زمان بارگزاری این صفحه: 2:21 AM UTC

هزار پله تا رونق گردشگری/ ساختار پیچیده قلعه رود‌خان‏/ ارمنستان چه آثار تاریخی دارد که ما نداریم؟

کشوری مثل ارمنستان توسعه یافته نیست، اما با جهانگردی، توانسته است به اقتصادش شکوفایی بخشد.

ساختار پیچیده قلعه رود‌خان‏

 پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

کشوری مثل ارمنستان توسعه یافته نیست، اما با جهانگردی، توانسته است به اقتصادش شکوفایی بخشد. به تازگی، برادرم-که از سوی موسسه تاتر «ماینز آلمان» برای اجرای یک تاتر‏‎ ‎به ارمنستان رفته بود- با یک سفرنامه انتقادی از آن کشور برگشت. جالب بود بدانم چرا آلمان، بودجه ای برای اجرای تاتر – آن هم در ارمنستان- کنار می گذارد؛ و این هم روشن شد!

 

ع.درویشی در روزنامه اطلاعات نوشت: از آن جایی که ارمنستان در مرز اروپاست، با همه نفوذ زبان روسی و وابستگی انرژی به روسیه، میل به پیوستن به قلمرو «یورو» را دارد و درخواست عضویت اتحادیه اروپا را داده است و اینک پروسه پیوستن را پیمایش می کند، از این رو آلمان هم بیکار ننشسته است و از هم اینک، برای کنارزدن فرهنگ روسی و شناساندن فرهنگ آلمانی در ارمنستان، می کوشد!‏

 

با خواندن سفرنامه انتقادی -انگیزاننده نگارش این گزارش- یک نشان پرسش در ذهنم پدید آمد و جا باز کرد و بزرگ و بزرگتر شد: مگر ارمنستان چه آثار تاریخی دارد که ما نداریم؟

 

هنگامی که گروه تئاتری از آلمان، وارد ارمنستان می شود، یکی از خانم های بازیگر در جستجوی توری بر می آید تا پیش از هر کاری، ایروان(‏YREVAN‏)را ببیند؛ که متوجه می شود، ارمنی ها پیش دستی کرده اند و چنین توری را برای سفر آنان به دور و بر پایتخت و نیز دیگر استان ها کشور تدارک دیده اند.

 

ارمنی ها در این موارد، بسیار واکنش سریع اند و برای جذب جهانگرد، دست به هر کاری می زنند! برای نمونه در سال ۲۰۰۰ میلادی، برای هرچه با اهمیت جلوه دادن کلیساها در ایروان، بازمانده پیکر گریگور لوساوریچ(که با پسوند مقدس همراه است)، از سوی اسقف اعظم گارگین دوم از واتیکان و با مراسم با شکوهی به کلیسای گریگور لوساوریچ در ایروان آورده شد و اینک در جایگاهی در درون کلیسا، نگهداری می شود!

 

جایگاه ایران در جهانگردی جهان

ایران به لحاظ جهانگردی در وضعیت خوبی به سر نمی برد. زیرساخت های کافی در پایتخت وجود ندارد، هیچ، حتی آسفالت سالم و بی دست انداز هم در خیابان های تهران کم پیدا است! هتل های شهرهای توریستی نیز، نیم تعطیل و پول های در گردشِ گردشگری به اندازه ای ناچیز است که از کانال های رسمی، رقمی به بیرون درز نمی کند. ‏

 

آیا هرگز برای ایجاد انگیزش برای سفر به ایران در گردشگران ترکیه، گامی برداشته شده و در این راه کاری برای ایجاد زیرساخت ها انجام گرفته است؟ ‏

 

حمیدصدر پناهی- کارشناس باستان شناسی پاسخ می دهد: «ایرانیان امسال(۱۳۹۴) و در همین فصلی که قرار داریم، به صنعت گردشگری ترکیه رونقی بخشیده اند و مدام رهسپار آنتالیا، کوش آداسی، ازمیر، موگلا، بودروم، آیدین و استانبول هستند.

