زمان بارگزاری این صفحه: 2:08 AM UTC

وقتی آدم، آدم می‌خورد!/ امپراتوری که آدمخوار بود

«ژنرال بدل بوکاسا» کودتاگر آفریقایی مرکزی به آشپر خود دستور داده بود که برای طبخ غذا از گوشت مجرمان و زندانیان استفاده کند./ بوکاسا معتقد بود که دون شأن یک امپراتور است که از گوشت حیوانات تناول کند!

آدمخوار

 پایگاه تحلیلی خبری صدای گیلان (sedayegilan.ir)؛

ماجرای بعضی از قاتلان آن‌قدر ترسناک است که شبیه داستان‌ها و فیلم‌های جنایی به نظر می‌رسد. آنها برای کشتن فقط یک هدف داشتند و آن خوردن طعمه‌هایشان بود.

 

ونس وی گوگانگ لی

ونس وی گوگانگ لی سی ام آوریل ۱۹۶۸ در دانگ دونگ چین متولد شد و یازدهم ژوئن ۲۰۰۱ به کانادا مهاجرت کرد و دو سال بعد یک شهروند کانادایی شد. سی ام جولای ۲۰۰۸ بود، ونس سوار بر اتوبوس گریهاند از ادمونتون به سمت وینیپگ در حرکت بود. روی یکی از صندلی های همان اتوبوس جوان بیست و دو ساله کانادایی به نام تیم مک لین نیز نشسته بود. تیم همان طور که بیرون را نگاه می کرد خوابش برد. در همین هنگام لی آرام و بی صدا از جایش بلند شد، چاقویی از زیر پیراهنش بیرون آورد و ضربات پی درپی به گردن و سینه تیم وارد کرد و قسمت های مختلف گوشت بدن تیم را خورد. شاهدان ماجرا پلیس کانادا را از این حادثه وحشتناک مطلع کردند، وقتی پلیس به محل حادثه رسید قاتل آدمخوار هنوز در اتوبوس بود و گاه و بی گاه به طعمه اش سر می زد. پلیس لی را دستگیر و دستبند به دست سوار با خود برد.

 

لباس های لی مورد بازرسی قرار گرفت داخل جیب هایش گوش، بینی و زبان قربانی پیدا شد. وقتی جسد تیم به پزشکی قانونی منتقل شد چشم ها و قلب سر جایش نبود و هیچ وقت هم پیدا نشد. به گفته دکتر پزشکی قانونی به احتمال زیاد لی این دو عضو تیم را خورده بود.

 

با دستگیری لی او در سوم مارس ۲۰۰۹ دادگاهی شد. وی در جلسه دادگاه ادعا کرد که هیچ جنایتی را مرتکب نشده و بی گناه است. با انجام آزمایش های لازم معلوم شد که لی یک بیمار روانی است و از این رو وی به یکی از بیمارستان روانی کانادا فرستاده شد و تا به امروز در آنجا به سر می برد.


 

لئوناردا سیانسیولی

سال ۱۸۹۳ لئوناردا سیانسیولی در مونتلا ایتالیا متولد شد. او در کودکی دو بار دست به خودکشی زد. سال ۱۹۳۹ گیوسپ پسر بزرگ لئوناردا به او خبر داد که می بایست به ارتش ایتالیا بپیوندد تا در جنگ جهانی دوم شرکت کند. این خبر لئوناردا را به این فکر انداخت که برای در امان بودن می بایست انسان ها را قربانی کرد و از این رو نقشه قتل سه زن میانسال را کشید. او بعد از این که طعمه هایش را با تبر به قتل می رساند اعضای بدنشان را به ۹ قسمت مساوی تقسیم می کرد و خون مقتولان را در وانی در حمام خانه اش نگه می داشت.

 

لئوناردا با جسد مقتولانش کیک درست می کرد و نه فقط آن را به زنانی که برای دیدنش به خانه شان می آمدند تعارف می کرد بلکه خود و پسرش نیز از این کیک ها می خوردند.

 

وقتی لئوناردا سومین قتل خود را مرتکب شد با جسد زن، صابون و کیک درست کرد و آن را برای همه همسایه هایش برد. در این موقع یکی از همسایه ها به لئوناردا مشکوک شد و پلیس را باخبر کرد. لئوناردا پس از دستگیری خیلی زود به قتل هایی که مرتکب شده بود، اعتراف کرد. قاضی دادگاه وی را به ۳۰ سال زندان و سه سال حبس در تیمارستان زنان جنایتکارمحکوم کرد. لئوناردا در اکتبر ۱۹۷۰ در تیمارستان دچار سکته مغزی شد و در گذشت.


