زمان بارگزاری این صفحه: 12:50 PM UTC

حکایت تراژیک یک شورا؛ تمام آنچه در انتخاب کاظمی به عنوان شهردار رشت رخ داد

حکایت تراژیک یک شورا؛ تمام آنچه در انتخاب کاظمی به عنوان شهردار رشت رخ داد

صدای گیلان – از همان جلسه استیضاح خلیلی تکلیف دو کاندیدای بعدی شهرداری روشن شد: مجید رجبی ویسرودی و مسعود کاظمی.

کامبیز نویدی

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان: چند روز از انتخاب شهردار جدید رشت می گذرد، و عکس العمل رسانه ها( البته جز یک سایت خبری مشخص که انگیزه هایش نیزکاملاً مشخص است) نشان از بهت افکار عمومی دارد. بهتی که بنظر نمی رسد با سکوت اینروزهای اعضای شورا از آن گره گشایی شود. پس باید قطعات گوناگون پازل را کنار هم گذاشت و با حدس و گمان و کنار هم نهادن اخبار مختلف به تحلیل آنچه منجر به این انتخاب شد پرداخت. شاید که از تحیرات کاسته شود. برای رسیدن به این مقصود بهتر است از تابستان شروع کنیم. زمانی که شورا به صرافت استیضاح خلیلی افتاد. استیضاحی که نیازمند مقدماتی همچون تغییر هیئت رییسه بود تا راه برای تمامیت خواهان هموار شود. اتفاقی که با اشتباه استراتژیک حاجی پور که به تعبیر آنها گل طلایی و به تعبیر رای دهندگان به امیرحسین علوی، یک گل بخودی تمام عیار بود که پیش از همه خود حاجی پور را نادم کرد.

چرا خلیلی برکنار شد؟

برای آنکه بدانیم خلیلی چرا برکنار شد، ابتدا باید بفهمیم که خلیلی چرا و چطور شهردار شد. امروز دیگر همه می دانند، که عامل اصلی انتصاب او، پافشاری و لابی گسترده محمود باقری بود. او در پاییز ۹۲ هرچه در چنته داشت و هر فن و ترفندی بلد بود را به اجرا درآورد تا مردی از کرج با مدرکی بی ربط با مدیریت شهری را شهردار کند. و نکته عجیب آنکه در پاییز ۹۳ او تمام مساعی اش را بر عزل خلیلی گذاشت و عجیب تر آنکه تعدادی دکتر و مهندس جوان حاضر در شورا نیز بسان قایقی بر موج، همراه او و به خواست این مرد مواج خروشان، به هر دلخواسته اش تن دادند و بی اراده همراهش شدند. چه آن زمان که گفت بگذاریم و چه آنروز که گفت برداریم! برای آنکه بدانید چرا باقری در طول یکسال چنبین تغییراتی کرد باید به چند پاراگراف پایین تر بروید. به بخشی که بنا دارم محمود باقری و رفتارهایش را کمی تحلیل کنم.

اما جز این، خلیلی دشمنان دیگری نیز برای خود دست و پا کرده بود و هرکس به انگیزه ای منحصر به خود خواستار عزل او بود. عده ای سودای شهردار شدن داشتند( چنان که بعداً ثابت شد) عده ای از عدم انتصاب یاران دلخواهشان ناراحت بودند و عده ای زخم خورده از رای دقیقه ۹۰ حاجی پور به صابر در انتخاب رییس شورا، قصد داشتند که با طیف دیگر همراه شوند و زین نمد کلاهی فراهم کنند( چنان که در انتخاب روسای کمیسیون ها اثبات شد) در هرصورت عزل خلیلی فتحی بود در پی فتح اول یعنی انتخابات هیئت رییسه. فتحی سنگر به سنگر. چنان شتابزده که دست اندرکارانش چندان به گزینه جایگزین فکر نکرده بودند و یا در موردش به اجماع نرسیده بودند و این عدم اجماع منجر به وزش طوفانهای سهمگین بعدی شد.