 

در ۳ ماه نخست سال ۲۰۱۵ میلادی نزدیک به ۷ میلیون جهانگرد خارجی به ترکیه سفر کرده اند که بیش از نیمی از آنان ایرانی بوده اند. مقصد دوم جهانگردان ایرانی، ارمنستان است. ‏

 

هنگامی که راهنمای تور هتل، ما چندنفر(سه آلمانی، دو اوکراینی و یک ایرانی) را در سرسرا در کنار هم می بیند، بلند می گوید: «ارمنستان شهر مجسمه های عظیم!» و با اعتماد به نفس ادامه می دهد: «در ساخت کلیسای گریگور لوساوریچ مقدس(۱۹۸۰) سنگ های دوف به کار رفته است و در زیر پایه ستون هایش، شمش طلا کار گذاشته اند. ساختمان اپرا از شاهکارهای معماری و در شمار ۱۰ سالن اپرای برتر دنیا و برنده مدال طلای معماری پاریس است. در برجک بنای گاسگاد(هزار پله)، به مناسبت پنجاهمین سالگرد پیروزی روس ها بر آلمان نازی، نشان جاودانگی حک شده است. راستی دوست دارید، بنای هامالیر(مجتمع فرهنگی ورزشی) را ببینید که مانند عقابی در حال بلندشدن و پرواز از زمین است؟ ولی حتماً موزه آثار خطی را ببینید و بنای یادبود کشتار ارمنیان(۱۹۱۵ میلادی) را با ۲ ستون به ارتفاع ۴۴ متر، که نشانه وحدت است و در گوشه ای دیگر، ۱۲ ستون به نشانه ۱۲ ایالتی که در آن ها یک ونیم میلیون ارمنی بی گناه به دست عثمانی ها جان باخته اند.

 

جایی در همین همسایگی ‏

جمهوری ارمنستان(با نام بومی هایک) و در کنار دریای سیاه(مرز اروپا) با ۳ میلیون نفر جمعیت و با داشته های تاریخی به مراتب کمتر از ایران، توانسته است جهانگردان زیادی را جذب کند.

 

حمیدصدر پناهی، از دیدنی های ارمنستان می گوید:‏ «نیایشگاه گارنی در ۲۸ کیلومتری ایروان را بیشتر آب و هوای آن جذاب کرده است. در زمان باستان نیز همین طبیعت، این مکان را ییلاق و شکارگاه پادشاهان کرده بود، وگرنه «گارنی»، یک بنای سنگی کوچک است با یک حمام کاشیکاری شده که تیرداد اول برای دخترش ساخته است.

 

یا نمونه های زیادی همچون کلیسای گغارت(۳۵ کیلومتری ایروان) در جهان وجود دارد. کلیسای معمولی شهر مذهبی اجمیازین(محل نشست اسقف اعظم) نیز چنین است. اهمیت شهر اجمازین، تنها به لحاظ قدمت آن است، که بر می گردد به سده سوم میلادی؛ اهمیت ارمنستان نیز نه به لحاظ بناهای تاریخی و معماری و تمدن و شکوه، که بیشتر به لحاظ لقبش «قدیمی ترین کشور مسیحی جهان» است. نمونه کلیسای «اجمازین» را شاه عباس صفوی در جلفای اصفهان بنا کرده که هنوز پابرجا است.‏

 

شهر توریستی «اشتاراک» ارمنستان، ۳ کلیسای معمولی و یک پل بر روی دره دارد و اهمیت شهر «جرموک» را راهنمایان تورها، در آب آشامیدنی و خواص درمانی آن می دانند و نیز وجود چشمه های خودجوش در گوشه گوشه شهر، که آشامیدنی است!

 

وقتی ارمنی ها می خواهند شهر «جرموک» را بشناسانند، به هوای تمیز و آب درمانی آن اشاره می کنند که بهتر از آن را ما در سَرِعین اردبیل داریم.

 

او می افزاید: سراسر کمربند سبز در شمال ایران، اگر از «دره گل» های ارمنستان(۵۰ کیلومتری ایروان) زیباتر نباشد، کمتر نیست و پیست هایش از پیست های اسکی توچال و دیزین ما، برتری ندارد. اما برای دریاچه هزار مترمربعی سوانSevan‏ که در شمار دریاچه های آب شیرین جهان است، ارمنی ها سنگ تمام گذاشته اند، تا بتوانند هرچه بیشتر، پای جهانگردان را به آنجا باز کنند. آنان همه هنر آشپزی خود را برای خوشمزه جلوه دادن ماهی «ایشخان» این دریاچه به کار می برند تا کلبه ها و سوئیت ها و ویلاهای ساحلی همیشه پر از جهانگرد و بازار کسب وکار بومیان، پر رونق باشد. البته هرجا ردپایی از جهانگردان است، جاپایی از ویرانی نیز به چشم می خورد. آب دریاچه سوان، ۱۹ متر فرو نشسته و نسل ماهی «ایشخان» در آستانه نابودی است.‏

