هم اکنون از شبکه جهانی اردبیل تی وی به دستمان رسید توجه فرمایید :
    دلاوران اردبیلی دقایقی پیش ، پس از فتح جانانه آستارا به سمت تالش در حرکتند و به رشت و انزلی هم هشدار داده اند که بزودی آنجا را هم خواهند گرفت …. ضمنا” پروژه بعدی دلاوران اردبیلی تصاحب خاک مازندران است و در ادامه اگر بودجه یاری نماید و جاده ها آسفالت باشد و رفیق ناباب نباشد ، کل استانهای گلستان و خراسانهای شمالی و رضوی هم در انتظار قدوم مبارک دلاوران ارتش اردبیل باشند . پیروزی نهایی نزدیک است . خبرها حاکی است که این مناطق یاد شده الان خالی از سکنه است و همگی به سمت تهران در حال فرار هستند ………..
    شاهدان عینی که در صحنه جنگ و در منطقه عملیاتی آستارا حضور داشتند ، بیان کردند که در شهر آستارا ، مردم این شهر با پخش گل و شیرینی از این پیروزی تاریخی ( فتح الفتوح ) غرق در شادی و سرور شده و مراسم جشنی به همین دلیل در میدان اصلی این شهر در جریان است که هم اکنون از شبکه بین المللی جام جم در حال پخش می باشد و بازپخش آن هم فردا همین موقع خواهد بود

  10. حسین نوشته است:

    آقا سلام
    برای چی درخصوص مطلب بالا نوشته اید : طنز ؟
    کجاش طنزه ؟
    مگه همین الان ترک ها همه مملکت رو اشغال نکردند ؟ تهران و قزوین و کرج و 5 تا استان ترک …
    همه گیلان و نصف همدان و ……….. تازه این که چیزی نیست . شما برو سبزوار توی استان خراسان اونجا ها هم هستند
    یا اباالفضل …

  11. رضوان نوشته است:

    ان شاالله مسئولین شریف و بزرگوار اردبیلی دست در دست هم دهند و استان خویش را آباد نمایند
    و کاری به کار ما و شهرهای ما نداشته باشند

  12. ممد نوشته است:

    منطقه آزاد تجاری و صنعتی و گردشگری اردبیل در دولت تصویب شد
    با اجرای این مصوبه آستارا نیز خیلی راحت به منطقه آزاد اردبیل الحاق خواهد شد

  13. ستار نوشته است:

    ممد جان سلام
    شما برادر عزیز و بزرگوار اردبیلی شده ای مثل « زبل خان » که سالها پیش کارتونش را تلویزیون پخش می کرد
    **
    زبل خان اینجا / زبل خان اونجا / زبل خان در همه جا و همه سایتها !!!!!
    **
    هرجا ما می رویم هر سایتی سر می زنیم نظرات شما برادر باهوش اردبیلی هم آنجا دیده می شود
    **
    جالب است هر چی جواب هم می دهیم فایده ندارد که ندارد
    **

    ممد عزیز و باهوش من !
    با چه زبانی بگوییم فارسی ؟ پشتو ؟ انگلیسی ؟ لاتین ؟ اسپانیولی ؟گیلکی !!!!!
    یا شاید هم به زبان شیرین خودتان ؟؟
    **
    آستارا و تالش و یا یک وجب از خاک مقدس گیلان را هزار سال دیگر هم به شما نمی دهیم
    حالا بیا بگو با الحاق به اردبیل ، آستارا بهشت می شود و ال و بل !!!
    **
    آقا به لهجه رشتی : فندیم شمره
    به لهجه شرق گیلانی : هندنیم
    به فارسی : نمی دهیم حضرت اجل
    **
    شاخ رو بکش
    **
    آب در هاون نکوب
    انرژی خودت و بیت المال را هدر نده
    **
    شما دو دستی خلخال و پارس آباد و اصلاندوز رو حفظ کن که میخواهند جدا شوند و استان جدید تشکیل دهند
    همون ها رو نگهداری هنر کردی !!
    **
    اون موقع که اردبیل تابع تبریز بود ، یک درصد هم با تبریزی ها مشکل نداشتیم
    از وقتی که اردبیل استان شد هر روز مصیبت داریم
    **
    خدایا صبر مضاعف به ما بده
    **

  14. لنگرودی ساکن رشت نوشته است:

    آقایان اردبیلی !!
    آقا مگر شما نمی فرمایید حق با شماست و آستارا ترک است و از اینجورحرفها….. ؟

    خب ما هم می گوییم همه حرفهای شما درست ..
    این گوی و این میدان
    بفرمایید آستارا را بگیرید ما بفهمیم شما چند مرده حلاجید ؟؟
    شما 20-15 ساله که قراره آستارا رو بگیرید
    نمی دونیم چرا تا حالا نتونستید ؟
    خب ما میگیم این گوی و این میدان
    حالا یک مرد پیدا بشه بیاد آستارا رو بگیره
    ما هم می ایستیم و از بیرون گود به شما می نگریم
    شیمی قربان

  15. ستار نوشته است:

    تبدیل شهرستان آستارا به منطقه ویژه اقتصادی بر همه مردم شریف گیلان و بخصوص آستارای زیبا مبارک باد
    زنده باد گیلان عزیز و زیبا و همه شهرهایش
    از مسئولین گیلانی و آستارایی هم متشکریم که کماکان به ارائه خدمت صادقانه مشغول هستند

  16. هومن رحیمی نوشته است:

    زنده باد گیلان و گیلانی
    تبریک ویژه به خاطر تبدیل شهرستان زیبای آستارا به منطقه ویژه اقتصادی
    اینها همه نشان از تدبیر بالای مسئولین گیلانی و بخصوص آستارایی در رونق و شکوفایی این شهرستان دارد
    انشالله گیلان روز به روز پیشرفته تر و زیباتر شود

  17. سرباز سردار بزرگ جنگل نوشته است:

    با سلام
    فرماندار محترم آستارا قرار است بزودی در شبکه باران حضور یابند و از دهها پروژه عمرانی دیگر در این بندر زیبا برای مردم گیلان یک گزارش عملکرد ارائه دهند
    .
    زنده باد گیلان و آستارا و رشت و انزلی و لاهیجان و رودبار و …………………….
    .
    این منطقه ویژه اقتصادی آستارا یکی از کمترین خدمات به مردم شریف و بافرهنگ این منطقه است

  18. صفدری نوشته است:

    از مسئولین گیلانی می خواهیم همین طور با صلابت به خدمت رسانی به همه شهرها و روستارهای گیلان ادامه دهند
    با توجه به این که در غرب گیلان پروژه های خوبی در دست احداث یا بهره برداری است ، لذا هم استانی های عزیز ما در چند سال گذشته نگرششان نسبت به مسئولین گیلانی صدها برابر بهتر شده است و تفرقه افکنان بدانند این کلک ها و دسیسه ها راه بجایی نخواهد برد
    استان گیلان از قدیم مظلوم واقع شده بود ولی انشالله با توانمندی مسئولین در سرتاسر استان به جایگاه شایسته خود نزدیک شده است
    یا مولا ..

  19. سرباز سردار بزرگ جنگل نوشته است:

    با سلام خدمت سروران گرامی و کارکنان محترم سایت حرفه ای صدای گیلان
    .
    انشالله در سنگر ترویج فرهنگ ارزشهای والای انسانی و بخصوص معرفی استان بافرهنگ و زیابی گیلان همیشه موفق و استوار باشید
    .
    مطلبی را که چند ماه قبل خدمت شما فرستاده بودم و افتخار انتشار آن را به بنده دادید ، بنا به فراخور زمان و برخی شرایط خاص یک مقدار ویرایش و به روز کرده ام و مهمترین اقدامات انجام شده در چند ماه گذشته را برای شهر زیبای آستارا را به آن اضافه کرده ام
    در صورت امکان و صلاحدید ، این مطلب را به جای مطلب قبلی جایگذاری نمایید
    /
    انشالله استان گیلان ( دیار سردار بزرگ جنگل و هزاران فرهیخته دیگر ) بیش از پیش در مسیر توسعه و تعالی قدم بردارد انشالله
    ..
    ..
    ..
    ..
    ..
    ..
    بنام خداوند جان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین
    گپی دوستانه با برادران سختکوش اردبیلی
    آستارا و تالش تا ابد گیلانی است با دلیل و برهان

