زمان بارگزاری این صفحه: 8:29 PM UTC

سیروس قایقران؛ شماره9 دوست داشتنی

یکسال دیگر بی سیروس قایقران سر شد. سیروسی که یکی از بهترین های تاریخ فوتبال ایران بود. او که به بازوبند تیم ملی شان می داد.

سیروس قایقران

پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

وقتی 14 بازیکن تیم ملی تصمیم گرفتند نامه خداحافظی از تیم را امضاء کنند و علیه دهداری موضع بگیرند ، او را هم وسوسه کرده بودند اما سیروس ماند. ماند و جلوی خداحافظی چند جوان دیگر را هم گرفت. ماند و اگرچه کمال محض نبود اما اسطوره شد. اسطوره ای برای همه ستاره های سوخته نسلش. برای مردم بندر انزلی و وقتی یک تصادف تلخ او را از فوتبال مان گرفت تا همیشه در یادها ماند. مردی که فرقی ندارد اسمش را جلوی عابدزاده بیاوری ، محرمی ، باوی ، استیلی ، مرفاوی ، زرینچه یا بقیه آنهایی که آن سال ها پیراهن ملی می پوشیدند. همه فقط برایت یک جواب دارند. او را «مرد» می خوانند. با او از خاطرات شیطنت های شان دور دریاچه ازادی . از سیگار کشیدن های شان ، از اعصاب خردی های شان. از فضای بسته دهه 60 که فوتبال را جلف بازی می دانست . از روزهایی که کشور در جنگ بود و آنها باید دنبال توپ می دویدند. سیروس همه جا پای شان بود . پای هر کاری ، هر تصمیم دست جمعی . از یواشکی های شان تا ایستادن جلوی حریف و سینه سپر کردن جلوی مشکلات. سیروس رفت بی آنکه روزی سرمربی ملوان شود. او را در شهرش به حساب نیاوردند و رفت آن دورها در بندرعباس  و در مسیر یکی از همین برگشت ها رفت و راستینش را هم با خود برد اما یادش مان. باز وعده های احساسی شان عملی نشد که اصلا شاید نمی شد ملوان را نامش را قایقران بگذارند اما اصلا ورزشگاه یا کمپی در همه این سال ها نتوانستند برای قوی سپید بسازند که نام سیروس بر رویش گذاشته شود اما کاپیتان سیروس همچنان در یاد بندر نشینان ماند. نه برای دریبل هایش ، نه برای کاشته هایش ، نه برای قهرمانی هایش که برای قلب پاکش. سیروس ماند اینگونه 18 سال بعد از رفتنش در بازی ملوان و پیکان به یادش همه ایستادند و عکسش را در دست گرفتند. یادت گرامی شماره 9 دوست داشتنی.

منبع؛ خبر آنلاین

مطالب بیشتر؛

کلیدواژه ها: ، ،






عناوین ویژه