چه کسانی، چگونه کاندیدای شهرداری شدند؟

از همان جلسه استیضاح خلیلی تکلیف دو کاندیدای بعدی شهرداری روشن شد: مجید رجبی ویسرودی و مسعود کاظمی.
اما شورانشینان چندان با این اتفاق اقبال نشان ندادند. محمود باقری در پی اوسط مقدم بود و کارگرنیا سودای شهردار کردن ثابت قدم را در سر می پروراند. حاجی پور می خواست نامی بزرگ و مردی کارکشته بر این مسند قرار گیرد،پس در پی راضی کردن معاون سابق عمرانی استانداری یعنی اکبرزاده و یا معاون اسبق عمرانی استانداری های گیلان و اصفهان یعنی علیزاده، بود. رضا جمشیدی به دلیلی که در تحلیل رفتار اش خواهم آورد بدنبال نامی اصلاح طلب می گشت.

رایزنی ها آغاز گشت، تنها مشکل این بود که شهردار سابق رشت علاقه ای برای ورود به این کارزار از خود نشان نمی داد و کارگرنیا برای راضی کردن گزینه اش تمام دوستان مشترک در رشت و حتی تهران را واسطه قرار می داد. نهایتاً سردار امیرگل و الیاس حضرتی از سویی و عضو جوان شورا یعنی علوی، موفق شدند رضایت ثابت قدم را جلب کنند.
محمود باقری و عباس صابر نیز برای تردیدهای اوسط مقدم درمان یافتند. اما حاجی پور برای وارد کردن گزینه هایش به مشکل برخورد و مردانی که به آنها اعتقاد داشت، راضی به پذیرفتن دعوت او برای حضور در رقابت نشدند. این ماجرا برای رضا جمشیدی نیز به گونه ای دیگر اتفاق افتاد. به همین دلیل حاجی پور ضمن پیوستن به کمپین کارگرنیا، راه را برای ورود گزینه های جدیدتر نیز باز گذاشت و با اعلام اینکه هر بومی متخصصی را که قصد شهرداری کند، حمایت خواهد کرد، عملاً نشان داد که نمی خواهد دیگر همراه باقری و دوستان شفت و فومنی اش باشد.

جمشیدی نیز بدلیل حفظ رفاقتش با سایر اعضای طیف اش به جناحی پیوست که معلوم بود در روز آخر رایشان را به اوسط مقدم و یا رجبی خواهند داد.

نظر بزرگان استان چه بود؟

نماینده محترم ولی فقیه در گیلان، استاندار و فرماندار رشت نیز با ارسال پیام هایی برای اعضای شورا از نامناسب بودن انتخاب شهردار از بین گزینه های داخلی شورا سخن گفتند و آنها را از چنین انتخابی برحذر داشتند. نخبگان سیاسی و علمی استان نیز با حضور ثابت قدم و طالع در این عرصه، آنها را اصلح نامیدند و به صور گوناگون شورا را در جریان نظراتشان قرار دادند. بنابراین تصور می شد شورا نصیحت بزرگان را به گوش جان خریدار شود و دست از لجاجت بردارد.

استقلال خواهی بی دلیل و نصفه

شورا اما لجاجت می کرد و برخی از اعضایش از لزوم مستقل عمل کردن شورا می گفتند. اما به نظر می آید اعضای شورا تصور درستی از واژه استقلال ندارند. وقتی شورا اساساً شان اجرایی ندارد و رشت نیز گرفتار هزار و یک مشکل است که برای حل اش همه مسئولین استان باید دست به دست هم دهند، دیگر معنی استقلال خواهی تفاوت می کند. بهتر بود اعضای شورا تفاوت میان تعامل و همکاری با دخالت را می فهمیدند و چنین خود را در مقابل همه قرار نمی دادند.

