زمان بارگزاری این صفحه: 5:56 PM UTC

سربریدن پسربچه‌ تهرانی/ کشف جسد سوخته در بازار تهران/ راز سر به مهر قتل دختر یاسوجی

مظنون اصلی پرونده قتل پسر ۱۰ ساله در خیابان وحدت اسلامی تهران، عصر دیروز در حوالی محل قتل شناسایی و دستگیر شد.

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

بعدازظهر سه شنبه، اهالی بازارچه محله وحدت اسلامی هنگام گذر از کوچه مقدم با جسد غرق در خون پسر ۱۰ ساله ای نزدیک دیوار آپارتمانی روبه روشدند. آنها زنگ در همسایه ها ر ا به صدا درآوردند تا خانواده او را پیدا کنند که مشخص شد خانواده مقتول در همان ساختمان زندگی می کند.

 

با گزارش وقوع این جنایت به بازپرس سجاد منافی آذر، جسد سپهر ۱۰ ساله به پزشکی قانونی منتقل شد. همزمان با تشکیل پرونده قضایی، خانواده مقتول در تحقیقات گفتند روز حادثه سپهر برای خرید نان و خوراکی به مغازه سر کوچه رفته بوده که بازنگشته و این حادثه تلخ برایش رخ داده است.

 

در این مرحله، کارآگاهان جنایی برای رازگشایی از این جنایت و دستگیری قاتل کودک بی گناه به تحقیق از همسایه ها پرداختند تا این که معلوم شد یکی از آنها که مغازه دار بوده، مرد جوانی را در حالی که لباسش خون آلود بوده و سراسیمه از کوچه محل جنایت خارج می شده، مشاهده و گمان کرده است او با فردی درگیری داشته تا این که موقع بازگشت به مغازه اش با صدای فریاد همسایگان، متوجه این جنایت شده و تصور می کند قاتل فراری باید همان مرد جوان باشد.

 

شناسایی مظنون

تیم جنایی پلیس با تحقیقات محلی متوجه شدند، دوربین های مداربسته یک شرکت در محل جنایت، تردد مرد جوانی را در زمان قتل در کوچه ضبط کرده است. بلافاصله فیلم دوربین های مداربسته بررسی شد و چهره مرد جوان در اختیار پلیس قرار گرفت. در ادامه پسر جوانی که در نزدیکی محل قتل زندگی می کرد به عنوان مظنون شناسایی شد و زمانی که ماموران راهی خانه او شدند مشخص شد پسر جوان همزمان با قتل ناپدید شده است.

 

قاضی سجاد منافی آذر، دستور دستگیری پسر جوان را صادر کرد و عکس و مشخصات او در اختیار گشتی های پلیس قرار گرفت.

 

سرانجام پس از گذشت ۳۰ ساعت از این جنایت هولناک، عصر دیروز ماموران موفق شدند پسری ۳۰ ساله را در چهارراه گلوبندک دستگیر کنند. او پس از انتقال به پلیس آگاهی منکر قتل شد که تحقیقات از او زیر نظر بازپرس جنایی تهران ادامه دارد تا مشخص شود وی در قتل سپهر نقش داشته است یا نه.

 

حسرتی که بر دل مادر ماند

سپهر منتظر بازگشایی مدرسه بود تا بعد از سه ماه دوری از دوستان مدرسه اش آنها را بار دیگر ملاقات کند. چند روز پیش با مادر و خواهر نوجوانش، سحر، لباس و کیف نو برای رفتن به مدرسه خریده بود و روزها را می شمرد تا زودتر فصل پاییز فرابرسد و با پوشیدن آنها و برداشتن کوله پشتی زیبایش به مدرسه برود، اما زندگی ورق دیگری برای آرزوهای کوچک او رقم زد و برای همیشه سپهر را به خاک سرد سپرد.

 

جای سپهر امسال با باز شدن مدرسه و حضور دوستانش در سر کلاس درس خالی است. هنوز کوله پشتی سپهر، لباس نو مدرسه اش و کتانی های سفیدش کنج اتاق است.

 

لیلا، مادر سپهر کنج اتاق نشسته و مدام او را صدا می کند.