 

جارنو الگ

 

جارنو الگ عامل فجیع ترین جنایت رخ داده در تاریخ فیلیپین است. سال ۱۹۷۵ الگ در هیوینکا فنلاند متولد شد. او در دوران کودکی اش با حیوانات رفتار بسیار بدی داشت و آنها را به فجیع ترین شکل ممکن مورد آزار و اذیت قرار می داد. بیست و یکم نوامبر ۱۹۹۸ جارنو الگ وارد خانه مرد غریبه ای شد و او را خفه کرد. سپس جسد مرد را کالبد شکافی کرد و به همراه چند نفر دیگر شروع به خوردن مقتول کرد. الگ سه همدست داشت، آنها علاوه بر خوردن مقتول بخش های مختلف بدن او را برای انجام آیین شیطان پرستانه مورد استفاده قرار دادند. پس از این قتل هیچ کس از این حادثه با خبر نشد تا این که یک پا در محل دفن زباله ها پیدا و تحقیقات آغاز شد و کارآگاهان نام این پرونده را قتل محل دفن زباله ها گذاشتند. تحقیقات ادامه داشت تا این که بالاخره جارنو الگ به اتهام قتل جوان بیست و سه ساله و خوردن اعضای بدن او دستگیر شد. علاوه بر الگ آدمخوار دو همدست دیگر او، ترهی جوانا ترواشونکا و میکا کریستین ریسکا نیز به دام قانون افتادند. ترواشونکا هفده ساله به هشت سال و شش ماه زندان و ریسکا بیست و یک ساله به دو سال و هشت ماه زندان محکوم شد. در جلسه دادگاهی این سه نفر قاضی دستور داد به مدت چهل سال جزئیات قتل های این آدمخوار محرمانه باقی بماند و از این رو اطلاعات اندکی در دست است.


 

تاراری

ماجرای تاراری یکی از عجیب ترین حوادث در تاریخ به شمار می رود. گفته می شود تاراری سال ۱۷۷۲ در فرانسه متولد شد. وی اشتهای سیری ناپذیری برای خوردن داشت. او هر چیزی را از چوب پنبه و سنگ گرفته تا حیوانات را می خورد تا بلکه سیر شود و حتی لابه لای زباله های شهر و فاضلاب ها نیز به دنبال خوراکی می گشت. رفتارهای عجیب و غریب تاراری توجه مسئولان کشور را به خود جلب کرد و از این رو آنها به فکر افتادند تا روی او آزمایش های پزشکی انجام دهند و توانایی خوردن او را محک بزنند.

 

تاراری گربه زنده، مار، مارمولک و توله سگ هم می خورد و حتی یک بار مارماهی را بدون این که بجود قورت داد. باوجود رژیم غذایی عجیب و غریب تاراری و نیاز بی پایان او به غذا، اندازه بدنی او کاملا طبیعی بود و به هیچ عنوان شبیه آدم های روانی نبود. وقتی تاراری را برای درمان به بیمارستان بردند وی از اتاقش یواشکی خارج می شد و میان زباله ها دنبال چیزی می گشت تا آن را بخورد، اما این تازه اول ماجرا بود زیرا وی به کارهای خطرناک تری دست زد.

 

او در بیمارستان شروع به نوشیدن خون تعدادی از بیماران کرد و حتی شبانه به سردخانه می رفت و بخشی از اجساد را می خورد. تاراری سال ۱۷۹۸ به دلیل ابتلا به بیماری سل از دنیا رفت. بعد از مرگ تاراری جسد او به سرعت تجزیه شد. وقتی جسد وی در پزشکی قانونی مورد معاینه قرار گرفت اجزای داخلی بدنش از جمله کبد، کیسه صفرا و شکم او به شکل عجیبی بزرگ و دچار زخم بود و عجیب تر این که بیشتر اعضای داخلی بدن او نیز پوسیده بود.


 

ماتیج کورکو

تا آگوست ۲۰۱۱ روستاییان سوکول در اسلوواکی ماتیج کورکو را یک مرد ساده می دانستند که مثل بقیه با همسر و دو فرزندش زندگی می کند اما در واقعیت او فردی بود که قربانی هایش را در اینترنت پیدا می کرد و آنها را می خورد.

 

کورکو قربانیانش را همچنان فریب می داد تا این که در تابستان ۲۰۱۱ یک مرد سوئیسی با پلیس تماس گرفت و گفت که یک نفر در اینترنت قصد دارد او را متقاعد به خودکشی و آدمخواری به صورت آنلاین کند. یکی از ماموران پلیس سوئدی به عنوان طعمه برای شناسایی مرد آدمخوار با او از طریق اینترنت ارتباط برقرار کرد و با کورکو قرار ملاقات گذاشت تا توسط این مرد خورده شود.

