زمان بارگزاری این صفحه: 12:26 AM UTC

عمارت شوراي شهر؛خانه اولين شهردار رشت

خانه اولين شهردار رشت، حاج ميرزا خليل آقا رفيع، يا عمارت زين العابدين اخوان يکي از همين عمارت هاست. اين خانه قديمي با عمري بيش از صدسال و با معماري منحصربفرد، در استان گيلان استثنايي است.این خانه در يکي از کوچه هاي خيابان شهيد مطهري قرار دارد.

اولین شهردار رشت

ميدان سيد کلاب يا صيقلان امروزي، در بافت مرکزي و قديمي شهرباران قرار گرفته است. هنوز سقف هاي سفالي در کوچه پس کوچه هاي اطراف ميدان و محلات قديمي منتهي به آن خودنمايي مي کند. هرچند که آپارتمان هايي با حلب هاي رنگارنگ در گوشه و کنار برخي از اين خانه هاي قديمي قدعلم کرده اند؛ اما هنوز انجيرهاي روييده بر سفال خانه هاي متروکه، خبر مي دهد که اين کوچه ها روزگاري، تمام هويت شهر را تشکيل مي دادند. اگر بخواهي هويت و تاريخ رشت را بشناسي، مي تواني در همين خانه هاي قديمي قدمي بزني و هم داستان با سفال ها و خشت هاي متروک شوي.

خانه اولين شهردار رشت، حاج ميرزا خليل آقا رفيع، يا عمارت زين العابدين اخوان يکي از همين عمارت هاست. اين خانه قديمي با عمري بيش از صدسال و با معماري منحصربفرد، در استان گيلان استثنايي است. این خانه در يکي از کوچه هاي خيابان شهيد مطهري قرار دارد. کوچه اي که به پاس خدمات اولين شهردار رشت، حاج ميرزا رفيع نام گرفته است. و بن بست منتهي به همين کوچه به نام اخوان نامگذاري شده است. اين خانه در تاريخ 19/10/1381 در اولين دوره شوراي اسلامي رشت، از مالکان وقت خريداري شد و در اواخر همان سال، کار بازسازي آن توسط مهندس روبرت واهانيان، آرشيتکت و مهندس ناظر بازسازي شد. عمليات بازسازي در اواخر سال 1382 به پايان رسيد و هم اکنون ساختمان اداري شوراي شهر رشت در اين مکان قرار دارد.

صاحب و باني اين عمارت حاج ميرزا خليل پسر حاج ملا رفيع فيلدهي بود، روحاني معمم و ملقب به شريعتمدار. خليل رفيع نيز معمم بوده و توسط انجمن شهر بين سال هاي27/11/1286 تا 1300 به عنوان شهردار رشت انتخاب مي شود.

خليل رفيع از خانواده معين الطباء دختري را به همسري انتخاب مي کند که بعدها نام خانوادگي خود را به خاوند تغيير مي دهند. خليل رفيع و بانو فخر جهان خاوند صاحب سه فرزند به نام هاي درخشنده، بتول و محمد مي شوند که متاسفانه درخشنده و محمد در اپيدمي وبا فوت مي کنند و تنها بتول باقي مي ماند که بعدها زوجه حاج آقا کوچ اصفهاني کريم اُف مي شود؛ نساء کريم و رحيم نوه هاي دختري خليل رفيع هستند که رحيم صاحب امتياز روزنامه مرد گيلان مشهور بوده است.

خليل رفيع در پانزدهم فروردين ماه 1303 ه. ش به ديار باقي مي رود اما چند سال پيش از آن، عمارت زيبايي را که ساخته و 9 سالي در آن زندگي کرده بود به برادران اخوان مي فروشد. بانو فخر جهان نيز در 11/9/1344 به همسرش مي پيوندند و جسم وي را در امامزاده هاشم به خاک مي سپارند.

مهندس روبرت واهانيان که کپي سند خانه را در اختيار دارد در اين باره مي گويد؛ زماني که قرار شد شهرداري اين عمارت را از خاندان پورعباس(که ملک از زين العابدين اخوان به آنها به ارث رسيده بود) بخرد؛ سند خانه را مطالبه کردم و معين پورعباس اصل سند و کپي رنگي آن را براي بنده آورد. در آن زمان بنده مشاور کميسيون فرهنگي شورا و مامور پيگيري خريد خانه بودم.

وي مي افزايد: اين سند که عمدتا با عبارات و واژه هاي عربي نوشته شده بود؛ توسط مرحوم مير ابوالقاسمي و استاد فرض پور ترجمه شد. سال خريد خانه توسط برادران اخوان در اين سند با اين عبارت عربي کاملا مشهود است: «في شهر شعبان المعظم توشقان ييل سنه 1333 ، خرداد و تير 1294 ه. ش» که توشقان يا به ترکي دوشان به معني خرگوش و از صورت هاي فلکي است.