 

صدای سپهر همچنان در گوش مادر می پیچد و خانه بی او صفایی ندارد.

 

هق هق گریه امانش نمی دهد. قاب عکس سپهر را محکم بغل کرده و بی تاب اوست و زیر گوش قاب عکس برایش لالایی مادرانه می خواند.

 

باورش نمی شود مردی غریبه این چنین گل زندگی اش را چید و او را عزادار کرد. مادر بزرگ آن سوتر نشسته و گریه می کند. دایی، خاله و دیگر اعضای خانواده همه سیاهپوش هستند و باور این مرگ برایشان سخت و جانکاه است.

 

سحر، خواهر بزرگ سپهر در حالی که به پهنای صورت اشک می ریزد، فریاد می زند داداش خوبم برگرد، چرا من و مامان را تنها گذاشتی، زیر لب به قاب عکس برادرش می گوید نگران نباش، قاتلت دستگیر می شود و خودم چهارپایه مرگ را از زیر پایش می کشم.

 

سپهر مرد خانه بود

لیلا کمی که آرام تر گرفت و سپس گفت: چهار سال پیش بنابر دلایل و مشکلاتی که برایمان پیش آمد، شوهرم به ناچار من و دو فرزندم را ترک کرد و قرار شد با پایان مشکلات دوباره همه با هم زندگی کنیم. در نبود شوهرم، سپهر مرد خانه مان شده بود. هرچه می خواستیم او تهیه می کرد. همیشه مراقب من و خواهرش بود. هیچ وقت دوست نداشت گریه من و خواهرش را ببیند. خوب درس می خواند و همیشه شاگرد اول بود و خیلی دوست داشت این چند هفته تعطیلات تابستانی تمام شود و دوستانش را در کلاس چهارم ببیند.

 

وی ادامه داد: ظهر سفره ناهار را پهن کردم. سپهر از من اجازه خواست برای خرید نان و خوراکی به مغازه سر کوچه برود و زود بازگردد. من هم اجازه دادم. ده دقیقه از رفتن او نگذشته بود که با صدای فریاد همسایه ها و به صدا درآمدن زنگ خانه مان سراسیمه به خیابان آمدم و مشاهده کردم همسایه ها مدام نام سپهر را به زبان می آورند. وحشت سرتا پای وجودم را فراگرفته بود. دست و پایم می لرزید، بسختی قدم برداشتم و از میان جمعیت رد شدم. سپهرم غرق در خون بود. خوراکی ها و نانی که خریده بود، کنارش افتاده بود. پایم لرزید و کف خیابان افتادم.

 

مادر داغدیده می گوید: من، شوهرم و دیگر اعضای خانواده ام با کسی اختلافی نداشتیم و نمی دانیم چرا آن مرد غریبه بی رحمانه جان فرزندم را گرفت و این چنین ما را داغدار کرد. یک ماه قبل برای سپهر جشن تولد ۱۰ سالگی گرفتیم. از مسئولان قضایی و پلیس می خواهم قاتل فرزندم را هرچه زودتر دستگیر و در محله مان و همان جایی که بی رحمانه جان فرزندم را گرفت، مجازات کنند. قاتل بی رحمانه پسرم را کشته و سپهر حتی فرصت نکرده بود، زنگ خانه را بزند.

 


 

اولین اعترافات عامل سربریدن پسربچه ۱۰ساله تهرانی

متهم اصلی این پرونده که ۲۷ سال سن دارد ساعت ۱۷:۳۰ دیروز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۹۴ در حال که در پارک شهر پرسه می‌زد توسط ماموران پلیس دستگیر شد.

 

سرنخ دستگیری این متهم که تنها یک روز پس از قتل سپهر ۱۰ ساله به دام ماموران افتاد در دوربین مداربسته شرکتی بود که در محل جنایت بر روی دیوار نصب شده بود.

 

در بازبینی فیلم این دوربین که صحنه بریدن سر این کودک را نیز ثبت کرده است مرد جوانی دیده می‌شود که به گفته ساکنان خیابان مغفوری ساکن آن محله است و همسایه‌ها معتقد هستند که او از تعادل روحی برخوردار نیست.