    عنوان : دلایل محکم و منطقی در خصوص عدم امکان الحاق شهرهای آستارا و تالش !! به استان اردبیل
    با سلام و درود به همه هموطنان عزیز و فهیم ایرانی . در ابتدا برای همه ایرانیان عزیز و تمامی دلسوزان برای این نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در سراسر عالم هستی آرزوی توفیق روزافزون داشته و از خداوند بزرگ خواستارم بتوانیم دست در دست یکدیگر ایران اسلامی و زیبا را هرچه بیشتر و بهتر در رسیدن به اهداف بزرگ و والایش یاری نماییم . هدف خدمت است نه چیز دیگر
    ( ان اکرمکم عندالله اتقیکم )
    این مهم بدست نخواهد آمد جز در سایه اتحاد همه اقوام و گروهها در سراسر کشور و وجود خویشتنداری و تفکرات منطقی در همه .
    *
    موضوعی که در اینجا به آن پرداخته خواهد شد ، موضوع جدیدی نیست و همه افرادی که با استانهای اردبیل و گیلان و البته قزوین تا حدودی آشنایی داشته باشند ، این موضوع را بارها و بارها شنیده اند . موضوع چیزی نیست جز ادعای همسایه های غربی و جنوبی استان گیلان جهت مالکیت و تصاحب برخی از شهرستانها و مناطق این استان کوچک!!! ( منظور استانهای اردبیل و قزوین و چشم طمع آنها به شهرهای آستارا و تالش و همچنین لوشان و منجیل است )
    جالب این است که با وجود ارائه پاسخ های منطقی درطول دو دهه گذشته در خصوص عدم امکان هرگونه جداسازی یا تفکیک و الحاق مناطقی از استان گیلان به سایر استانها ( با دلیل و برهان ) ، متاسفانه باز هم از تاریخ درس گرفته نمی شود و همچنان ادعاهای واهی و بی اساس تکرار می گردد.
    *
    مسئولین محترم استان تازه تاسیس !!!!!!!!!!!! اردبیل در دو دهه گذشته بارها با ادعاهای مختلف ، اینگونه وانمود کرده اند که شهر آستارا از ازل جزء لاینفک این استان بوده است و در اقدامی جدید که دهان هر انسان منطقی باز می ماند ادعای مالکیت شهرستان تالش را هم داشته اند !!!
    در این نوشتار با هم و با حوصله برخی از مهمترین دلایل مطرح شده از سوی مسئولین استان اردبیل را درخصوص مالکیت آستارا و تالش و همچنین سایر اظهار نظرهای این عزیزان را مرور می کنیم و در ادامه برای هر سوال پاسخ های روشن و واضح مطرح خواهد شد .
    امید است این نوشتار تا حدودی راهگشا و چراغ راهی باشد برای مسئولین محترم اردبیلی تا ان شاالله از این پس به مسائل مهمتر و کلان حوزه زیرمجموعه خود پرداخته و یک بار هم که شده این مساله بی فایده و نخ نماشده پیگیری الحاق آستارا و تالش ! به اردبیل منتفی گردد . اگر خدا بخواهد …
    * دلیل /بحث اول مسئولین اردبیل : مردم آستارا و حتی تالش !! به شدت علاقمند و پیگیر الحاق شهرهایشان به استان اردبیل هستند …
    پاسخ : مسئولین محترم اردبیلی ! این ادعای شما با کدام مدرک معتبر علمی / کدام نظرسنجی / کدام حضور درصحنه / و با کدام مصاحبه بدست آمده است ؟ کدام مقام مسئول در آستارا ( شورای شهر – فرمانداری – بخشداری ) رسما” این موضوع را تایید کرده و این نظرات بصورت رسمی در کدام مقاله یا مجله چاپ شده است ؟ جالب این که ما می بینیم اکثریت قریب به اتفاق مسئولین آستارا از جمله فرماندار – معاون سیاسی امنیتی فرماندار آستارا – شهردار و سایر مسئولین این شهر به شدت مخالفت خود را با این قبیل طرح های تکراری و غیر ممکن اعلام کرده اند و نظراتشان در اینترنت و سایتهای خودشان قابل مشاهده است . اگر لازم شد بنده حقیر می توانم دهها مقاله خود مردم آستارا و تالش و سخنان مسئولین ارشد آستارا را بر علیه اردبیل در معرض قضاوت افکار عمومی بگذارم /
    .
    نمونه : مقاله آقای آرمین حیدریان آستارایی ( کارشناس ارشد حقوق + ساکن در خود آستارا )
    عنوان مقاله : پاسخ به توهمات مسئولین اردبیلی در تجاوز به آستارا و تالش
    سایت منشر کننده : هفته نامه شریف تالش زبان ( نه گیلک زبان )
    .
    همچنین در پرتال جامع شهرستان آستارا بعنوان بزرگترین سایت اطلاع رسانی شهرستان آستارا چندین مقاله به قلم خود نویسندگان آستارایی در خصوص مخالفت شدید با الحاق به اردبیل بیان شده است ..
    .
    حتی نماینده محترم آستارا به گیلانی بودن آستارا بارها اشاره کرده ولی گلایه خود را در خصوص لزوم رسیدگی بیشتر به مشکلات این شهرستان از سوی مسئولین گیلان اعلام کرده نه اینکه خواستار جدایی از گیلان باشد و هم اکنون نیز بیش از هر چیز به فکر تاسیس فرمانداری ویژه در آستارا می باشد نه الحاق به اردبیل …… . جدایی یک شهر از یک استان که فقط به مردم و مسئولین همان شهر مربوط نمی شود و سایر مسئولین و نمایندگان مجلس آن استان هم در آن دخیلند .
    ما می بینیم که در دنیای مدرن امروز وقتی یک ادعا می کنیم یا وقتی یک مقاله برای ISI یا سایر نشریات معتبر دنیا می فرستیم ، سریعا” مسئولینش از ما رفرنس و منابع معتبر و به روز می خواهند . اینکه تعدادی از مردم به فرض در آستارا تمایل به الحاق به اردبیل داشته باشند که شرط نیست . در انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس هم تعدادی طرفدار این کاندیدا هستند و تعدادی طرفدار آن کاندیدا . باید ببینیم که اکثریت چه می گویند ؟ در کدام مقاله یا سایت یا نشریه معتبر با منبع و ماخذ اعلام شده که اکثریت مردم آستارا و تالش !! خواستار الحاق به اردبیل هستند . اگر فقط حرف خالی ملاک باشد در همان آستارا افراد زیادی هستند که اصلا تمایلی به این الحاق ندارند . پس یادمان باشد در زمان اظهار نظر حتما رفرنس و منابع معتبر علمی و تایید شده کشور را با نام و تاریخ مربوطه بیان کنیم و فقط به حرف اکتفا نکنیم .
    نکته بعدی :
    در همان آستارا تعداد زیادی مهاجر اردبیلی و خلخالی سکونت دارند . خب بر همگان آشکار است که وقتی در نظرسنجی در داخل شهر آستارا با این افراد مصاحبه کنیم ، صد در صد آنها تمایل خواهند داشت . باید شفاف تر بود و با مردمی در آستارا مصاحبه کرد و نظراتشان را پرسید که صد در صد آستارایی باشند و شناسنامه شان بررسی گردد نه مهاجرین اردبیلی .
    مسئولین محترم اردبیل از طرف مردم آستارا تمایل به الحاق به آن استان را مطرح می کنند ، ولی درخصوص تمایل شدید مردم پارس آباد مغان و حومه جهت تاسیس استان جدیدشان به نام استان مغان و تمایل مردم خلخال جهت الحاق به استان گیلان هیچ گاه حرفی شنیده نمی شود !!
    .
    مسئولین محترم اردبیلی بارها به ضعف مسئولین گیلانی اشاره نموده اند ، ولی جالب است که اگر سایتهای خبری شهرهای ترک زبان خلخال و پارس آباد و بیله سوار و اصلاندوز و …. را موشکافی نماییم ، به صدها و هزاران نارضایتی و گلایه از مسئولین اردبیلی برمی خوریم که مستنداتش همه موجود است .
    نکته مهم : در بازدیدی که در تابستان 93 استاندار محترم گیلان و هیئت همراه از شهرستان آستارا و لوندویل داشتند و همچنین در بازدید دیگری که توسط ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی گیلان از مراکز بهداشتی درمانی آستارا صورت گرفت ، مردم شریف و فهیم این مناطق سنگ تمام گذاشته و با نصب دهها پارچه و پلاکارد به خادمین خود در استان گیلان خیر مقدم گفتند . نکند این همه مردم همگی از رشت و انزلی و با اتوبوس به آنجا برده شده بودند ؟؟!! برای اطمینان می توان جمله یا واژه ” سفر استاندار گیلان به آستارا در تابستان 93 ” را در اینترنت جستجو کرده و تصاویر مربوط به حضور انبوه مردم آستارا و لوندویل در استقبال از مسئولین گیلان گواه همه چیز خواهد بود . خدا را شکر از طریق اینترنت و رایانه خیلی از چیزها قابل اثبات است .
    * دلیل / بحث دوم مسئولین اردبیل : ما بصورت آرام و منطقی پیگیر الحاق این شهرها به استان خود هستیم …
    پاسخ : مسئولین محترم اردبیلی ادعای الحاق آستارا با اردبیل را بصورت آرام و منطقی و قانونی مطرح کرده اند و فرموده اند که این موضوع را از مجاری قانونی پیگیری خواهند کرد . جالب است که می بینیم تعدادی از مسئولین محترم اردبیل بدون اجازه استانداری گیلان یا نماینده ولی فقیه گیلان در طول سالهای گذشته در نماز جمعه آستارا حضور یافته ، سخنرانی کرده و مردم را از برکات و مزایای جدایی از گیلان و الحاق به اردبیل آگاه نموده اند ( اوج قانونمندی !!! )