مهندس واهانيان تاکيد کرد: فتوکپي رنگي سند را که از روي اصل سند تهيه شده بود، به شعبه سازمان اسناد ملي گيلان اهدا کردم و هنوز در اين مرکز موجود است، اصل سند در آمريکا و نزد خاندان پورعباس مي باشد.

اگر اين خانه در سال 1285 ه. ش ساخته شده باشد و عمارت در سال 1294 ه. ش به برادران اخوان فروخته شده باشد، مي توان نتيجه گرفت خليل رفيع خود در عمارتي که ساخته بود؛ 9سالي زندگي کرده است.

پس از فروش اين خانه به برادران اخوان، اين عمارت باشکوه به عمارت اخوان معروف مي شود. اما برادران اخوان که بودند که اين عمارت زيبا را خريدند؟ سه برادر به نام خانوادگي اخوان مشترکاً خانه را از خليل رفيع -که در آن زمان شهردار رشت بود- مي خرند و چند سال بعد زين العابدين سهم دو برادر ديگر را خريده و عمارت به تمامي به نام زين العابدين اخوان مي شود. مرحوم زين العابدين اخوان در سال 1310 رئيس اتاق تجارت رشت بود.

زين العابدين تنها يک دختر داشت که خانه به دخترش بانو عذرا اخوان( متولد 1289ه. ش و وفات 1365 ه. ش) مي رسد که زوجه حاج رضا پورعباس شده بود. پورعباس نمايندگي انحصاري چندين شرکت از جمله مرسدس بنز و شرکت مريخ را بر عهده داشت.

هم اينک عکس هر دو مرحوم زين العابدين اخوان و حاج رضا پورعباس(داماد اخوان) در مدخل ورودي عمارت در طرفين طاقچه هاي سرسرا موجود است.

پشت قاب عکس مرحوم اخوان اين عبارت با جوهر مشکي نوشته شده است:« حاج زين العابدين اخوان تولد:1256 ه. ش فوت:1341ه.ش تاجر و رئيس اتاق تجارت رشت مرحوم اخوان اين بنا را تابستان 1294 ش از شريعتمدار رفيع خريداري نموده است.»

مهندس واهانيان عکس هايي قديمي از مرحوم زين العابدين اخوان در اختيار دارد که در بين تصاوير تنها زين العابدين اخوان است که بدون کراوات توجه بيننده را به خود جلب مي کند. به گفته واهانيان آن مرحوم فرد متديني بود. اين گفته را فاطمه پورعباس، دختر عذرا اخوان، نيز تاييد مي کند. او روزهاي زيادي را به ياد دارد که پدر بزرگش مرحوم اخوان و پدرش پورعباس در حياط مي نشستند و ساعت ها قرآن مي خواندند.

فاطمه پورعباس، دختر عذرا اخوان متولد سال 1311 ه. ش است . فاطمه ملقب به ماهرخ در گفتگو با نگارنده مي گويد: خاندان اخوان و پورعباس نزديک به يک قرن در اين خانه زندگي کردند، عذرا اخوان در اين خانه ازدواج مي کند و بچه دار مي شود، من (ماهرخ)هم در اين خانه ازدواج کرده و صاحب 4 فرزند( دو دختر و دو پسر) شدم. بچه هاي من همگي در اين عمارت بزرگ شدند، اين عمارت بيش از آنکه به نام باني و سازنده اش معروف باشد؛ مي بايد به نام اخوان مشهور گردد.

محمود رضا گيلاني، فرزند فاطمه پورعباس و دکتر محمد رضا گيلاني مي گويد: شادروان پدرم دکتر محمد رضا گيلاني رئيس انجمن نظار نظام پزشکي استان گيلان و همچنين رئيس ادواري و رئيس بخش طب بيمارستان پورسيناي رشت بود. وي در سال 1354 در اثر سکته قلبي و در هنگام رانندگي دچار حادثه شد و به رحمت خدا رفت.

وي مي افزايد: بنده حدودا 8 ساله بودم که از اين خانه نقل مکان کرده و در خانه اي در سبزه ميدان ساکن شديم. دايي مرحومم، امين پورعباس که اداره نمايندگي هاي مرسدس بنز و شرکت خاور را برعهده داشت؛ به امورات خانه رسيدگي مي کرد و اجازه نمي داد خانه فرسوده شود. اما پس از فوت امين در يک حادثه، نگهداري اين خانه که ديگر کسي در آن زندگي نمي کرد، بسيار سخت شده بود و به ناچار مادرم و دايي معين تصميم به فروش خانه گرفتند.