 

جهانی سازی کشورها

کشورها را با همه رونق گردشگری، باز گریزی از جهانی شدن نیست. تا امروز، کشورها منطقه ای بودند و از این پس باید مرزها را بردارند و جهانی شوند، چرا که به شکل مجازی، دیرزمانی است، مرزها برداشته شده است و برخی مسافران با دیدن تبلیغات، تنها به هوای خرید جنسی از فلان بِرَند، رهسپار یک کشور عربی می شوند. جهان غرب، حتی اگر کالایش، اجازه گذر از گمرک را نیابد، آن را به ما می فروشد. امروز دادوستد آنلاین، خرید یک کالا را بی نیاز از رنج سفر کرده است.

 

ارمنستان نیز از هم اکنون، وارد جریان جهانی سازی شده است و تولیداتش(شمش آهن و مس، فلزات غیر آهنی، الماس و مواد معدنی و گوسفند) را به کشورهای عربی، اوکراین، ایران، آلمان، روسیه، چین، ایتالیا و ترکیه می فروشد.

 

قدرت مالی ارمنستان(با ۳ میلیون نفر جمعیت) و بدون نفت را می توان در آمارها دید، که چگونه هر سال و تنها از ایران، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار واردات دارد. ارمنستان همچنین در همین مراودات جهانی شدن و به سبب وصل بودن به دریای سیاه، در حال معامله برای رساندن گاز ایران به اروپا است.‏

 

نشانه های زندگی گذشتگان

به کنار از تخت جمشید و پاسارگاد و موزه های بی شمار ایران، تنها شناساندن «قلعه رودخان» می تواند نمونه برجسته ای از آثار باستانی باشد، برای ایجاد انگیزه در جهانگردان برای سفر به ایران.

 

این دژ در بالای تپه و در میان جنگل، همچو زیگوراتی می نماید که برای رسیدن به آن و دیدن نشانه های زندگی گذشتگان، باید رنج رفتن از سربالایی با شیب تند را به خود هموار کرد.‏

 

مهران امیدبخش ـ کارشناس آثار باستانی در این مورد می گوید: قلعه رودخان در ۲۰ کیلومتری فومن به جامانده از دوران پیش از سلجوقیان و ساخته شده در دل جنگل های بالادست روستای رودخان، بیش از ۲ هکتار مساحت دارد و دارای ۵ دژ و نیز یک دیوار ۱۵۰۰ متری است. در سنگ نبشته ای در موزه رشت، بازسازی آن در سال ۹۱۸ هجری قمری نَقر شده است. ‏

 

امیدبخش با این سخن که بخش های این قلعه گوناگون است، مانند اتاقک های دیده بانی، آب انبار، تونل خروجی، شومینه، شاه نشین و دیوار کوهستانی می افزاید: این قلعه از با شکوه ترین بناهای تاریخی گیلان است که در عکس های هوایی بهتر می توان به این نکته پی برد. گفته می شود قلعه رودخان از پایگاه های جنگی اسماعیلیان بوده، که به دور است!

 

همان گونه که گفته شد تنها در زمان سلجوقیان، بازسازی شد؛(کاری که در زمان ما برایش انجام نمی شود!)‏

 

امیدبخش باور دارد: گرچه رطوبت بسیار بالا، قلعه را از درون می خورد، ولی موقعیت جغرافیایی آن سبب شده است که از گزند زمانه در امان بماند؛ یکی همین رودخانه هنوز پر آب و جاری است که با باران اندکی می خروشد و در گذشته مانع حرکت مهاجمان به سوی این قلعه می شده است، یا دشمنان به آسانی نمی توانستند از جنگل های انبوه، راهی برای یورش به دژ باز کنند و از هر سو که می آمدند، به بن بست می خوردند.

 

ساختار پیچیده قلعه رود خان‏

هنگامی که پس از صدها کیلومتر پیمودن جاده خود را به فومن می رسانم و با پای پیاده از ده‎ها روستا می گذرم و به دژ رودخان می رسم، تازه در برابر خود هزارپله می بینم و دردل می گویم: هنوز هزارپله به رونق گردشگری ما مانده است! ‏

 

همراهم علیرضا سپاسی ـ کارشناس تاریخ در باره گردشگران ایرانی این دژ می گوید:راز قلعه رودخان در شکوه، جغرافیا، مصالح بومی، جنگل انبوه و کوهستانی و آب و هوای بهاری آن است. این روزها دوستداران قلعه رودخان پس از شهر فومن، جاده ای را می پیمایند که پس از گذر از روستاهای کُردمحله، گشت رودخان، سیه کش، گوراب و ملس کام، آنان را به روستای «حیدرآلات» می رساند که پس از ورود به پارک جنگلی، برای رسیدن به خود قلعه باید یک ونیم کیلومتر از تپه بالا می روند. ‏