    همچنین ما می بینیم که در 20 سال گذشته همه روزه و بدون وقفه ، هجوم رسانه ای اردبیلی ها به گیلان و آستارا روز به روز بیشتر شده تا جایی که نمایندگان مجلس و استاندار اردبیل به خود اجازه می دهند در هر محفل رسمی و در حضور اصحاب رسانه و روزنامه ها و خبرنگاران به سادگی هر چه تمامتر سخن از الحاق آستارا به اردبیل را مطرح نمایند .
    در صورتی که نماینده مجلس و استاندار ، خودشان از بزرگترین نمادهای حفظ امنیت و تبعیت از مقام رهبری و پیشگیری از مناقشات مرزی و منطقه ای هستند !!!!!
    کار گیلان و دنیا به آنجایی رسیده که اندیشمندان و متفکرین و دانشمندان اردبیلی در سایتهای خود ( امید اردبیل / ساوالان خبر / آذر سلام ) حتی اعلام می کنند که شهرستان تالش با 150 کیلومتر فاصله تا اردبیل !!!!!! هم جزء خاک اردبیل است //
    احتمالاً شهرهای انزلی و رشت و لاهیجان و حتی شهرهای مازندران هم به زودی در زمره شهرهای مورد درخواست برادران عزیز اردبیلی قرار خواهد گرفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    *
    .
    * دلیل / بحث سوم مسئولین اردبیل : شهرهای گیلان از جمله آستارا محروم هستند …
    پاسخ : در این که متاسفانه تعدادی از شهرهای استان گیلان ( مثل خیلی از نقاط کشور ) آنگونه که شایسته است پیشرفت نکرده اند شکی نیست ولی افراد یا مسئولینی باید در این مورد نظر دهند که خودشان گل سرسبد باشند و استانشان نمونه بارز یک استان توسعه یافته و آباد باشد و پس از آباد کردن شهر و دیار خود به یاد آبادانی شهرهای یک استان دیگر بیفتند و فیلشان یاد هندوستان کند . از مسئولین اردبیلی سوال می کنیم که آیا مثلا” شهرهای خود شما خیلی آبادتر از گیلان است . بنده به واسطه دوسال حضور و خدمت سربازی در استان اردبیل تا حدود زیادی با حداقل 6 – 5 شهرستان اردبیل آشنایی دارم . شهرها و مناطقی در اردبیل هستند که هنوز گاز ندارند ، آسفالت ندارندو اوضاع اسفباری دارند . مثلا” وضعیت اصلاندوز و پارس آباد در شمال استان اردبیل خیلی خوب است ؟ اصلا”همین دو شهر اردبیل که نام برده شد به همراه چند شهر دیگر به دلیل بی توجهی مرکزنشینانشان ادعای جدایی و تشکیل استان مغان را دارند و نمایندگان مجلس آنان به شدت هرچه تمام پیگیر موضوع هستند !! درست است که حق آستارا بیشتر از اینهاست ولی حداقل در مقایسه با شهرهای اردبیل که آبادتر است و با پیگیری مسئولین گیلانی بزودی منطقه آزاد و بندر تجاری آستارا بصورت صد در صد شروع بکار خواهد کرد . همچنین با رسیدن خط راه آهن ( قزوین – رشت – انزلی – آستارا ) این شهر و بندر زیبا بزودی با اروپا رابطه برقرار کرده و دهها برابر رشد خواهد کرد و ما می بینیم که اینها همه نشانه پیگیری مسئولین کشوری و استان گیلان در جهت آبادانی هرچه بیشتر و سریعتر آستارا و تالش می باشد .
    اگر کسی وقت و حوصله داشته باشد و بیشتر بخواهد پیگیر موضوع باشد می تواند به ساختمان وزارت کشور در میدان فاطمی تهران مراجعه نموده و آمار تعداد مناطق محروم دو استان گیلان و اردبیل را در مستندات این وزارتخانه مشاهده و قضاوت نماید .
    آمار تعداد مراجعین و گردشگران داخلی و خارجی هم در دو استان اردبیل و گیلان قابل بررسی است . استان گیلان همه ساله بخصوص در ایام نوروز و تابستان پذیرای میلیونها نفر مسافر می باشد که نشان از زیرساختهای قوی تر این استان دارد ( براساس اعلام گزارش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور و توجه به اخبار سراسری در ایام نوروز و تعطیلات در خصوص تعداد مسافرین )
    *
    با توجه به تعداد صدها هزار نفری مهاجرین اردبیلی و خلخالی ساکن در شهرهای گیلان ( رشت + انزلی + فومن + انزلی + ماسال + صومعه سرا + حتی مازندران و … ) کاملاً مشخص است که استان اردبیل در ایجاد کار و اشتغال برای جوانان خود چقدر از استان گیلان پیشروتر است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    تا جایی که برنامه های شبکه سبلان اردبیل به صورت 24 ساعته در خیابانهای شهرهای گیلان در حال پخش است و قطع هم نمی شود ….
    * دلیل / بحث چهارم مسئولین اردبیل : شهرهای آستارا و تالش ترک زبان هستند … پس باید جزء اردبیل باشند …
    پاسخ : این هم از جمله دلایل زیبایی ! است که اگر به آن توجه کنیم باید یک بار دیگر تمام کشور ایران را کن فیکون کنیم و یک ایران جدید بسازیم . در پاسخ به این دلیل مسئولین اردبیلی باید عرض کنم که :
    1- در استان آذربایجان غربی که نام آذربایجان را یدک می کشد و مرکز آن یعنی ارومیه اکثرا” ترک زبان هستند ، در همان استان چندین شهرستان بالغ بر 500 هزار نفر یا بیشتر به زبان کردی صحبت می کنند و اهل سنت هستند ( مثل بوکان و مهاباد و … ) . در صورتیکه در فاصله نزدیک همین شهرها استان کردستان به مرکزیت سنندج قرار دارد که مثل آنان کرد زبان بوده و اهل سنت هستند و فاصله شان نزدیک تر است . با این حساب این شهرها هم باید به کردستان داده شود ؟ و به همین ترتیب :
    2- اکثریت ترکمن ها در گلستان حضور دارند و تعداد کمتری از آنها در استان خراسان شمالی / پس باید جزء استان گلستان شوند ؟
    3- در ملایر در استان همدان همگی لر هستند و استان مجاورشان لرستان است . پس آنها هم باید جزء استان لرستان شوند ؟
    4- در استان خوزستان شهرهایی مثل مسجد سلیمان و دزفول لر هستند و به همین ترتیب هموطنان لر زبان ما در اصفهان و اراک و … هم هستند . پس باید همه این شهرها به استان لرستان داده شود که حتی برخی از این شهرها به خرم آباد مرکز لرستان هم نزدیکترند .
    5- مردم ساکن در مناطق الموت قزوین به لهجه های مشابه مردم تنکابن و رامسر صحبت می کنند و اکثریت آنها هم در بخش خرم آباد شهرستان تنکابن ساکنند و کمتر برای امور خود به شهر قزوین می روند . با این حساب الموت را هم از قزوین جدا کرده و به تنکابن بدهیم . چون هم نزدیکتر است هم لهجه و گویش آنها شبیه تر به تنکابن و اصلا” شبیه قزوینی ها صحبت نمی کنند !!!
    6- مورد بعدی در استان مازندران : شهرهای تنکابن و رامسر گیلک زبان هستند و اصلا” فرهنگشان با ساری تناسب ندارد و بسیار شبیه رشت و گیلان هستند و همچنین فاصله شان تا رشت بین 100 و 150 کیلومتر نزدیکتر است ( نسبت به ساری ) . پس این شهرها هم باید جزء گیلان شوند …
    7- همچنین در شمال استان زنجان ( طارم – هم مرز با منجیل ) گروههایی از مردم زندگی می کنند که ترک زبان نبوده و لهجه شان به مردم لوشان شبیه است و اکثر کار و کاسبی و مشغله شان جهت فروش زیتون در رودبار و منجیل است . با این حساب آن مناطق هم مال گیلان . مگر نه ؟؟؟
    8- و اما نکته جالب این قسمت !!!! مسئولین محترم اردبیل که می فرمایند آستارا و تالش ترک زبان هستند و این موضوع یکی از دلایل الحاق آنها به اردبیل است ، چرا زحمت نمی کشند و نمی فرمایند که در تعدادی از شهرهای خودشان مثل بخشهایی از خلخال و کوثر ، عنبران ، نمین و … به زبان تالشی صحبت می شود ؟؟!!! اکثر تالش زبانان و خود شهرستان تالش در گیلان واقع است و مرداودات و رفت و آمدهای اهالی خلخال از جاده اسالم به سمت گیلان و شهر تالش انجام می شود . خب حالا چه کنیم برادران محترم ! چرا این شهرها را مطرح نمی کنید که جزء اردبیل هستند ولی تعداد زیادی تالش زبان در آنهاست ……………… !! شما چرا آن شهرها را به گیلان نمی دهید ؟؟
    9- در آخر هم باید گفته شود که درست است که بحث زبان مهم است ولی در این صورت خود اردبیل هم همزبان با جمهوری آذربایجان است ، پس هرچه استان ترک نشین در ایران داریم تقدیم جمهوری آذربایجان نماییم ؟؟؟ فاصله شان هم که تا باکو نسبت به تهران نزدیکتر است !!! همین گونه است ؟؟؟ یا کردستان را از ایران جدا کنیم و بدهیم به کردستان عراق !! به هر حال براساس یک سری امور و عرف و مصلحت ها شهرهای تالش و آستارا جزء استان گیلان شده اند نباید به همه چیز که بصورت یک طرفه نگاه کرد .