 

واحدهای ویژه پلیس آماده عملیات بودند. طعمه به محل قرار رفت و وقتی کورکو سلاحش را کشید تا مامور را وادار به خودکشی کند یک تک تیرانداز او را هدف پنج گلوله قرار داد و وقتی پلیس خانه کورکو را بازرسی کرد اعضای مختلف بدن انسان در یخچال وی کشف شد.


 

پیتر بریان

سال ۱۹۶۹ پیتر بریان در لندن متولد شد. خانواده او مهاجرانی بودند که از کشور جزیره ای باربادوس در شمال شرق ونزوئلا، به انگلیس مهاجرت کرده بودند. سال ۱۹۹۳ بریان به یک صندوقدار بیست ساله حمله کرد و وی را با ضربات چکش به قتل رساند و از این رو وی یک سال بعد به تیمارستان امنیتی رامپتون منتقل شد. اکتبر ۲۰۰۳ روانپزشکان متوجه پیشرفت های درمانی بریان شدند و تصمیم گرفتند تا او را به جای دیگری منتقل کنند. یک سال بعد مشاوران اجتماعی به تیمارستان دعوت شدند تا بریان را به تیمارستان دیگری با امنیت پایین تر منتقل کنند. در پرونده بریان آورده شده بود که او مرد خوبی است و هیچ دوستی ندارد و در زندگی اش تنهاست.

 

اوایل سال ۲۰۰۴ بریان یک دختر شانزده ساله را در بیمارستان مورد تعرض قرار داد و از این رو وی را به بخش روانپزشکی بیمارستان جنرال نیوهام منتقل کردند. این مرد در فوریه همان سال بدون این که پرسنل تیمارستان متوجه شوند از بخش خود خارج شد و سراغ دوست خود چری رفت و پس از قتل وی، جسدش را خورد. در شب حادثه نیکلا نیومان یکی از دوستان چری به خانه او رفت. در خانه چری همیشه باز بود. نیکلا وارد خانه که شد بوی تعفن بسیار بدی به مشامش رسید و ناگهان پیتر بریان را دید که چاقو به دست از آشپزخانه بیرون آمد و گفت:چری مرده نیکلا در ابتدا حرف پیتر را باور نکرد اما وقتی جسد چری را با دست و پای جدا شده دید رنگ از رخسارش پرید و پا به فرار گذاشت. وقتی پلیس به محل حادثه رسید بریان همچنان در خانه چری بود. دست ها، لباس و همه بدن او غرق در خون بود. در آشپزخانه مقداری گوشت سرخ شده انسان پیدا شده بود و در بشقاب خالی که کارد و چنگالی کنار آن دیده می شد آثاری از گوشت بدن چری کشف شد. بریان در همان زمان دستگیری به آدمخواری اش اعتراف کرد. او بعدها در بازجویی هایش گفت، اگر پلیس سر نمی رسید قربانی دیگری را هم به کام مرگ می کشاند زیرا به روح آنها نیاز داشت.

 


 

امپراتوری که آدمخوار بود

به گفته برخی منابع،​«ژنرال بدل بوکاسا» کودتاگر آفریقایی مرکزی به آشپر خود دستور داده بود که برای طبخ غذا از گوشت مجرمان و زندانیان استفاده کند.

«آفریقای مرکزی» از جمله کشورهای آفریقائی است که از شمال به چاد، از جنوب به کنگو و زئیر، از مشرق به سودان و از مغرب به کامرون محدود می‌شود. اکثر مردم آن مسیحی هستند و فرانسه، زبان رسمی آنهاست. «بانگی» پایتخت آفریقای مرکزی است. این کشور در ۱۹۶۰ استقلال خود را از فرانسه به دست آورد.

 

امپراطور یاد شده در ۱۹۶۶ با کودتا علیه «دیویدداکو» پسر عموی خود، قدرت را در آفریقای مرکزی به دست گرفت و در ۱۹۷۹ با کودتای متقابل «دیویدداکو» و شورش عمومی مردم ساقط شد.

 

«ژنرال بدل بوکاسا» در ۲۲ فوریه ۱۹۲۱ متولد شد. پدرش در سال ۱۹۲۷ درگذشت و با فوت مادرش ۱۲ یتیم بر جای ماند. بوکاسای جوان همراه برادرها و خواهرهایش تحت مراقبت پدر بزرگش قرار گرفت. او در مدارس میسیونهای فرانسوی تحصیل کرد.

