زمان بارگزاری این صفحه: 12:46 PM UTC

«اسپی مزگت»؛ قدیمی‌ترین مسجد در گیلان

اسپی مزگت یا مسجد سفید یکی از آثار باستانی تالش است که در گویش تالشی به اسپی مزگت مشهور است/ با توجه به وجود کتیبه‌ای به خط کوفی، ساخت این مسجد به اوایل دوره اسلامی نسبت داده شده است.

مسجد سفید در تالش

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

‌اسپی مزگت با قدمت بیش از هزار سال قدیمی‌ترین مسجد گیلان است، اما در درازمدت عوامل مختلف انسانی و طبیعی موجب تخریب بنای آن شده‌ است، برخی افراد سودجو‌ به طمع دست یافتن به دفینه‌ با دخل و تصرف و بی‌مبالاتی و حفاری‌های غیرمجاز‌ باعث آسیب و تخریب هر چه بیشتر این مسجد شده‌اند.

 

تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه‌های طبیعی فراوان می‌تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد، با توجه به اینکه حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی در عصر حاضر که دوران مبارزه با آلودگی‌های زیست محیطی است، یک ضرورت حیاتی محسوب می‌شود، انجام چنین کاری منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار زیادی دارد که به عنوان عاملی مؤثر نقش خود را در ایجاد و برقراری توسعه پایدار ایفا می‏‌کند.

 

اسپی مزگت یا مسجد سفید یکی از آثار باستانی تالش است که در گویش تالشی به اسپی مزگت مشهور است، در کنار رودخانه «دینا چال» در میان جنگل‌های انبوه و در بین راه مواصلاتی انزلی به هشتپر (تالش) انتهای جنوب شرقی پارک گیسوم جای گرفته است. بعضی آن را «آق مسجد» و نیز «مسجد عبداللهی» می‌نامند، این مسجد با قدمت بیش از هزار سال قدیمی‌ترین مسجد گیلان است.

 

با توجه به وجود کتیبه‌ای به خط کوفی، ساخت این مسجد به اوایل دوره اسلامی نسبت داده شده است، با توجه به بقایای این ساختمان احتمالا پلان بنا متشکل از رواق میانی و دهلیزهایی در اطراف بود. عرض این دهلیزها ۳ متر و ۴۰ سانتی‌متر و ارتفاع آنها از کف حدود ۵ متر و ۷۰ سانتی‌متر است. پایه‌های رواق (ایوان) به صورت هشت گوش و در قسمت فوقانی پایه، طاق هلالی شکسته وجود دارد.

 

از وجوه تزیینی بنا کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته در قسمت درونی دهلیز است، این کتیبه به طول ۶ متر، حاوی آیات گچ‌بری از سوره توبه است و پایین آن نقوش گیاهی برجسته به چشم می‌خورد.

 

بنای اسپی مزگت یک آتشکده‌ قدیمی و بزرگ بوده است

اسپی مزگت از دو کلمه «ایسپی» در زبان تالشی به معنای سفید و «مزگت» در زبان اوستا به معنای «مسجد» تشکیل شده است، مسجد سفید در روستای کیشه‌خاله در شمال دیناچال یکی از دهستان‌های رضوانشهر واقع شده است، این بنا یک آتشکده‌ قدیمی و بزرگ بوده است که در دوران پس از اسلام و احتمالا بعد از قرن سوم هجری به مسجد تبدیل شده و تا مدت‌های مدیدی مورد استفاده قرار گرفته است.

 

علت وجودی چنین بنایی در یک نقطه دور افتاده، هر بیننده‌ای را به حیرت می‌اندازد، بنایی با آن قدمت تاریخی که کتیبه کوفی حک شده بر دیوارهای آن بر قدمت بنا گواهی می‌دهد. در اینکه اسپیه ‌مزگت یک مرکز عبادی بزرگ بوده، تردیدی نیست و این امر از احتمال وجود یک مرکز شهری یا سایت باستانی مدفون شده در حوالی این بنا خبر می‌دهد.

 

قدمت این بنا با توجه به کتیبه کوفی و سفال‌های به دست آمده از آن به دوره‌ سلجوقیان می‌رسد که با شیر بز و خشت درست شده و با آهک اندود و نماسازی شده است. اطلاعات به دست آمده از نوع معماری و همچنین وجود سفال‌های مربوط به عصر ایلخانی، از قدمت حداقل ۸۰۰ ساله این مسجد حکایت می‌کند. برخی از روایات حاکی از آن است که بنای مسجد مربوط به دوره ساسانی است.

 

اسپی مزگت پس از اسلام بدون هیچ تغییری به مسجد تبدیل شده است

بنای اسپی مزگت پس از اسلام بدون هیچ تغییری به مسجد تبدیل شده و این در حالی است که در داخل آن محرابی وجود ندارد، این عدم تغییر و یا تخریب خود نشانی از حرمت و قداستی است که این مکان برای مراسم دینی در قبل و بعد از اسلام داشته است. این مسجد در منطقه به «مسجد عبداللهی» مشهور است و مردم منطقه بر این باورند که آن توسط عبدالله بن عمر ساخته شده است، شاید چنین نمونه‌ای که هم ویژگی‌های معماری قبل و هم بعد از اسلام را در خود جمع کرده باشد، در جای دیگر موجود نباشد.