    نکته بعدی : اگر فقط بحث زبان و نژاد و قومیت مطرح باشد ، در خود استان اردبیل هماگونه که گفته شد ، شهرهای شمالی آن از جمله پارس آباد و اصلاندوز و حومه پیگیر تشکیل استان جدید با نام « مغان » هستند و بیانیه ها و نظراتشان در اینترنت قابل مشاهده است . همین عنوان « استان مغان » را سرچ کنید مشخص خواهد شد . . این مردم که همگی و صد در صد ترک زبان و همزبان مردم اردبیل هستند . پس علت را در کجا بیابیم ؟ چه شده است ؟ مشکل کجاست ؟ مشخص می شود همه چیز به زبان و فرهنگ بصورت کامل بستگی ندارد و عوامل دیگری نیز مطرح است .
    *
    هم اکنون افغانستان و تاجیکستان هم در ظاهر شبیه ما ایرانی ها صحبت می کنند و فارس زبان هستند
    خب آیا دقیقاً با ما یکی هستند ؟؟؟
    ترک زبانی که دلیل نمی شود که دو شهر با هم اشتراکات فرهنگی هم داشته باشند ……..
    .
    الان شهرهایی مثل نوشهر یا چالوس در غرب مازندران و گلوگاه در شرق استان مازندران با هم بیش از 200 کیلومتر فاصله دارند
    جالب است که این دو شهر ، هر دو هم مازندرانی ( مازنی ) صحبت می کنند
    ولی اگر کسی به این شهرها رفته باشد ، تفاوت فرهنگی این دو شهر را در حد زمین و آسمان خواهد دید
    *
    پس بحث زبان دلیل صد درصدی برای الحاق آستارا به اردبیل نیست …
    *