فاطمه پور عباس(ماهرخ) مي گويد: مادرم عذرا سه پسر داشت و من تنها دختر او بودم پسر کوچکش به نام اسماعيل در 12 سالگي فوت مي کند معين پورعباس دکتراي اقتصاد داشت و سالها مدير کل عمران و مسکن و شهرسازي سازمان برنامه و بودجه بود و بازگشايي خيابان مطهري از کارهاي عمراني او ست. ايشان در قبل از انقلاب اسلامي به معاونت وزارت مسکن و شهرسازي منصوب گرديد.

فاطمه (ماهرخ) مي افزايد: اين خانه بسيار بزرگ است و 8 اتاق خواب دارد، جشن عروسي دخترانم و بسياري از اقوام در همين خانه برگزار شد، ضمن اينکه عمارت ديگري نيز جنب اين خانه بود که سالها قبل از اينکه خانه را به شهرداري بفروشيم، آن را فروخته بوديم.

اين عمارت قديمي نيز همچنان پابرجاست و از بالکن طبقه دوم مي توان ايوان و سرسراي خانه را مشاهده کرد. اين خانه تقريبا متروک شده و روبه فرسايش است. جا دارد شهرداري اين عمارت را نيز از مالک آن خريداري نموده و به مجموعه کنوني اضافه نمايد.

ماهرخ ضمن بيان خاطراتي از مادرش عذرا اخوان و پدربزرگش زين العابدين مي گويد: مادرم هميشه مي گفت؛ وقتي من بيمرم شما اين خانه را مي فروشيد، من هم مي گفتم، خانه بدون شما صفا ندارد اين خانه بدون وجود شما براي ما معنايي ندارد. همان هم شد اما من چاره نداشتم، نمي توانستم تنهايي اين خانه را سرپا نگه دارم، هميشه ترس داشتيم اين خانه توسط بساز بفروشي که اعلام آمادگي کرده بود؛ تخريب شود. وقتي خبر دار شديم شهرداري اعلام آمادگي کرده تا خانه را بخرد خيلي خوشحال شديم.

وي مي افزايد: در زمان مهندس شکرگزار، شهردار وقت، اين خانه خريداري شد. وقتي شکرگزار قبل از خريد اين عمارت براي بازديد آمد؛ در همان نگاه اول دستور داد خريد خانه و بازسازي آن در دستور کار قرار گيرد، من و برادرم معين هم خوشحال شديم که شهرداري اين خانه خانه ميراثي را نگهداري مي کند.

ماهرخ گاهي براي تجديد خاطرات به اين عمارت مي آيد، وي سيکاس 90 ساله حياط را نشان مي دهد و مي گويد: اين سيکاس را پدربزرگم با دست خودش در حياط کاشت، کاج قديمي حياط و بيشتر گياهان منحصر بفرد و بي نظير اين حياط را مرحوم اخوان کاشته است.

حوض حياط اصلي هم از جنس سنگ و پر از نيلوفرهاي آبي و ماهي هاي قرمز بود، که مانند ساکنان اين خانه سالها در اين حوض شنا مي کردند و بعدها حوض را به رنگ فيروزه اي درآوردند، البته نقاشي هاي ديواري حياط که موسوم به نقاشي لندني است، پيش از فروش خانه رنگ خورده و اصالت گذشته را ندارد. بالکن سمت راست نيز قبلا تا سقف شيشه خور بود و بعدها نرده کشي شد.

فاطمه اخوان تاکيد مي کند: اين عمارت ميراث مردان بزرگ رشت است، زماني که برق به رشت آمد، پدرم اين عمارت را به سيستم روشنايي جديد مجهز کرد، بسياري از اشيايي که هنوز در اين عمارت است متعلق به خاندان ماست از جمله لوستر بزرگ 60 شاخه که در تالار بزرگ عمارت آويزان است و کمد قديمي روسي که در اتاق رئيس شورا موجود است.

سال 1381 بود که شوراي شهر ساختمان اولين شهردار را از مالکان آن خريداري نمود تا شوراي شهر در اين عمارت مستقر شود مشروط به اينکه اصالت اوليه بنا و معماري آن دست نخورده باقي بماند. معماري ساختمان از معماري روسي و اروپاي شرقي الگوبرداري شده است. مهندس واهانيان در اين باره مي گويد: « کل مصالح ساختمان در اصل چوب است که با کشتي از روسيه وارد شده و در اينجا بوسيله استادکاران و مهندسان روسي مونتاژ شده است.»

