زمان بارگزاری این صفحه: 12:34 AM UTC

«رشتی ها خوب پول می دهند»/ مردم گیلان در گسترش پدیده زشت «تکدی گری» سهم دارند

مهمان نوازی رشتی‌ها کار را به جایی رسانده که متکدیان خارجی هم به میهمانی این شهر آمده اند.

پدیده زشت «تکدی گری»

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

اگر در یک روز عادی سری به خیابانهای شهر رشت بزنید، شیرینی گشت و گذار در شهر باران را تنها چیزی که می تواند به تلخی تبدیل کند، دیدن کسانی است که بی اعتنا به قوانین شهری و شهروندان، در خیابان ها مشغول تجارتی کثیف و البته درآمد زا به نام تکدی گری هستند و تلخ تر آنکه وقتی پای صحبت بعضی از آنها بنشینی، نشان از منزلی دور در استان یا کشوری دیگر می دهند.

 

متکدیان خارجی که این روزها بر تعدادشان در شهر رشت افزوده می شود نیز همچون گردشگران! به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می شوند. داخلی ها آن دسته از متکدیانی هستند که از سایر استانهای کشور به گیلان می آیند و خارجی ها هم عموما اهل کشورهای همجوار شرقی بوده و همه شان هم در یک جمله متفق القول هستند که «رشتی ها خوب پول می دهند.»

 

شاید در نگاه اول این جمله به مذاق خیلی ها خوش بیاید و از آن تعبیر مثبت کنند اما، بررسی عمیقتر این جمله واقعیتی تلخ را نمایان می کند که مردم گیلان خود نیز در گسترش پدیده تکدی گری سهم به سزایی داشته و کمک های غیر اصولی و ساده لوحانه شان باعث شده تا رشت به جولانگاهی برای متکدیانی تبدیل شود که بساط کاسبی شان را روی پیاده روهای شهر که این روزها میزبان تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است، پهن کرده و چهره ای نازیبا به شهری بدهند که سودای برند گردشگری شدن را در سر می پروراند.

 

پول بلیطی که هیچ گاه جور نشد

سوژه گزارش که به ذهنم خطور کرد، پرسه زنی در خیابان های شهر را برای یافتن چندتایی از این مهمانان ناخوانده شروع کردم. در اولین روز گشت در خیابان های منتهی به اصلی ترین میدان شهر رشت، وقتی با یکی از متکدیانی که خودش را ملیحه معرفی کرده و دلیل گدایی اش را جور کردن پول بلیط عنوان می کند صحبت می کنم، نشان از کیلومترها دورتر می دهد و به خبرنگار مهر می گوید: از مرزهای همجوار پاکستان به گیلان آمده ام و چون پول بلیط نداشتم در گیلان ماندگار شدم.

 

وی که مدام می خواهد فرار کند و از شر سوالهایم خلاص شده و به کاسبی اش برسد، ادامه می دهد: نه این که فکر کنید کار من گدایی است، پول بلیطم جور شود یک لحظه هم اینجا نمی مانم.

 

روز بعد که سری به پاتوق ملیحه می زنم، به محض دیدنم راهش را کج کرده و سعی دارد خودش را پنهان کند. بعد از طی مسیری طولانی بالاخره گیرش می اندازم و از وضعیت پول بلیطش می پرسم. او که آرام تلاش می کند جوری که خیلی به چشم نیاید، پولهای توی آستینش را بالا بدهد تا میزان کاسبی اش معلوم نشود، پاسخ می دهد: تو تا حالا سفر نکرده ای؟ بلیط اتوبوس نخریده ای؟ نمی دانی چقدر گران است؟

 

به او می گویم بیا برویم برایت بلیط بگیرم و برو سر خانه و زندگی ات، پیش پدر و مادرت. جواب می دهد: من دوست ندارم زیر بار منت کسی باشم! خودم کار می کنم و پول در می آورم.

 

در تمام طول یک هفته ای که به پاتوق ملیحه سر می زنم، همانجا مشغول گدایی است و به همه عابران می گوید: پول بلیط ندارم و عابران که شاید خیلی هاشان هر روز از این مسیر عبور کرده و حتی برایشان این سوال به وجود نمی آید که چرا بعد از این همه مدت پول بلیط ملیحه جور نمی شود؟ دست در جیب کرده و به او کمک می کنند.