    * دلیل / بحث پنجم مسئولین اردبیل : به موجب عهدنامه صلح عثمانی ها با صفویان در سال 963 هجری شمسی ، آستارا و تالش جزء قلمرو اردبیل است!!!
    پاسخ : این موضوع در یکی از سایتهای خبری استان اردبیل ( ساوالان خبر ) با استناد به یک منبع که مربوط به چند قرن پیش !!! می شود نقل شده است ( با احترام به سایت مذکور بنا را بر درست بودن منبع و ماخذشان می گذاریم ) . در این عهدنامه تالش و آستارا جزء اردبیل بوده است . اگر بنا بر عهدنامه و این قبیل حرفها باشد که در این مملکت از هزاران سال قبل تاکنون دهها قرارداد امضاء شده است و تغییراتی در آن رخ داده است . خب عزیزان محترم اردبیلی ! قراردادها و معاهدات بنا به فراخور منطقه و زمان و مکان و مصالح کشوری می تواند تغییر کند . مگر خود شما تا دهه هفتاد جزء خاک آذربایجان شرقی و زیرمجموعه تبریز نبودید ؟؟؟ چه شد که با وجود ترک زبان بودن از آن شهر با فرهنگ جدا شدید ؟ خب پس طبق گفته شما ، الان تبریز دوباره می تواند مدعی باشد که استان اردبیل قبلا” جزء خاک آن استان بوده و دوباره باید به آذربایجان شرقی بپیوندد . همچنین خراسان شمالی و جنوبی باید به خراسان قبلی بازگردند و نیز گلستان به مازندران برگردد و …….. ضمنا” رامسر و تنکابن هم زمانی بدلیل گیلک بودن و فاصله نزدیک با رشت ، جزء خاک گیلان بودند .
    پس نتیجه می گیریم اگر در چند قرن پیش ( به فرض درست بودن عهدنامه شما ) قول و قراری گذاشته شد ، مرور زمان و تغییرات مختلف فرهنگی و آب و هوایی و مصالح کشوری می تواند باعث تغییراتی در استانها و مناطق مختلف کشور شود . همانگونه که در سی و پنج سال پس از انقلاب شاهد تاسیس چند استان جدید بودیم از جمله خود استان شما !! اردبیل که تازه تاسیس هستید ! پس باید همه این تغییرات به عقب برگردد ؟؟؟؟
    در تقسیم بندی زمان رضاشاه در زمینه تشکیل استانهای جدید ( با ده استان ) در همان ابتدای کار ، قزوین و زنجان و تنکابن و رامسر در استان گیلان واقع می شد و مستنداتش را می توان در وزارت کشور یافت . پس بر این اساس قزوین و زنجان و تنکابن و رامسر هم باید مجددا” به گیلان بازگشت داده شوند ؟؟
    دهه نقطه در ایران بوده که در سالهای گذشته از استان قبلی خود جدا شده اند
    آیا امکان بازگرداندن همه آنها به سرزمین اولیه خود وجود دارد ؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    * دلیل / بحث پنجم : اظهارات غیررسمی برخی افراد : آستارا تا دهه 1320 متعلق به اردبیل بود ، حکومت پهلوی ( گیلان : زادگاه رضاشاه !!!! ) آن را به گیلان داد ….
    پاسخ : در برخی اظهار نظرهای غیررسمی در فضای مجازی ، رضا شاه عامل الحاق آستارا به گیلان معرفی شده و علت این موضوع ، گیلانی بودن رضا شاه عنوان شده است . این موضوع نیازی به پاسخ ندارد ولی باید گفته شود که رضا شاه کی گیلانی بوده که ما نفهمیدیم ؟!! زادگاه رضا شاه در شهر آلاشت مازندران نزدیک سوادکوه ( با بیش از دویست کیلومتر فاصله از گیلان ) بوده و جالب است که رضا شاه اصلا” با گیلانی ها رابطه خوبی نداشته است . ( مصداق : دشمنی شدید او با سردار بزرگ جنگل میرزا کوچک جنگلی و شهادت او و قتل عام دهها شهروند گیلانی توسط عمال او از جمله تیمورتاش در دوره نهضت جنگل )
    به فرض اگر هم در زمان رضا شاه این اتفاق افتاده است ، آیا دلیل می شود الان همه اتفاقات 100 سال قبل به عقب برگردد ؟؟
    پس باید منتظر نقشه جدید ایران باشیم …
    * دلیل / بحث ششم مسئولین اردبیل : گردنه حیران متعلق به اردبیل است …………
    پاسخ : در خصوص گردنه حیران متاسفانه در 20 سال گذشته مناقشات و درگیری های زیادی بین مسئولین دو استان ایجاد شده است . بدون هیچ گونه غرض و منظور شخصی اگر به اسناد تاریخی و روایات خود مردم حیران توجه نماییم ، متوجه می شویم که از زمانهای دور این منطقه متعلق به آستارا بوده است .
    شرایط آب و هوایی و نوع پوشش گیاهی در دو طرف تونل در پایان گردنه یکی از دهها شواهد این موضوع است که این گردنه شباهت زیادی به آستارا در نوع پوشش گیاهی دارد .
    سایر موارد و دلایل :