 

بنایی باقی‌مانده از یک آتشکده‌ زرتشتی قدیمی و بزرگ پیش از اسلام که رواق چهار گوش داخلی آن محل نگهداری آتش مقدس بوده و مردم برای عبادت در دهلیزهای کناری آن می‌ایستادند و بعد از ورود اسلام به این منطقه بدون تخریب بنا، نحوه اداره آن تغییر کرده و به مکان مقدس مسلمانان برای عبادت خداوند تبدیل شد. بر یکی از دیوارهای آن ۵ الی ۶ متر کتیبه کوفی ساده باقی ‌مانده و کلمات « و لم یخش الا‌ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین» قسمتی از آیه ۱۸ سوره‌ی توبه بر روی آن به چشم می‌خورد.

 

این کتیبه که ابتدای آن در همین دهلیز بوده، زمانی چهار دهلیز اطراف را تزیین می‌داده است، اره دهلیز‌ها نیز گچبری عجیبی به ارتفاع یک متر داشته که فعلا دو متر از این اره بر دیوار شمالی مشخص است، شاید بتوان از آنچه باقی مانده است حدس زد که این بنا شامل یک رواق در وسط و چهار دهلیز در چهار طرف بوده است.

 

متأسفانه امروزه این بنای شگفت‌انگیز در این منطقه زیبا و توریستی رو به خرابی نهاده است، بنایی که سال‌ها در زیر شاخ و برگ‌های یک درخت تنومند پنهان بود و هم‌اکنون به علت کاوش در منطقه و قطع درخت، نمایان شده است.

 

در درازمدت عوامل مختلف انسانی و طبیعی موجب تخریب بنای «اسپیه مزگت» شده‌ است، برخی افراد سودجو، به طمع دست یافتن به دفینه، با دخل و تصرف و بی‌مبالاتی و حفاری‌های غیرمجاز، باعث آسیب و تخریب هر چه بیشتر این مسجد شده‌اند، درخت‌های جنگلی که بر بام آن رسته‌اند، ریشه‌های خود را میان دیوار‌ها فرو برده و آن‌ها را شکافته‌اند و رودخانه سیلابی دیناچال نیز قسمت جنوبی آن را کنده و با خود برده است. بارندگی و رطوبت نیز گچ‌کاری، سفیدکاری و گچ‌بری‌های آن را فرسوده کرده و تا حدود زیادی از بین برده است.

 

ما امانتدار بنای به جای مانده از گذشتگان هستیم

دکتر منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استار آباد» این بنا را یکی از عجایب هفتگانه گیلان نامیده است. او بر این باور است که بیشتر سفال‌های پیدا شده از کاوش‌های باستان‌شناسان مربوط به دوره‌ ایلخانی است و خاطرنشان کرده است که معماری این بنا معماری بومی نیست، اما با معماری بومی گیلان به زیبایی تلفیق شده است. از این بنا، در حال حاضر تنها قسمتی از رواق‌های شمالی و غربی بجا مانده است که قسمت داخل با ستون‌های قطور و قسمت بیرون با دیوارهایی مستحکم، بر پا ایستاده است.

 

مصالح اصلی بنای این اثر تاریخی آجرهایی به ابعاد ۶×۲۳×۲۳ سانتی‌متر است و قطر دیوار آن ۱۷۵ سانتی‌متر است. سقف بنا کاملا سفال‌پوش بوده است، اما بر خلاف بام‌های سفال‌پوش امروزی گیلان سفال آن با ملات بر روی طاق‌ها چسبانده شده است و اندازه‌ی آن‌ها به ۳۶×۵۰ سانتی‌متر می‌رسد. سقف آن با طاق‌هایی طولی و کوره‌پوش‌هایی چند، مسقف شده و سطح بام قدری شیب‌دار است، که بدون محافظ‌ رها شده و در حال تخریب کامل است.

 

به گزارش ایسنا، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی برای تعادل بخشیدن به حیات انسان‌ها و دستیابی به توسعه پایدار و سازمان ‏یافته که روند تکامل تمدن بشری را در پی خواهد داشت، از چنان اهمیتی برخوردار است که یک بسیج عمومی، جهانی، دولتی و مردمی را می‏‌طلبد. مردم باید محیط‌های طبیعی و فرهنگی را به عنوان نهاد همبستگی معنوی در اجتماعات محلی خود تلقی کنند و بپذیرند که همان‏گونه که با انهدام و تخریب محیط طبیعی زندگی بشر به خطر می‌‏افتد، ویرانی میراث فرهنگی و تاریخی نیز زندگی معنوی را به مخاطره می‏‌افکند. امروزه در تمامی کشورها اهمیت حفاظت از محیط زیست که میراث طبیعی و فرهنگی در آن جای گرفته بر همگان روشن است لذا باید به دقت بر روی آثار به جای‏ مانده از گذشتگان که امروزه ما امانت‏دار آن هستیم، تأمل کنیم و آنها را بشناسیم و ضمن حفاظت، مرمت و نگهداری آنها، با ارائه طرح‌های نو، به ایجاد آثار جدید اقدام بنماییم، به‏ طوری که تفاوت‌هایی با آثار پیشینیان ما داشته باشد، زیرا اگر امروزه چنین کاری انجام نشود، نسل حاضر نمی‏‌تواند چیزی را به آیندگان بسپارد.

برخی تصاویر از وبلاگ؛ mylivesky.blogsky.com

 

مطالب بیشتر؛

کلیدواژه ها: ، ، ،






عناوین ویژه