عمارت، دو طبقه بسيار زيبا و باشکوه دارد که برخلاف بسياري از عمارت هاي قدمي رشت قرينه نيست. هر طبقه داراي 400 متر زيربناست که با حياط عمارت در مجموع 1347متر زيربنا دارد. طبقه همکف با ديوارهاي آجري و طبقه دوم تماما سازه چوبي است. ستون هاي مدور چوبي به طول 5/4 تا 5 متر در روسيه خراطي شده و از بندر انزيلي به رشت مي رسد. درب و پنجره هاي چوبي از جنس نراد و باقي سازه هاي چوبي در روسيه مونتاژ شده و حاج رفيع که نقشه اصلي را نيز با خود از روسيه آورده بود؛ در رشت سازه هاي مونتاژ شده را با آجر و ملات ماسه و آهک بنا مي کند.

وقتي به معماري متفاوت اين بنا پي مي بريم که آن را با ساختمان مجاور آن يعني خانه ابريشمي که معماري بومي گيلاني دارد ؛ مقايسه کنيم تفاوت نماي خانه و مصالح در اين مقايسه مشهود است. معماري عمارت اخوان اقتباس شده از خانه هاي مسکوني سن پطرز بورگ و تفليس و بادکوبه است و نياز به چوب هاي بلند روسي بود تا دهانه هاي بزرگ را بپوشاند. در حالي که در بناي ابريشمي از چوب هاي محلي استفاده شده است.

مهندس واهانيان يک سال و نيم از عمر خود را صرف مرمت و بازسازي اين عمارت مي کند و تمام تلاش خود را بکار مي بندد تا اصالت بنا حفظ شود. اما چوب هاي برخي قسمت ها فرسوده شده و امکان تهيه چوب هاي روسي نيست و به ناچار چوب هاي پوسيده سرويس هاي بهداشتي، جاي خود را به ملات و اجر مي دهد.

واهانيان عمارتي را مرمت کرده که بنا به گفته خودش تا 50 سال ديگر نيز از گزند باران و رطوبت در امان است. او کف ها را تراشيده و تعويض کرده و سفال نو بر سقف انداخته است. برف سنگين 1383 نشان داد که واهانيان چقدر در کار خود دقيق و متعهد بوده است. در آن سال سقف بسياري از ساختمان هاي جديد هم فرو مي ريزد اما عمارت حاج رفيع استوار و پابرجا هنوز باقي است.

در تالار شورا که قدم بزني، نقاشي هايي موسوم به سبک لندني دست نخورده باقي مانده و واهانيان حتي بخاري چدني يکي از سالن ها را هم که از روسيه آورده بود؛ به همان شکل و شمايل بازسازي مي کند. گويا هنوز هيزم هاي اين بخاري چدني ، کل عمارت را گرم نگه داشته است.

هنوز بوي ماهي شور از خم هاي بزرگ حياط پشتي که خدمه ها در آن زندگي مي کردند به مشام مي رسد، اما امروز خمره بزرگ ماهي شور در حياط جلويي در کنار حوض خودنمايي مي کند .

باران که مي بارد، ماهيهاي قرمز حوض هاي هر دو حياط که يکي هميشه پوشيده از نيلوفرهاي آبي است؛ مي رقصند چراکه ناودان هاي شيرواني ها آنقدر بلند تعبيه شده که آب تازه را به حوض مي رساند.

درخت ها و درختچه هاي باغ در هر فصلي زيبا و ديدني است. در هر فصلي باغ به يک رنگ است و کمتر رنگ خزان به خود مي بيند. پوشش گياهي حياط نيز بيشتر از روسيه آورده شده است. مهندس واهانيان سنگ فرش حياط را نيز دست نخورده باقي گذاشته است برعکس عمارت ابريشمي که بتن جاي سنگفرش را گرفته است، وقتي روي سنگفرش حياط اين عمارت باشکوه قدم مي زني صداي تاريخ به گوش مي رسد./به روایت از روابط عمومی شورای رشت: تهيه و تنظيم؛مهري شيرمحمدي/عکس ها: محمودرضاگيلاني، مصطفي حق ورديان، سعيد جعفري

عمارت شورای رشت؛خانه اولین شهردار رشت

عمارت شورای رشت؛خانه اولین شهردار رشت

اخوان پورعباس زین العابدین اخوان، عذرا اخوان کامران گیلانی و محمدرضا گیلانی و رضا پورعباس ماهرخ معین پورعباس

مطالب بیشتر؛

کلیدواژه ها: ، ، ،



یک نظر یا دیدگاه برای “عمارت شوراي شهر؛خانه اولين شهردار رشت”

  1. منا نوشته است:

    لطفا مطلبی که یک کارمند تحصیلکرده و با فکر شورا نوشته به نام اعضای شورا ننویسید. نتیجه تحصیلات و نخبه بودن اعضای دور چهارم را هم دیدیم شهر فشل شده و 15 نفر با چندپارگی و اختلافات شدید شهرداری را به آشوب کشیده اند




عناوین ویژه