 

متهم که هم‌اکنون دراختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار دارد درخصوص چرایی ارتکاب این جنایت ضمن اعتراف به قتل و سربریدن سپهر گفته است: زمانی که سپهر رادیدم احساس کردم که مردی را می‌بینم ولی مابقی آن را یادم نیست و دقیقا به خاطر نمی‌آورم که چه کار کرده‌ام.

 

در حالی که فرضیه ابتلا به جنون متهم مطرح شده قرار است به دستور قاضی سجاد منافی‌آذر رییس شعبه سوم بازپرسی دادسرای ویژه امور جنایی تهران، او برای تشخیص وضعیت روانی به پزشکی قانونی فرستاده شود.

 

حوالی ساعت ۱۲:۳۰ روز سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۹۴ بود که سپهر ۱۰ ساله در حالی که چند نان در دستش بود و می‌خواست به خانه بازگردد درست مقابل خانه‌شان توسط مرد جوانی به قتل رسید.

 


 

معمای کشف جسد سوخته در بازار تهران

کشف جسد سوخته پسر جوان در بازار تهران، تیم جنایی را در برابر قتل جدیدی قرار داد.

 

ساعت ۲۳ و ۴۰ دقیقه یکشنبه اهالی کوچه موسوی در راسته ارامنه بازار متوجه آتش سوزی در کنار سطل زباله ای شدند، آنها با خاموش کردن آتش توسط آتش نشانان متوجه جسد سوخته ای در زیر ضایعات شدند. با اعلام موضوع به بازپرس ویژه قتل،تیم جنایی برای تحقیقات راهی محل کشف جسد شدند.

 

تحقیقات اولیه برای کشف علت جنایت آغاز شد. پزشکی قانونی با معاینه جسد اعلام کرد علت اصلی مرگ اصابت ضربه چاقو به پهلوی پسر جوان است. در ادامه مشخص شد یک ساعت از زمان قتل می گذرد و پس از قتل،جسد مقتول به آتش کشیده شده است. بررسی صحنه جرم نیز نشان می داد عامل جنایت پس از قتل جسد را به این محل آورده و با ریختن ضایعات روی جسد آن را، آتش زده است.

 

در ادامه مشخص شد در محل کشف جسد یک کارگاه تولید پوشاک زنانه است که در آن باز بوده و کسی داخل آن نیست.

 

با آغاز تحقیقات از اهالی،آنها اعلام کردند پسر ۲۵ساله ای به نام شهرام در کارگاه لباس کار می کند. با حضور بستگان شهرام در محل آنها اعلام کردند جسد متعلق به شهرام است و آنها نمی دانند چه کسی او را به قتل رسانده است.

 

رضا یکی از بستگان مقتول در بازجویی ها گفت: از چند سال قبل همراه شهرام و چند نفر از بچه های فامیل از زنجان برای کار به تهران آمدیم و در کارگاه لباس زنانه مشغول کار شدیم.

 

امشب شهرام شام مهمان دوستش بود. نمی دانم چه کسی او را به قتل رسانده است. با شناسایی هویت مقتول، جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.

 

در ادامه تحقیقات تعدادی مظنون شناسایی و دستگیر شدند. با دستگیری مظنونان تیمی از کارآگاهان به دستور سجاد منافی آذر بازپرس جنایی تحقیقاتشان را برای شناسایی قاتل آغاز کردند.

 


 

راز سر به مهر قتل دختر یاسوجی

معمای قتل دختر ۱۷ ساله یاسوجی در حالی هنوز سر به مهر دارد که شایعاتی پیرامون دست داشتن برخی نزدیکان او در این جنایت،دهان به دهان میان اهالی شهر یاسوج می گردد.

 

راز جنایتی که قریب به ۷ ماه پیش در روستای موردراز از توابع شهرستان یاسوج پیش‌روی کارآگاهان پلیس قرار گرفت در حالی هنوز رمزگشایی نشده و قرار است از نظرات کارشناسان زبده انتظامی برای حل این پرونده استفاده شود.

 

در این باره سردار غلامعباس غلامزاده فرمانده انتظامی کهگیلویه و بویر احمد گفت: مظنونان زیادی در این باره مورد بازجویی قرار گرفتند اما نتیجه بعدا مشخص می شود.