ضمن آنکه باید گفت شورا در این انتخاب چندان هم که ادعا می کند مستقل عمل نکرده و از جاهایی نصیحت پذیرفته است. به این می گویند سیاست یک بام و دو هوا… پس هم استقلال طلبی زیر سوال رفت و هم روابط با نهادهای تاثیرگذار در مدیریت شهری مخدوش شد.

کوه چگونه موش زایید؟

در حالیکه دو دکترای شهرسازی و توسعه(ثابت قدم و طالع) و یک شهردار خوشنام(ساغری)یک معاون معاون رییس جمهور( آقازاده)و یک کارشناس ارشد عمران( مجیدرجبی ویسرودی) در صف کاندیداهای شهرداری بودند، به ناگهان شورای متخصص مدعی تخصص گرایی به مسعود کاظمی رای داد تا شهروندان و رسانه ها را در بهتی عمیق فروببرد.
شنیده ها حکایت از آن دارد که همه چیز لحظاتی قبل از برگزاری جلسه رقم خورده است و تعدادی از اعضای شورا با بیان اینکه در صورت رای آوردن فردی خارج از شورا، آبرویی برای اعضا باقی نخواهد ماند(چرا؟!)، بنا را بر این گذاشتند که همگی به دو گزینه داخلی رای دهند و آنها را به فینال برسانند. اما طیف حامیان کاظمی که میدانستند در چنین حالتی، رسولی و علوی و حاجی پور به مجید رجبی رای خواهند داد، در لحظه نوشتن بر برگه های رای عهد شکستند تا بدین ترتیب رجبی را نیز بدون برگزاری فینال مغلوب کنند. و چنین شد که شورایی با آنهمه ادعا به چنین شهرداری رسید!

آیا انتخابات قانونی بود؟

برگزاری جلسه غیرعلنی،مستلزم انجام رای گیری و تصویب دوسوم اعضای شورا وحداقل ۲۴ساعت بعداست. در حالی این جلسه بصورت غیر علنی برگزار شده که چنین مصوبه ای وجود نداشته است. از سوی دیگر طبق قانون شهردار منتخب باید حداکثر مطلق آرا را بدست آورد. در جمع ۱۵ نفره ای که هر نفر ۲ رای می دهد، شهردار باید با ۱۶ رای انتخاب شود. حتی با پذیرش این نکته که مجموع آرای ماخوذه ۲۴ رای بوده نیز، شهردار منتخب می بایست ۱۳ رای کسب می کرد تا این انتخاب قانونی شود.

آیا کاظمی بر کرسی خواهد نشست؟

غیر از ایرادات شکلی رای گیری برای انتخاب شهردار، باید به نداشتن مدرک کارشناسی ارشد و یا سابقه ۵ سال مدیریت در شهر های زیر رتبه ۱۱ مسعودکاظمی نیز اشاره کرد،که تایید او در مراجع ذیصلاح را برای او دشوار می کند. مگر آنکه لابی ها و رایزنی ها کارگر افتد و یاری اش دهد.

آیا کاظمی توان اداره شهر را دارد؟

مسعود کاظمی ۸ سال پیش به عنوان کمک نقشه بردار در دستگاه نظارت پروژه بانک جهانی برای اداره آب و فاضلاب کار کرده و کوچه به کوچه رشت را می شناسد. بنابراین نباید نگران اصالت غیرگیلانی و غیربومی بودنش بود.

او همچنین ۵ ماه مدیر سازمان تاکسیرانی رشت بوده و با رانندگان فهیم نیز رابطه خوبی دارد که می توانند بر افکار عمومی در سفرهای درون شهری تاثیر مثبت بگذارند و همراهشان کنند.

شناخت کافی از رشت و در دست داشتن افکار عمومی باعث می شود که کاظمی با راهنمایی های اعضای شورا و بکارگماردن دوستان رای دهندگان به خود در شورا در مناصب حساس شهرداری، بتواند مدیریتی موفق را در این حوزه از خود نشان دهد.