    1) اگر گردنه حیران مال اردبیل است پس چرا تمام امور اداری مردم این منطقه در شهر آستارا انجام می شود ؟
    2) چرا مردم ساکن در این مناطق به کاندیداهای مجلس شهر آستارا رای می دهند ؟
    3) چرا جلسه شورای اداری استان گیلان در تابستان 93 در خود محل گردنه حیران برگزار شد ؟
    4) چرا عکس شهدای آستارا بعد از تونل به سمت آستارا نصب شده است ؟
    5) چرا در مستندات وزارت کشور این گردنه و شهر آستارا جزء استان گیلان است ؟
    6) چرا شناسنامه مردم ساکن در گردنه حیران صادره از آستارا است ؟
    7) چرا تمام پروژه ها در گردنه حیران را استاندار گیلان افتتاح می نماید ؟ ( هتل پارلا – تله کابین حیران و ….. )
    8) چرا پلاک خودروهای ساکنین گردنه حیران 56 – د است ؟؟؟
    و دهها دلیل دیگر
    *
    و اما نکته جالب و حلقه گم شده ماجرا :
    این که در برخی محافل و رسانه ها ما می بینیم که گردنه حیران آستارا را به دروغ به نام گردنه حیران اردبیل معرفی می کنند دو دلیل دارد :
    الف ) صدا و سیمای اردبیل با زیرکی خاصی در این سالها با پخش برنامه از شبکه استانی خود و تبلیغات گسترده توانسته تا حدود زیادی نظر افکار عمومی کشور را به این سمت متمایل کند که این گردنه متعلق به اردبیل است
    البته این موضوع با اعتراضات و واکنشهای منفی زیادی از سوی مردم و رسانه های شهرستان آستارا مواجه شده که مستندات آنها همه در اینترنت قابل ردیابی و نمایش است .
    ب) حدود 20 سال پیش پس از استان شدن اردبیل ، از آنجایی که قرار بود اداره کل راه و ترابری اردبیل تاسیس شود ، توافقی بین استانهای گیلان و اردبیل انجام شد که به موجب آن 20 کیلومتر از راه ارتباطی آستارا از بهاستان تا تونل حیران به طور موقت به اردبیل واگذار شد تا این اداره کل راه بیفتد و سر و سامان بگیرد .
    قرار بود در ادامه این گردنه به استان گیلان و آستارا بازگشت داده شود
    ولی متاسفانه مسئولین اردبیلی در ادامه خیانت در امانت کردند تا جایی که الان چند سال است ادعای مالکیت کامل گردنه حیران را هم در همه امور دارند .
    همه ما خوب می دانیم که گردنه حیران و دهستان حیران متعلق به شهرستان آستارا می باشد .

    * دلیل / بحث هفتم مسئولین اردبیل : مسئولین گیلانی دارای عملکردضعیف هستند ….
    پاسخ : در این که مسئول قوی و ضعیف در هر شهر و دیاری و در هرجای دنیا وجود دارد شکی نیست ولی آیا کسی باید درخصوص عملکرد قوی صحبت کند که خودش در استان و حوزه کاری خودش دارای عملکرد مطلوب و قابل توجه باشد . متاسفانه خیلی کار ناپسندی است که مسئولین ( چه گیلانی – اردبیلی – و هر جای کشور ) در نظرات و مصاحبه های خود بخصوص در فضای مجازی اینگونه بهم تاخته و عملکرد هم را زیر سوال ببرند . متاسفانه برخی افراد ناآگاه در فضای مجازی به مسئولین شریف گیلانی انگ بی تعهدی و …. می زنند . جز این است که سردار بزرگ جنگل شهید میرزا کوچک جنگلی و پرچمدار مبارزه با انگلیس و روسیه و بیگانه ، بنیانگذار اولین حکومت جمهوری ایران ، اهل رشت بود و جالب این است که تعداد زیادی از پیروان و سربازان او ترک های خلخال ( به رهبری عظمت خانم فولادلو – ایل شاهسون ) بودند . سردار بزرگ جنگل الگوی همه وارستگان در گذشته و حال است . به تعداد شهدای استان گیلان نگاه کنید ( حدود 8000 نفر ) که جزء بالاترین تقدیم شهدا در جنگ تحمیلی بوده است .گلچین گیلانی – پروفسور سمیعی – شیون فومنی – آیت الله بهجت فومنی – دکتر معین و وجود بیشترین تعداد آرامگاه و مقبره امامزادگان عزیز در کشور که متعلق به گیلان است و ……….. تنها گوشه ای از عظمت گیلان و گیلانی و تعهد به اسلام است . آیا مردم و مسئولین گیلانی نبودند که یک روز قبل از پیام مقام معظم رهبری جهت خلق حماسه نهم دی در تاریخ هشتم دی به خیابانها ریختند و رهبر انقلاب این حرکت را بعدها در فرمایشات خود ستودند . . جالب تر این که شیخ صفی الدین اردبیلی این انسان وارسته که خودم ارادت بسیار زیادی به ایشان دارم و چند بار بر مزارشان جهت ادای احترام حاضر شده ام ، شاگرد و مرید چندین ساله شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان ( و به نقلی داماد وی بوده است )
    نباید به دلیل وجود چند مسئول ضعیف در یک استان ( که البته در همه جا هستند ) تمام یک استان و مسئولانش به عملکرد ضعیف و تعهد ناکافی متهم شوند بطوریکه می بینیم به مسئولین گیلانی در خصوص نگهداری از گردنه حیران انتقادهای شدیدی از سوی مسئولین اردبیلی وارد می شود و هیچ وقت بصورت رو در رو در یک فضای دوستانه این حرفها مطرح نمی شود شاید اصلا موضوع اینگونه نباشد !!! در تعهد ترک زبانان عزیز به مملکت و ایران اسلامی شکی نیست و آنان امتحان خود را در طول تاریخ در پاسداری از اسلام پس داده اند و مورد تایید صد درصدی مقام معظم رهبری هستند ولی به فرض سلسله قاجار و پادشاهان ظالم و بی کفایتش که همگی ترک زبان بودند و نصف مملکت را به بیگانگان داده و تاراج کردند ، الان باید آن مورد را به همه ترک زبانان نسبت داد ؟؟ این که دلیل نمی شود . یادمان باشد در ارائه نظرات و اظهار دیدگاهها در خصوص چند مسئول ضعیف ، به کلیت یک استان نتازیم ……
    *
    عملکرد قوی مسئولین اردبیلی بخصوص در ایجاد اشتغال راا می توان از تعداد صدها هزار نفری مهاجرین اردبیلی و خلخالی در شهرهای گیلان و مازندران کاملاً متوجه شد !!!!!!!!!!!!!!
    * دلیل / بحث هشتم مسئولین اردبیل : با الحاق آستارا به اردبیل ، این استان هم به دریای خزر راه خواهد یافت ………
    پاسخ : توسعه و پیشرفت بدون وصل شدن به دریا هم امکانپذیر است ( حرف های تزار روس که می گفت برای پیشرفت باید به آب های گرم دریاهای جنوب ایران راه پیدا کنیم در این قرن دیگر جایگاهی ندارد ) و نیازی نیست برای این کار حتما یک شهر ساحلی داشته باشیم و از دریایش استفاده کنیم . از داشته های خودمان با بهره وری کامل استفاده کنیم . الان گیلان قطب تولید چای و زیتون و برنج و اردبیل قطب تولید سیب زمینی و برخی از میوه هاست در همین خصوص بیشتر سرمایه گذاری کنید نتیجه خواهید گرفت . مگر ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم جز مشتی خاک و سنگ بود ؟ وضعیت فعلیش را بروید و بررسی کنید . به همین ترتیب کره جنوبی و مالزی و …..
    *
    الان شهرهایی مثل تبریز و زنجان و ارومیه و اصفهان و شیراز و مشهد و …. به دریا راه ندارند
    پس چگونه است که از نظر زیرساختها و توسعه ، دارای شاخصهای بالایی هستند !!!!!!!!!!!!!!!! ؟؟
    * دلیل / بحث هشتم مسئولین اردبیل : مردم آستارا برای خرید و دوا درمان به اردبیل مراجعات فراوان دارند ………..
    پاسخ : در اینکه در تمام دنیا شهرهای مجاور حتی در دو استان مختلف با هم روابط فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و … دارند و با هم رفت و آمد و مراوده دارند شکی نیست و یک امر طبیعی می باشد . سوال این است که براساس گفته مسئولان اردبیلی ، آیا این رفتن ها و آمدن ها فقط از طرف مردم آستارا به سمت اردبیل صورت می گیرد و یک طرفه است ؟؟ در روزهای تعطیل و ایامی که هوا مساعد است ما می بینیم که در سواحل و جنگلهای آستارا ، پر است از خودروهایی با پلاک اردبیل (91) که جهت تفریح و گذران ایام به این سواحل و جنگلها می آیند ؟ درست است یا نه ؟ در خصوص خرید از بازارچه های مرزی و ساحلی آستارا می بینیم که تعداد زیادی از مراجعه کنندگان اهل اردبیل و این استان هستند . جهت انجام امور گذرنامه و سفر به جمهوری آذربایجان باز هم می بینیم که تعداد زیادی از مراجعین اردبیلی هستند و آستارا را جهت ورود به جمهوری آذربایجان انتخاب می کنند . با توجه به شروع بکار بیمارستان سوختگی ولایت در رشت ، می بینیم که از استانهای قزوین و همین استان اردبیل هم مراجعه کننده وجود دارد ( بررسی پرونده بیماران بستری این بیمارستان این را تایید می کند ) درصورتی که قبلا فقط شهر ساری با ده ساعت فاصله دارای بیمارستان سوختگی بود و نصف بیماران تا رسیدن به آنجا جان می سپردند . پس می بینیم که این رفت و آمدها دوطرف است .
    نکته جالب داستان :
    *
    نکته جالب داستان :
    *
    نکته جالب داستان :