 

او می افراید: این قلعه تا دیر زمانی، پایگاه فرمانروایان گیلان بود، اما اهمیت اش نه به لحاظ نظامی، بلکه برای معماری آن است و میراثی که از این بابت از ۱۰۰۰ سال پیش باقی مانده و برای همـین در سال ۱۳۵۴ در شمار آثار ملی کــشور به ثبت رسیده است. البته پــس از آزمــایش چند نمونه از ملات قلعه، پیشینه(قدمت) سر در ورودی اصلی، ۵۸۰ سال برآورد شده است.‏

 

سپاسی می گوید: تا پیش از کاوش های باستان شناسی در قلعه رودخان، گمان می رفت که این قلعه ساخته دست اسماعیلیان(دوران سلجوقی) باشد؛ اما همه می دانیم که اسماعیلیان، دژهای خود را کوچک و در کنار جاده ها می ساختند؛ افزون بر این، آنان همواره در جابه جایی و در جنگ وگریز با سلجوقیان بودند و مجالی برای ساخت چنین دژ باشکوهی را نداشتند. می پرسم: این دژ چرا نام های متفاوتی دارد؟

 

او پاسخ می ‎دهد: بومیان به آن «هزارپله» می گویند، چون در کاوش های باستان شناسی، بیش از ۹۰۰ پله در کناره دیوارها و دیده بانی ها ازخاک روبیده شده است؛ و در متن های تاریخی، نامش «قلعه حسامی» آمده، چون به دست حسام الدین دباج اسحقی بازسازی شده است. ‏

 

‏- آیا اینک همه چیز قلعه سر جایش است؟

‏- تا سال ۱۳۷۵ قلعه به حال خود رها شده بود و از این رو بسیار مورد دستبرد قرار گرفته است، به گونه ای که بیش تر بخش های قلعه، به سبب کندوکاو دستبردزنندگان، ویران شده است.

او در ادامه گفت و شنود با روزنامه اطلاعات می‎افزاید: برآیند کاوش های رسمی سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ مگر شماری سفال و اندکی کاشی، چیز دیگری نبود و فلزی به دست نیامد. همیشه دستبردزنندگان، چابک تر از باستان شناسان هستند! ‏

 

‏- شَمای این دژ در متن های تاریخی چگونه است؟
– توصیف قلعه در سفرنامه «رابینو» آمده است. در سال ۱۸۳۰ میلادی، «الکساندر خُچکو» لهستانی نیز پس از گشت وگذار در گیلان، در یادداشت هایش از موقعیت این بنا نوشته است که دژی است بر بالای کوهی و در بخش بالادست رودخانه ای به نام رودخان. بام آن سنگی و در دو سوی ورودی، دارای دو برج دیده بانی است. گزارش دکتر ستوده نیز که بر پایه مشاهدات میدانی و نیز مطالعه بنچاق ها انجام گرفته، بسیار کامل است. ‏

 

سپاسی می افزاید: این قلعه ساخته شده از سنگ، آجر کوره پزخانه های روستاهای دور و بر، و ملاط ساروج و گچ است. دو بخش ارگ(جایگاه زندگی فرمانروا و خانواده او) و قورخانه(یا همان سربازخانه) است. بخش دو اوشکوبه غربی، از جنس آجر است و قراول خانه در بخش شرقی و آن هم دو اُشکوبه و نورگیر است و دارای روزنه های بی شمار. ‏

 

سپاسی با این سخن که برج های هشت گوشِ زیادی بر گرد قلعه قرار دارد، می افراید: در بخش شرقی قلعه، افزون بر درهای ورودی، زندان، یک در پنهان، گرمابه و چند بنای مسکونی قرار دارد؛ و در بخش غربی نیز درهای ورودی، چشمه، آب انبار، سردخانه و اتاق های مسکونی است.

 

سپاسی همچنین می گوید: برخی تاریخ نگاران بر این باورند که با نشانه های معماری، پیشینه قلعه به دوران ساسانیان بر می گردد و برای مقابله با تازیان و به دست گیل گیلانشاه، فرمانروای گیلان، طبرستان، گرگان و دماوند ساخته شده است.

 

مطالب بیشتر؛






عناوین ویژه