کاظمی آدم باهوشی است او در طول ۸ سال از کمک نقشه بردار به شهردار مبدل شد و مطمئناً اگر روند رشدش کند نشود می تواند برای جانشینی حسن روحانی در انتخابات سال ۱۴۰۰ برنامه ریزی کند. اگر او بتواند سرعت رشد خود را به مجموعه مدیریت شهری رشت اضافه کند، بزودی آرزوی رقیب اش یعنی دکتر طالع هم برآورده می شود و رشت تبدیل به ژنو خاورمیانه می گردد.[!]

شورای رشت

اعضای شورا را چه می شود؟برندگان و بازندگان که هستند؟

عباس صابر: منفعل ترین رییسی که شورای رشت در طول چهار دوره به خود دیده است. اوکه بطور ناگهانی و بدون آمادگی قبلی به ریاست شورا رسیده، تازه پس از نشستن بر کرسی ریاست بود که فهمید چه کار سختی هم در اداره جلسات و هم در برقراری ارتباط با نهادهای بالا دستی استان در پیش رو دارد. سردردهای عجیب اش در روزهای استیضاح خلیلی و سردرگمی هایی که در روزهای منتهی به انتخاب شهردار از خود بروز داد، موید همین نکته است که مهندس جوان شاغل در اداره کل راه وشهرسازی، چندان مرد روزهای سخت و بحرانی نیست. او حالا برگزار کننده انتخاباتی است که هزار حرف و حدیث بوجود آورده، و اصلاً بعید نیست زیر تیغ انتقادات روزهای آینده، بخواهد با استعفا از ریاست شورا، بحران هایش را پایان دهد. صابر نتوانست رای گیری بدون حاشیه ای انجام دهد. نتوانست دوست قدیمی اش یعنی اوسط مقدم را شهردار کند و نتوانست از هم محلی اش یعنی مجید رجبی بدرستی حمایت کند. و این سه، یعنی اینکه صابر در ماجرای انتخاب شهردار جدید یک بازنده مطلق شد.

رضا جمشیدی: جوان نخبه شورا بیشتر عمرش را مشغول علم آموزی بوده و در عرصه سیاست کم تجربه است. به همین دلیل شجاعت و جسارت لازم برای استقلال رای نداشت و نتواننست از تیم همشهری هایش جدا شود و علیرغم آنکه دوست داشت به ثابت قدم رای دهد نتوانست بر تردیدهایش غلبه کند. جمشیدی با رای دادن به کاظمی تلاش کرد دل دوستان بیرونی شهردار منتخب را بدست اورد تا در انتخابات سال آینده مجلس راه همواری داشته باشدٰ ولی مورد استفاده ابزاری قرار گرفت و دوستان قدیمی خود را نیز دل آزرده ساخت. او چوب دوسر طلایی است که دیگر نمی تواند روی اصلاح طلبان حساب باز کند و در بین اصولگرایان هم جایگاهی ندارد. رای به کاظمی خودکشی سیاسی جمشیدی بود. مردی که از ترس مرگ خود را کشت!

محمود باقری: محمود باقری در آخرین لحظات گزینه اختصاصی اش را بخاطر دلایلی که رسماً اعلام نشد، از دست داد و بازی را به حسین کارگرنیا واگذار کرد. او شخصیت عجیبی دارد. عاشق بازی کردن است. بدون آنکه بیاندیشد برد یا باخت در آن بازی چه فوایدی برایش خواهد داشت یا چه مضراتی. او فقط می خواهد برنده باشد و قدرت بازیخوانی و بازیسازی اش را به رخ بکشد.به همین دلیل است که او روزی با خلیلی است و روزی بر او. باقری در آرامش و سکون حوصله اش سر می رود و نیاز ذاتی اش به هیجان باعث می شود که روند تغییرات در شورا و شهرداری ادامه یابد. با در نظر گرفتن این نکته، او را نیز بخاطر باخت در بازی شهرداری باید جزو بازندگان به حساب آورد.