    و اما نکته آخر در خصوص مراجعات فراوان مردم آستارا به اردبیل :
    اگر آستارایی ها که زیر صدهزار نفر جمعیت دارند به گفته مسئولان اردبیلی حتی تمام مردمشان از پیر و جوان و زن و مرد ! همه روزه و همه ساعته و در هرلحظه شبانه روز !! برای دوا و درمان به اردبیل می روند خدا گواه است و مردم و پیر و جوان از نزدیک دیده اند و می بیینند که میلیونها هموطن شریف و بزرگوار اردبیلی و خلخالی در 50 سال گذشته وارد رشت و انزلی و فومن و صومعه سرا و …… شده و درآمدشان را از راه حضور و اشتغال در گیلان و شهرهای آن کسب می کنند مشاهده تعداد فراوان پلاک ماشینهای با نمره 91 در گیلان و حتی رشت بسیار راحت است . چه توجیهی دارد که در دهها محله رشت ( مثلا” محله جماران که ربطی به ترک زبانی و اردبیل ندارد و 265 کیلومتر با اردبیل فاصله دارد ) پر از ترک اردبیلی و خلخالی باشد ؟؟؟ حتی در شهرهای مازندران هم پر از ترک خلخال و اردبیل ( به ویژه زرج آباد ) است . شما بروید در تنکابن و رامسر و چالوس و ساری و … که صدها کیلومتر با اردبیل فاصله دارند ببینید چقدر ترک زبان مهاجر آنجاست . همه در آنجا ساکن شده و فرزندانشان شناسنامه همان شهرها را دارند و خود را چالوسی یا تنکابنی و … می دانند . از همه واضح تر در شهرستان تنکابن در مازندران !! تمام نانوایی ها و میوه فروشی ها و … ترک اردبیل و خلخال هستند . چرا این طور است ؟ علت چیست ؟ جریان چیست ؟ مساله از کجا آب می خورد ؟ خب معلوم است یا کار و اشتغال در اردبیل نایاب شده یا زیرساختهای این دو استان گیلان و مازندران قویتر است که اینهمه ترک زبان با صدها کیلومتر فاصله مجذوب آن شده اند وگرنه اگر گیلان بد است و مسئولینش ضعیف هستند و از نظر مسئولین اردبیلی ، گیلان به شهرهایش توجهی ندارد و آباد نیستند این تعداد از ترک زبانان آنجا چه می کنند؟ا مسجد آذری زبانان و انجمن آذری ها نیز در تمام این مناطق گفته شده وجود دارد . الان طوری شده که یک فرد غریبه اگر از یک استان دوردست وارد گیلان و بخصوص شهرهای غربی گیلان شود فکر خواهد کرد که همه این شهرها ترک زبانند غافل از اینکه 99% آنها مهاجر در 50 سال اخیر بوده و هر روز بر تعدادشان افزوده می شود !!
    آن وقت گفته می شود و طوری وانمود می شود که مسئولین گیلانی بد و ضعیف هستند و شهرهایشان محروم هستند .
    به نظر من حقیر باید به مسئولین گیلان و مازندران به جهت پذیرایی از اینهمه مهاجر و وجود آرامش و امنیت مدال افتخار داده شود . حقشان است
    یکی از کارکنان شبکه بهداشت و درمان در بندر انزلی اعلام می کرد که روزی نیست که حداقل 4 یا 5 پرونده بهداشتی خانوار را برای خانوارهای جدید مهاجر اردبیلی یا خلخالی ( که به تازگی ساکن انزلی شده اند ) ثبت نکند !!!!!
    اگر ما تعداد دهها هزار نفری ترک های اردبیل و خلخال را که برای کار و اشتغال ( نانوایی – میوه فروشی – قنادی – بنایی و ساخت و ساز ) در شهرهای گیلان و مازندران هستند بشماریم فکر می کنم به اندازه یک استان جمعیت داشته باشند و خدا شاهد است که مثل زمان پیامبر که مهاجرین و انصار در مدینه در کنار هم به خوبی زندگی می کردند ، این تعداد هموطنان عزیز و شریف اردبیلی ما نیز به راحتی در شهرهای گیلان و مازندران بدون هیچ مشکل قومی و نژادی زندگی می کنند و همه در آن مناطق صاحب خانه و زندگی شده اند …. حالا خواهش می کنم یک فرد منصف و بی طرف پیدا شود و بررسی کند چند نفر گیلک زبان برای کار و اشتغال در استان اردبیل هستند اگر هزار نفر شدند حق با شماست .
    *
    متاسفانه با وجود اینهمه مهاجر اردبیلی در گیلان که دارند به خوبی و خوشی زندگی می کنند و از امکانات گیلان اسفاده می نمایند ، مسئولین اردبیلی از طرف دیگر ادعای تصاحب شهرهای گیلان را هم دارند !!!!!!!!!!!!!
    * دلیل / بحث نهم مسئولین اردبیل : فاصله آستارا تا اردبیل کم است پس باید جزء این استان شود …..
    پاسخ : در اینکه فاصله یکی از شروط مهم در راحتی و آسایش مردم یک شهرستان می باشد شکی نیست ولی آیا در خود استان اردبیل شهرهایی مثل پارس آباد وجود ندارد که فاصله شان تا اردبیل اگر بیشتر از فاصله آستارا – رشت نباشد ، کمتر هم نیست . خوب که نگاه کنیم می بینیم فاصله خلخال تا تالش و دسترسی به گیلان برای مردم این شهر نسبت به اردبیل خیلی مطلوبتر است و این از تعداد دفعات مراجعه آنها به تالش کاملا قابل مشاهده است .
    الان شهرهایی مثل تنکابن و رامسر ، فاصله شان تا رشت حدود 150 – 100 کیلومتر نزدیکتر از ساری است و جاده های گیلان هم در شرق گیلان اتوبان است و این مردم کمتر از دو ساعت به رشت می رسند در حالی که حدود 4 ساعت تا ساری فاصله دارند . با استدلال مسئولین اردبیل این شهرها هم باید جزء گیلان شود . همچنین در کشور دهها و صدها شهر را می بینیم که فاصله شان به مرکز استان مجاورشان نسبت به مرکز استان خودشان به مراتب نزدیکتر و هموارتر است ( مثل همان مهاباد و بوکان که به سنندج نزدیکترند و مذهب و فرهنگشان هم یکی است و با ارومیه کاملا متفاوت است ) پس آنها را هم بدلیل نزدیکی به کردستان بدهیم و ……………… در ایران شهرهایی هستند که با مرکز استانشان بیش از 500 کیلومتر و یا 10 – 7 ساعت فاصله دارند ( مثلا فاصله چابهار با زاهدان را در نقشه ببینید !!!!! ) پس با این تفاسیر تمام نقشه ایران را عوض باید کرد ؟ خیلی دیدنی خواهد شد !!!
    *
    فاصله رشت تا آستارا در مقایسه با برخی از استانهای کشور و شهرهایشان اصلاً قابل صحبت نیست .
    سایر نکات مهم :
    1- در این که آستارا و تالش و سایر شهرهای گیلان مثل تمام کشور مشکلاتی دارند و به حق مسئولین گیلانی باید در رفع آنها بکوشند شکی نیست ولی سوال این است که آیا درست تر و بهتر و عاقلانه تر این نیست که خود مسئولین محترم آستارا ( نماینده مجلس – فرماندار – شهردار – شورای شهر ) پیگیر مشکلات باشند و به قول سیاسیون و وزارت امور خارجه ، آیا این کار دخالت در امور داخلی یک استان دیگر نیست ؟
    2- چرا ما به موارد مهم دیگری مثل تفاوتهای بسیار زیاد آب و هوایی آستارا با اردبیل / ساحل دریا و نوار ساحلی آن / محصولات کشاورزی / رطوبت و دما / بارندگی / برخی ادارات خاص مثل دریانوردی / بنادر و کشتی رانی و … توجه نمی کنیم ؟ در کدامیک از این موارد اردبیل با گیلان و آستارا تشابه دارد ؟ از آستارا که کم کم به سمت اردبیل می رویم پس از گردنه حیران ناگهان آب و هوا و پوشش گیاهی و نوع منطقه جغرافیایی کاملا و بصورت صد در صدی تغییر می کند و منطقه خیلی خشک تر می شود . خب معلوم است که از آستارا به بعد یک منطقه و استان کاملا” متفاوت وجود دارد . خود شما قبول ندارید ؟ آستارا از نظر جغرافیایی و آب و هوایی و محصولات کشاورزی صد در صد شبیه سایر شهرهای استان گیلان است و هیچ تشابه جغرافیایی با اردبیل ندارد که بخواهد جزء آن استان باشد .
    آیا فکر کرده ایم که در صورت الحاق آستارا به اردبیل ، فقط بخاطر یک شهر ساحلی و بدلیل داشتن دریا ، باید چندین اداره کل جدید مرتبط با حوزه دریا و دریانوردی با میلیاردها تومان هزینه در اردیبل تاسیس شود ؟ آیا به فرموده رهبر معظم انقلاب به دنبال صرفه جویی و اقتصاد مقاومتی هستیم ؟
    3- آیا تاکنون مسئولین محترم اردبیلی از خود سوال کرده اند که درصورت الحاق آستارا و تالش به این استان و همچنین جدایی لوشان و منجیل و الحاق آن به استان قزوین ، دیگر چیزی از خاک گیلان باقی خواهد ماند ؟؟؟ همین الان وسعت خاک استانهای اردبیل و قزوین از گیلان بیشتر است . یعنی یک استان بخاطر برخی توقعات و خواسته های نابجای دیگران به کلی نابود شود ؟؟؟ در ازای این الحاق ، چه چیزی عاید این استان کوچک خواهد شد ؟ جز این است که در نقشه ایران دیگر دیده نخواهد شد ؟
    توصیه به مسئولین محترم اردبیلی :
    به مسئولین محترم استان تازه تاسیس اردبیل در پایان توصیه میکنیم که به مشکلات عدیده این استان ( آبادانی – رفع مشکلات بیکاری روزافزون جوانان ) بیشتر و بهتر از قبل و با مدیریت جهادی رسیدگی کنند و دست از سر آستارا و تالش بردارند .
    مسئولین محترم اردبیلی !! شما بنا را بر این بگذارید که اصلا آستارا و تالشی وجود ندارد و شما باید با همین شهرهای خودتان سر کنید . مگر آستارا و تالش جزء گیلان باشند چیزی از شما کم خواهد شد که این همه پیگیر الحاق آنها هستید ؟؟ مگر شما خودتان راضی هستید یا اجازه می دهید که یک استان دیگر به شهرهای شما نظر داشته باشد ؟ مگر خود شما الان مخالف تجزیه استانتان ( جدا شدن پارس آباد و شهرهای اطراف و تشکیل استان مغان ) نیستید ؟ مگر مسئولین گیلان نمی توانند ادعا کنند که خلخال هم شرایطش به گیلان تناسب بیشتری دارد و مردمش هم به تالش دسترسی بهتر دارند ؟؟؟ پس به گفته امام حسن مجتبی ( ع ) آن چه را برای خود نمی پسندید برای دیگران هم نپسندید ……… الان رامسر و تنکابن که جزء مازندران هستند ، فرهنگ و زبانشان گیلانی است و نسبت به ساری 150 – 100 کیلومتر ( حدود 2 ساعت ) به رشت نزدیکترند ولی ما می بینیم که مسئولین گیلانی مثل شما پیگیر جدایی رامسر و تنکابن نیستند و پیگیر رفع مشکات شهرهای خودشان هستند . بگذارید در این برهه حساس و با اینهمه گرفتاری و مشکلات کشور ، مشکلی به مشکلات ما اضافه نشود و به حق خودتان قانع باشید و به شهرهای خود بهتر رسیدگی کنید تا شهرهایی مثل پارس آباد و اصلاندوز ( که همزبان شما هستند ) ادعای استقلال و جدایی و تشکیل استان جدید بنام مغان نداشته باشند …… الان وقت وحدت و همدلی است نه دامن زدن به مشکلات راه و مسافت و زبان و نژاد …..
    نتیجه گیری :
    در زمانی که به فرموده رهبرمعظم انقلاب ، دارای مشکلات عدیده اقتصادی و سیاسی هستیم و دوران مهم و برهه حساسی را پیش رو داریم و درحال مبارزه در چندین جبهه با دشمنان نظام اسلامی و به طور کلی دنیای استکبار هستیم ، آیا طرح این موضوعات که اصلا” هزینه – اثربخشی به همراه نداشته و باعث تشویش اذهان عمومی و انحراف از توجه به مشکلات اساسی کشور می شود ، چه دستاوردی برای ما خواهد داشت ؟ آیا جز این است که الان و در این دوره باید کاملا” گوش به فرمان ولی فقیه و فرماندهی معظم کل قوا باشیم ؟ جز این است که نباید به مسائل قومی و منطقه ای دامن بزنیم ؟ جز این است که باید اتحاد و همدلی داشته باشیم ؟ آیا منافعی که از الحاق آستارا به اردبیل عاید آن استان می شود ، بار مشکلات فعلی استان گیلان را کمتر خواهد کرد ؟ آیا نباید همه مسئولین بصورت سیستماتیک و همه جانبه به مسائل کشور بنگرند نه به مسائل جزئی منطقه ای ؟
    مهم نگاه کل گراست . کشور ایران همین الان دارای مشکلات بسیار زیادی است که باید با رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب و با هوشیاری کامل و داشتن بصیرت لازم از این پیچ تاریخی به سلامتی عبور کنیم . متاسفانه با دامن زدن به این بحثهای قومی و قبیله ای و فاصله و رنگ و زبان فقط در آسیاب دشمن آب می ریزیم . متاسفانه همین الان هم بخاطر ناپختگی های برخی مسئولین از همه شهرها و بیانیه های رسمی و غیرکارشناسی ، تعداد زیادی از مردم گیلان و اردبیل بر سر همین جدایی ها و الحاق ها و زبان و فرهنگ با هم مشکل پیدا کرده اند . آیا این کارها پیروی از ولایت فقیه و حفظ یکپارچگی و وحدت کشور است ؟ می بینیم که شبکه های فرصت طلبی مثل VOA و BBC منتظر یافتن یک نقطه ضعف و تفرقه در این مملکت هستند تا آن را بصورت وارونه و با اهداف نابجای خود منعکس نمایند . در این دنیای فانی و زودگذر بهتر است به مسائل کلان کشور و منطقه بنگریم . از زحمات و دلسوزی های همه مسئولین در هر پست و مقام و هر استان و شهری صمیمانه قدردانی می نماییم . این ملت شریف لیاقت بهترین خدمت را از سوی مسئولین دارند .
    زنده باد جمهوری اسلامی ایران یکپارچه / زنده باد مقام معظم رهبری و همه مسئولین عزیز و دلسوز این کشور/ زنده باد همه مردم ایران
    *** نکته مهم آخر :
    در سفر اخیر ریاست محترم جمهوری به استان گیلان ( فروردین 94 ) درخواستهای مختلف مردم آستارا در سایتهای خبری این شهرستان از دکتر روحانی کاملاً بصورت شفاف بیان شده است .
    در هیچ کدام از این درخواستهای متنوع ، نشانی از درخواست الحاق به اردبیل به چشم نمی خورد که این نشانه تلاش مسئولین گیلانی از سالهای قبل برای خدمت به آستارای بافرهنگ و زیباست .
    از جمله :
    1) راه آهن قزوین – رشت – انزلی – آستارا ( در حال پیگیری )
    2) بیمارستان 132 تختخوابی تخصصی و فوق تخصصی آستارا
    3) فاز جدید گمرک آستارا
    4) اسکله جدید در بندر آستارا
    5) اختصاص 70 درصد بودجه عمرانی روستاهای گیلان در سال 93 ( فقط به آستارا )
    6) بندر چند منظوره آستارا
    7) منطقه ویژه تجاری اقتصادی آستارا
    8) و دهها پروژه دیگر که در خصوص مردم بافرهنگ آستارا هنوز خیلی ناچیز است
    *
    پس بحث تبعیض به مردم آستارا و بی عدالتی متاسفانه ساخته و پرداخته ذهن برخی افراد سودجو و فرصت طلب می باشد .
    ***
    در آخر یک بیت شعر پر معنا جهت حسن ختام و فصل الخطاب خدمت همه خوانندگان تقدیم نمایم که منظور شعر و ارتباط آن با شهرستان آستارا کاملاً واضح است
    **