 

لطفاً ساده لوح نباشید

طراح و مجری پیشخوان مددکاری و ساماندهی متکدیان رشت درباره دلایل حضور متکدیان غیر بومی در رشت به خبرنگار مهر توضیح می دهد: فراهم شدن بازار عرضه و تقاضا که حاصل فقر فرهنگی و اجتماعی در گروه کمک گیرنده و کمک کننده است باعث شده تا شهری مثل رشت بستری مناسب برای فعالیت متکدیانی باشد که عموما غیر بومی بوده و از استانها یا کشورهای همسایه به اینجا آمده اند.

 

دکتر جواد اسماعیل پور می افزاید: بر اساس نص صریح قانون، کسی که از روش تکدی گری و روشهای اغوا کننده برای امرار معاش بهره گرفته و بر آن اصرار ورزد، مجرم محسوب شده و مجازاتی معادل حبس دارد علیرغم وجود قانون در این زمینه، با فرض اینکه اجرا هم بشود ولی مشکل اساسی از فقر فرهنگی و اجتماعی است که به خصوص در گروه کمک کننده دیده می شود.

 

وی با اشاره به آموزه های دینی درباره کمک رسانی به افراد نیازمند تصریح می کند: در دین مبین اسلام بارها و بارها درباره کمک رساندن به افراد مستمند تاکید شده ولی اگر زمینه کمک رسانی همراه با بینش نباشد و در جواب هر استمدادی کمک رسانی انجام شود، بی شک آسیب های زیادی به دنبال خواهیم داشت.

 

اسماعیل پور می افزاید: همانطور که در دین ما بر آشکار نبودن کمک رسانی تاکید شده، بسیاری از نیازمندان واقعی نیز استمداد خود را به نحوی مطرح می کنند که خیلی آشکار نبوده و یک نیازمند واقعی هیچ گاه از روشهایی که بسیاری از متکدیان برای جلب ترحم و توجه مردم استفاده می کنند، برای کمک طلبی بهره نمی گیرد. بلکه در یک فضای نوعدوستانه و آبرومندانه درخواستی ارائه شده و پاسخ داده می شود.

 

طراح و مجری طرح ساماندهی متکدیان رشت درباره نحوه کمک طلبی متکدیان توضیح می دهد: درخواست کمک در پدیده تکدی گری نیز وجود دارد ولی نوع درخواست بسیار نامتعارف و به نوعی اغوا کننده است و متاسفانه نوع پاسخی که مردم به این نوع درخواست ها می دهند هم، کمتر متفکرانه است.این نوع کمک کردن ها خیلی وقتها برای ارضای حس ترحم و دلسوزی بوده و خیلی وقت ها هم برای رفع مزاحمت متکدیانی است که سر راه مردم قرار می گیرند. در حالیکه خیلی از افراد که به متکدیان کمک می کنند، تا به حال این سوال را از خود نپرسیده اند که متکدیان پولهایشان را چکار کرده و چگونه خرج می کنند؟

 

اسماعیل پور تاکید می کند: اگر حتی یک نفر از کسانی که به متکدیان کمک می کند به این موضوع آگاهی داشته باشد که این افراد عموما جدای از تکدی گری با چندین آسیب اجتماعی دیگر که مهمترینش اعتیاد است نیز درگیر بوده و در خیلی از موارد دچار بیماریهای مسری مانند هپاتیت هستند، آن موقع با وسواس بیشتری عمل کرده و ساده لوحانه به افرادی کمک نمی کند که بخشی از گردش پول در شهر را به عهده داشته و کسی نمی داند که پولهای عرضه شده توسط این افراد به چه ویروس هایی آلوده است.

 

هرچند در ضمیر همه ما حس نوعدوستی به دستگیری از افراد نیازمند ترغیبمان می کند اما، شاید بهتر باشد خوبیهایمان را ساده لوحانه به مشارکت در گسترش یک معضل اجتماعی تبدیل نکرده و با شناسایی افراد نیازمند واقعی، راه را بر افراد سودجو ببندیم./ مهر – گزارش: مریم قاضی زاده

مطالب بیشتر؛



یک نظر یا دیدگاه برای “«رشتی ها خوب پول می دهند»/ مردم گیلان در گسترش پدیده زشت «تکدی گری» سهم دارند”

  1. مرتضي خاکپور نوشته است:

    بابا آب داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا خـــون داد، بابا خـــــــون داد .