 

او تاکید کرد که این پرونده هنوز هم مفتوح است و روند بازجویی از مظنونان کماکان ادامه دارد.

 

عاطفه صالحی دختر ۱۷ساله اهل یاسوج است که بهمن ماه پارسال در حال بازگشت از کلاس زبان به خانه در مسیر جاده چنارستان دچار سرنوشت نامعلومی شد و فردای آن روز صبح جنازه‌اش در حالیکه مورد ضرب و شتم قرار گرفته، چاقو خورده و سه گلوله نیز به او شلیک شده پیدا شد.

 

شوهر خواهر عاطفه پیش از این درباره مطلع شدنشان از قتل عاطفه گفته بود آن روز خانواده عاطفه مهمان داشتند و قرار بود که او از کلاس زبان زودتر بازگردد.

 

عاطفه به محض خروج از آموزشگاه زبان با مادر خودتماس گرفت و گفت سوار یک تاکسی است که قرار است از گاراژ چنارستان به سمت اکبرآباد حرکت کند و منتظر است تا مسافرش تکمیل شود. به گفته اسفندیار نادری داماد این خانواده تلفن همراه عاطفه ساعتی پس از این تماس از دسترس خارج شد و حوالی ساعت ۳:۳۰ شب به طور کل خاموش شد.

 

بعد از آنکه خانواده عاطفه موفق به تماس با او نمی‌شوند حوالی ساعت ۱۹ همان شب ماجرا را به پلیس اطلاع می‌دهند، از آنجا که تا ساعت ۲۳ شب باز هم خبری از عاطفه نشد برادر او به کلانتری ۱۱ یاسوج رفت و گم شدن خواهرش را اطلاع داد.

 

براساس این گزارش روز جمعه فردای همان روز از کلانتری با خانواده عاطفه تماس گرفتند و اعلام کردند که جسد دختری که ظاهرش مشابه دختر گمشده انها است در روستای موردراز پیدا شده است.

 

پس از آنکه مشخص شد جسد پیدا شده متعلق به عاطفه است تحقیقات پلیس برای کشف این معمای جنایی آغاز شد. بررسی های اولیه از جسد حکایت از این داشت که قاتل یا قاتلان به طرز فجیعی این دختر را به قتل رسانده بطوری که علاوه بر سه گلوله ای که از یک سلاح کمری به او شلیک شده آثار ضرب و شتم و شکستگی بینی و همچنین ضربات چاقو بر بدن او مشخص بود.

 

نظریه پزشکی قانونی فرضیه تجاوز به دختر جوان را رد کرده است و هنوز مشخص نیست که انگیزه قاتل یا قاتلان از ارتکاب به این جنایت چه بوده است.

 

/خبرآنلاین / جام جم/ آفتاب

مطالب بیشتر؛

  • ۴ کشته در یک نزاع خانوادگی بر اثر یک نزاع خانوادگی که عصر روز سه شنبه در شهرستان مرزی اشنویه آذربایجان غربی روی داد دو نفر کشته شده و سه نفر دیگر زخمی شدند.
  • دو برادر، قربانی اختلاف دو خانواده بر سر چرای دام حوادث - صدای گیلان؛ اختلاف بر سر مرتع دام و محل چرای گوسفندان بین دو خانواده در روستای آغگل شهرستان ماکو منجر به بروز درگیری شد که در اثر آن نفر دو کشته و یک نفر زخمی […]
  • سوختن 9 افغان غیرمجاز در آتش حوادث - صدای گیلان؛ بامداد امروز، 29 فروردین در اثر برخورد پژو و کامیون در محور رستم آباد - بم، 9 افغان غیرمجاز و راننده ایرانی خودرو حامل آنان در آتش سوختند و جان خود را از دست […]
  • بریدن سر متهم تبرئه شده با ساطور در دادگاه ایلام! صبح امروز در دادگاه تجدیدنظر استان ایلام خانواده شاکی بعد از تبرئه‌ی فرد متشاکی، وی را با ضربات چاقو و ساطور به قتل رساندند.
  • گزارش یک قتل؛ من قاتل همسرم هستم! چراکه پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بود و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت و به همین علت من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمی‌دیدم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،






عناوین ویژه