    کهن جامه خویش پیراستن //// به از جامه عاریت خواستن

    با سپاس از همه مردم ایران – سرباز سردار بزرگ جنگل

  20. سانای نوشته است:

    رییس جمهور محترم در رشت تشریف دارن از اونجا هم برای افتتاح چندین طرح به انزلی میرن پس چرا به استارادحتی 1وزیرشونو هم نفرستادند؟؟؟؟ چون استارا جزو بنادر درجه دو گیلان هستش و در اولویت نیست.اقای یونسی مشاور رییس جمهور در امور اقوام اومد استارا یه سخنرانی کرد و رفت این چه چیزی و ثمره ای واسه استارا داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟! با الحاق استارا به اردبیل این شهر ترک نشین تاج استان اردبیل میشه و بندر استان میشه و بودجه خاصی نیز بهش داده میشه و وقتی اقای روحانی تشیف اوردند اردبیل خودشون با قدم مبارکشون میان استارا چون جزو بندر اول اردبیل و از شهرهای با اصالت اردبیل میشه

  21. یک تالش نوشته است:

    خانم سانای
    علیک سلام
    در تعداد زیادی از شهرهای گیلک زبان و تالش زبان دیگر گیلان هم هیچ وزیری نرفت
    مثلا” کدام وزیر به رودسر یا ماسال رفت /
    کدام وزیر به سیاهکل و املش و تالش رفت ؟ نماینده هاشون رفتند
    این حرفها چیه ؟؟
    آستارا هم به یمن وجود صدها هزار ترک اردبیلی دارند ترکی صحبت می کنند و زبان مادری شان یعنی تالشی را فراموش کرده اند .
    این تالش ها هستند که در اصل در آستارا بودند
    از زمان لشکرکشی اردبیلی ها به آستارا و تالش متاسفانه زبان مادری ما را نابود کردند
    .
    در این که گیلان باید بیشتر از اینها به ما رسیدگی کند شکی نیست
    ولی بحث این است که اردبیل هم آش دهان سوزی نیست
    شما به جز اردبیل و سرعین دو تا شهر بدردبخور دیگه نام ببر که از آستارای شما سر تر باشند
    این حرفها کدامه ؟
    اگه اردبیل خیلی قدرت داره پس جریان چیه صدها هزار نفر مهاجر رو به تالش و آستارا و رشت و انزلی فرستاده ؟؟ چرا بقیه شهرهاش ادعای جدایی از اردبیل را دارند ؟؟
    بیشتر فکر کنید
    بصیرت داشته باشید عزیز من

  22. ستار نوشته است:

    سلام
    یکی از هموطنان عزیز آستارایی در بالا ( خانم سانای ) در بالا فرموده اند که هیچ وزیری به آستارا سفر نکرده است
    توجه ایشان را به این نکته جلب می کنم که وزیر محترم بهداشت آقای دکتر قاضی زاده هاشمی به تازگی به آستارا سفر کردند و از نزدیک در جریان پیشرفت پروژه بیمارستان 132 تختخوابی آستارا قرار گرفتند
    در این تصویر نماینده آستارا و فرماندار آستارا هم در کنار وزیر بهداشت دیده می شود
    حالا این بازدید دقیقا” در روز حضور رئیس جمهورنبوده قبول
    ولی بالاخره وزیر بهداشت به آستارا آمده حالا یک ماه عقب تر یا جلوتر …
    .
    خواهش من از امثال خانم سانای محترم این است که آب در آسیاب دشمن نریزند
    در سه ماهه زمستان تا پایان فروردین حداقل دو وزیر به آستارا سفر کردند و در جریان پروژه های در حال انجام آستارا قرار گرفتند
    .
    اردبیل فقط دنبال ساحل و دریا و جنگل شماست که خودش آنها را ندارد
    هیچ وقت هم دلش به حال شما نسوخته و زبان ترکی و … همه اش بهانه است
    وگرنه شما یک شهر را نام ببرید که در استان اردبیل از آستارا توریستی تر / با کلاس تر / با زیرساختهای قوی تر / با اشتغال بهتر و …. باشد ؟؟
    .
    اگر یک شهر را بتوانید نام ببرید که در استان اردبیل از آستارا پیشرفته تر باشد ، من اسمم را عوض می کنم ( لطفا” با آمار و ارقام و شاخص بفرمایید نه حرفهای کلی )
    .
    در آخر باز هم قبول دارم که مسئولین گیلانی باید ده برابر بیشتر به نقاط انتهایی استان توجه کنند
    ولی قبول بفرمایید استان گیلان در 5 سال گذشته توجه زیادی به آستارا نشان داده است
    این موضوع در گزارشها و سخنان فرماندار و شهردار و امام جمعه آستارا کاملا” در این یک سال گذشته مشهود است
    و حرف من نیست
    .
    به امید گیلان و آستارای بهتر و پیشرفته تر

  23. ناشناس نوشته است:

    سلام به مردم گیلان یعنی اگه بخوان ای چند تا شهرم از استان جدا کنن از خود من گرفته تا همه ی مردم گیلان بی عرضه هستیم پس چرا رای به نماینده دادیم اونها باید به جای ما حرف بزنند

  24. ستار نوشته است:

    جناب آقای ناشناس
    با سلام
    شما نگران نباشید
    هیچ احدی جرئت نداره به گیلان چپ نگاه کنه
    مسئولین محترم استانهای همسایه در ۲۰ سال گذشته چند بار شیطنت کردند و خواستند در خواب و خیال خودشان به خاک گیلان نظر بد داشته باشند
    ولی آن دیدند که نباید ….
    تا موقعی که ما هستیم و مسئولین محترم گیلان هوشیار باشند هیچ کس هیچ کاری نمی تواند بکند
    همسایگان گیلان به فکر همان چند تا شهر خودشان باشند که از دستشان نرود
    در خصوص نماینده ها هم که فرمودی در این چند سال بد جوری جواب دوستان را دادند
    اون چند تا نماینده دیگر گیلان هم که حواسشان یک مقدار پرت بود الان حسابی سر هوش و حواس آمده اند
    بخصوص مواضع نماینده آستارا ۱۸۰ درجه عوض شده و حتی سر گردنه حیران آستارا و بازپس گیری کامل اون بدجوری داغ کرد
    همین که شما هوشیار هستی یعنی خیلی با عرضه ای
    آره قربانت بشم من

  25. امیر نوشته است:

    اردبیلی ها هر روز تو استارا کتک میخورن اگه استارا جزو اردبیل میشد باید اسمشو کنن شهر کیسه بوکس چون هر روز کتک کاری میشه وحتما جومونگد وبروسلی وارنولد و…. نیز میان

  26. ستار نوشته است:

    راستی خواستم یک نکته را عرض کنم :
    این نظری که در بالا با اسم خانم یا آقای « سانای » اومده ، عین همین مطلب بدون یک کلمه کم یا زیاد در سایت ساوالان خبر اردبیل با اسم هوشنگ اومده !!!!
    من رو بگو که اومدم جوابش را هم دادم
    لاکردار یک کلمه اش را هم کم یا زیاد نکرده تو سایت ساوالان
    اون وقت اردبیلی ها ادعای صداقت و راستی هم دارند
    ( گابل توجه گارداش سعید اردبیلی … )
    آستارا ~ گیلان ~ ایران
    به کوری چشم همه دشمنان ایران و گیلان

  27. ابراهيم پورداوود نوشته است:

    درود گیلان شریف، فرزندان گیل فردوسى و پورداوود…
    این ترک زبانان همه جا مشکل بوجود میارن، از یونان و در المان و اتریش گرفته ، از نسل کشى ارامنه و کرد ها در ترکیه تا حمایت ترکیه از داعش تا امروزه در ایران زمین . تمام شهر هاى ایرانى زبان ما پر شده از ترک زبانان مهاجر ، از تهران گرفته تا شیراز و گیلان و مازندران .

    هـشدار میدم به دست اندرکاران، اگه امروزه جلوى مهاجرت مهاجران جمهورى آذربایجان(اران) رو نگیریم، و ترک زبانان به همین صورت جمعیت شان زیاد شود و مهاجرت به قلب ایران را ادامه دهند، ( در حالى که خود تحمل کوچ ایرانى زبانان از جمله کردها را به استان ها شون ندارند، تا چند سال دیگه ایران تبدیل میشود به ششمین کشور ترک زبان و اثرى از ایران زمین نخواهد ماند.

  28. ابراهيم پورداوود نوشته است:

    در ضمن لطفا از واژه مغولى ” خزر” براى دریاى کاسپین استفاده نکنید که نام یکى از کثیف ترین وحشى ترین قوم هاى اسیاى مرکزى بوده که همواره به خاک ما حمله میکردند و مردم ما رو میکشتند،شاپور ساسانى دژ دربند رو ساخت تا مردم ایران از دست این قوم که در قرآن به نام یعجوج و معجوج شناخته شده ، در امان باشند. امروزه خزر ها رو أجداد صهیونیست ها میدانند. در صورتى که کاسپى ها از اقوام اصیل ایران بوده و هستند.

  29. یک شهروند رودباری نوشته است:

    من یه گیلانیم و به گیلانی بودنم افتخار میکنم اما مسولین استان هیچ توجهی به شهرستان ما ندارند شهرستان ما با داشتن این همه جاذبه های طبیعی و معادن و یکی از محرومترین شهرستانهای کشوره به دلیل بی مهری مسولین استان گیلان من به عنوان یه رودباری به نظرم با این شرایط اگه یه استان مستقل یا به زنجان یا قزوین الحاق شیم بهتره چون جمعیت رودبار همه دارن به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنن تا چند سال آینده کسی تو رودبار نمیمونه

  30. افندی نوشته است:

    آقای رودباری من هم با شما موافقم ولی یک نکته را یادت رفت . همون زنجان و قزوین هم که گفتی فقط مراکز استانهایشان پیشرفته است و وقتی به سایر شهرهایشان سر بزنی می بینی که بیشتر آنها مشکلاتی به مراتب بیشتر از رودبار دارند. مثلاً آبیک در استان قزوین چه برتری نسبت به رودبار دارد بطوریکه مردم آنجا از شدت دود و گرد و خاک کارخانه سیمان همه مریض هستند و نصفشان به قزوین یا کرج گریخته اند و همین طور در همه جای ایران وضع همین است




عناوین ویژه