    بابا آب داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا خون داد، بابا خون داد .

    تو کتابها دیگه نمی خونیم بابا ، بابا نون داد .

    بابا فــریاد کشید، بابا جنگید ، بابا خون داد .

    کلاس درس ما ، تلاش و وحدت .

    نوبت کوشـش است و نوبت کار .

    جوونا کشته شدند تا شدیم ازاد .

    تا نکوشیم ، نمیشه خونمون آباد .

    بابا آب داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا خــــــون داد، بابا خــــون داد .

    نوراسلام دمید ، بدر آمد وطن ، زشب تار .

    چو بهـــاران که گل دمد از باغ بجای خار .

    شهدا خون دادند به خاطر ما .

    به امیـــــد طلوع صبح فــــردا .

    همــــه با وحدت و الله اکبر .

    شــدیم آزاد ز فتنه ستمگر .

    ماهی کوچولو شد از ستم آزاد .

    بسر آمد ز وطـــــــن دوره صیاد .

    بابا خون داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا جون شهید شده بین ما نیست .

    بابا جون جانباز شده دست نداره .

    بابا جون جانباز شده درصد نداره .

    بابا جون ریه . ترکش خورده بیشتر از ۵ % نداره .

    بابا جون زمین گیره مزد و معیشت نداره .

    بابا جون مجروح شده پا نداره .

    بابا جون رو ویلچره قد نداره .

    بابا جون رو تختخوابه اکسیژن نداره .

    بابا جون نون نداره .

    بابا جون خونه نداره .

    بابا جون ماشین نداره .

    بابا جون پول میوه نداره .

    بابا جون پول دارو نداره .

    بابا جون اجاره خونه نداره .

    بابا جون کرایه تاکسی نداره .

    بابا نون داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا خون داد دیگه شعار ما نیست .

    بابا خودش نون نداره .

    بابا خودش خون نداره .

    بابا برام حرف بزن .

    بابا برام گپ بزن .

    از بدبختیات بگو .

    از چه کنم چه کنمات بگو .

    بابا بگو بغض داری .

    بابا بگو گریه داری .

    بابا دیگه خواب نداره .

    بابا دیگه جون نداره .

    بابا شده خیره به در .

    بابا شده از کوره بدر .

    بابا چرا پول نداری .

    بابا چرا خونه نداری .

    بابا میگن میوه خوبه .

    بابا میگن ماهی خوبه .

    بابا میگن آجیل خوبه .

    بابا میگن برنج خوبه .

    بابا من جبهه رفته .

    بابای من شهید شده .

    بابای من جانباز شده .

    بابای من اسیر شده .

    بابای من بی پول شده .

    نان نداریم .

    خونه و ماشین نداریم .

    برنج و میوه نداریم .

    گوشت و ماهی نداریم .

    زمین و بیجار نداریم .

    دل با خوش نداریم .

    ای که از دستت رسد کاری بکن .

    جان ما بستان و راحتم بکن .

    این دغل بازان را بیدارش بکن .

    این ستمکاران را درمانش بکن .

    در جوانی بسیار ایثار کرده ایم .

    ملک و اموال را ز دشمن آزاد کرده ایم .

    داده ایم دست مشتی بی خدا .

    برده اند بهر خودشان این دور از وفا .

    ما برای تو جنگیده ایم .

    ما برای خدمت خلق جنگیده ایم .

    این مروت در کجا ؛ ما بجنگیم و نا اهلان خورند .

    این فتوت تا کجا ؛ ما بکاریم و خودکاشته را هم خورند .

    بابا جون غصه نخور .

    بابا جون افسوس نخور .

    اینه رسم روزگار .

    اینه آورده کردگار .

    سلحشوران می میرند .

    چاپلوسان فربه می شوند .

    آری :

    سلحشوران می میرند .

    چاپلوسان فربه می شوند .

    http://mkhakpour9.persianblog.ir/




عناوین ویژه