اسماعیل حاجی پور: حاجی پور وقتی فهمید که بزرگانی چون مهندس جعفرعلیزاده علاقه ای به شهرداری رشت ندارند صراحتاً اعلام کرد به غیر رشتی ها رای نخواهد داد و جوانمردانه پای حرف اش ایستاد. چه اعتقاداتش را قبول داشته باشیم و چه نداشته باشیم ایستادگی او بر سر حرفش را باید یک امتیاز مثبت بدانیم و به احترام این خصلت نیکویش کلاه از سر برداریم. حاجی پور نتیجه را باخت ولی اخلاق رابرد. برعکس دیگر رشتی شورا یعنی حسین کارگرنیا.

حسین کارگرنیا: شورای رشت جای عجیبی است. آنجا که اخلاق رعایت شود، پیروزی بدست نمی آید و آنجا که پیروزی بدست آید، اخلاق قربانی می شود. به همین دلیل است که مرد بااخلاق انتخابات هیئت رییسه، امروز با پشت کردن به گزینه ای که با اصرار او را به عرصه آورده بود(ثابت قدم) و با تک رای دادن به کاظمی و جا گذاشتن مجید رجبی توانست پیروزی را از آن خود کند.
اما این فقط ظاهر قضیه است. چون مرد با اخلاق شورا برای رسیدن به این پیروزی چیزی را قربانی کرد که تنها وجه تمایزش با سایرین بود و حالا با این اتفاقات هویت سیاسی خود را به مخاطره برده است. باید دید که آیا او می تواند باردیگر این صفت (اخلاق گرا بودن) را در شورا بدست آورد یا نه؟ اگر نتواند علیرغم کسب این پیروزی شیرین، در دراز مدت، بزرگترین بازنده شورا لقب خواهد گرفت.

امیرحسین علوی: او از ابتدا حامی ثابت قدم بود و تا آخر نیز بر انتخابش اصرار ورزید. در روز رای گیری نیزبا رای دادن به او و طالع دو نکته را ثابت کرد: به متخصصین اعتقاد دارد و احترام می گذارد و نیز تعصبات قومیتی ندارد و حاضر است به یک ماسوله ای نیز به شرط داشتن شرایط مناسب رای دهد. علوی حالا رهبری جریان مستقل و تخصص گرای شورا را در دست دارد و خود را آماده می کند که با همیاری این طیف که سربلندان وقایع اخیر شورا هستند، سال آینده جایگزین عباس صابر شود و شهر و شورا را از سردرگمی فعلی برهاند. علوی بر همین اساس جزو برندگان انتخاب شهردار است.

مجید رجبی ویسرودی: این مهندس صادق و بی شیله شورا تا آخرین نفس در رقابت باقی ماند و فریب وعده های دوستان بی وفایش را نخورد. او با این اتفاقات آبدیده تر شده و احتمالاً به طیف مستقل شورا خواهد پیوست و راهش را از سایر همشهری هایش جدا خواهد کرد. اگر این تجدید نظر در جناح بندی ها او را به این نتیجه برساند، علیرغم قبول یک شکست ناجوانمردانه، در دراز مدت باعث بهروزی اش در شورا وافکار عمومی خواهد شد. پس او را نیز می توان جزو برندگان این بازی نام نهاد.

فاطمه شیرزاد: این بانوی اصولگرا، در تمام وقایع امسال شورا و بخصوص انتخاب هیئت رییسه، استیضاح خلیلی، و انتخابات اخیر تعیین شهردار چنان از خود پختگی و درایت نشان داد و بجای منویات جناحی به منافع فراجناحی شهر اندیشید و عمل کرد که نام اش در تاریخ این شهر جاودانه شد. به احترام او از جای برمی خیزیم و اظهار ارادت و ادب می کنیم. این تحلیل یک اصلاح طلب ازرفتار سنجیده یک اصولگرای واقعی است./ عصر تدبیر – کامبیز نویدی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،






عناوین ویژه