 

در ابتدا کاتولیکی با حرارت بود که می‌خواست کشیش شود. عموی وی جزء بنیانگذاران جمهوری آفریقای مرکزی بود ولی بوکاسا در جنگ جهانی دوم به سربازان فرانسوی پیوست.

 

او در دوران تحصیل با شخصیت ناپلئون آشنا شد و از همان زمان شیفته او شد. این علاقه در بسیاری از تصمیمات بعدی او اثر گذاشت.

 

به طوری که تاجگذاری خود را طبق الگوی تاجگذاری ناپلئون در پاریس ترتیب داد! به شدت به رهبران فرانسه عشق می‌ورزید. به طوری که ژنرال دوگل را پدر خود می‌خواند. او وقتی که در مراسم تدفین وی شرکت کرد به شدت می‌گریست و می‌گفت: «یتیم شدیم». وی در ارتش فرانسه در خدمت ژنرال دوگل کار کرد و به درجه سرگردی رسید.

 

بوکاسا در ۱۹۶۶ یعنی زمانی که فرمانده کل قوا بود با برکنار کردن پسر عمویش، داکو، در یک کودتای تقریباًً بدون خونریزی به قدرت رسید و سپس داکو را به عنوان مشاور خود برگزید. یکی از اولین اقدامهای او بعد از به قدرت رسیدن در ۱۹۶۶ قطع روابط با چین بود. او ادعا کرد که چین در یک توطئه علیه رژیم او دست داشته است. چین بعداً این موضوع را تکذیب کرد. بعدها روابط دو کشور عادی شد و در ۱۹۷۶ به عنوان میهمان افتخاری در چین پذیرایی شد.

 

بوکاسا با درجه فیلد مارشالی دبیر کلی حزب واحد کشورش، وزیر دادگستری، دفاع خدمات غیر نظامی، بیمه‌های اجتماعی و خلاصه ۱۴ وزارت از ۱۶ وزارت کشور را در آن واحد بر عهده داشت! در ۱۹۷۶ اعلام نمود که به اسلام گرویده است. سایر مقامات کشور نیز به وی تأسی جستند و کشور رسماً اسلامی شد.

 

قذافی رهبر لیبی و شیوخ عرب خلیج فارس میلونها دلار به وی هدیه کردند. اما وی پس از جمع‌آوری پول مورد نظر خود، از اسلام برگشت و دوباره مسیحی کاتولیک شد و کلیه مقامات نیز از وی پیروی کردند! او سپس نام کشور را از جمهوری آفریقای مرکزی به امپراتوری افریقای مرکزی تبدیل کرد و سال بعد خود را امپراتور بوکاسای اول نامید و پولهای اهدایی کشورهای عرب را صرف مراسم تاجگذاری بسیار پرهزینه خود کرد ! گفته می‌شود هزینه تاجگذاری وی در ۱۹۷۷، یک چهارم مجموع درآمد سالانه آفریقای مرکزی بود. بوکاسا در اجرای این مراسم ۳۴۰ تن شراب، شامپاین، خاویار و نیز ۶۰ دستگاه اتومبیل لیموزین وارد کشور کرده است. (۱)

 

بوکاسا سرانجام در سپتامبر ۱۹۷۹ زمانی که در لیبی به سر می‌برد در یک کودتای نظامی از قدرت برکنار شد. رهبر کودتا دیوید داکو پسر عموی بوکاسا کسی بود که در۱۹۶۶ هنگامی که رئیس جمهوری افریقای مرکزی بود با کودتای بوکاسا از کار برکنار و به مشاورت وی منصوب شد.

 

در پی این کودتا بوکاسا عازم کشورهای ساحل عاج و فرانسه شد. بوکاسا هنگامی که در نوامبر ۱۹۸۶ با فریب اطرافیان به کشورش بازگشت در فرودگاه دستگیر و راهی زندان شد اما ۸ سال بعد، در سپتامبر ۱۹۹۴ در جریان یک عفو عمومی از زندان آزاد گردید. بوکاسا به قصاب افریقای مرکزی مشهور شده است.

 

از جمله کسانی که در جلسات محاکمه بوکاسا برای شهادت علیه وی شرکت کرده بودند آشپز و خدمتکار قصر وی بود. «فیلیپ لینگرئیسا» آشپز بوکاسا در دادگاه گفته بود که به دستور بوکاسا اکثر مواقع گوشت مورد نیاز غذای امپراتور را از داخل فریزر شخصی وی که حاوی گوشت بدن و پای زنان مجرم و اعدام شده بوده است تأمین می‌کرده است.(۲) بوکاسا معتقد بود که دون شأن یک امپراتور است که از گوشت حیوانات تناول کند!

بوکاسا سرانجام در ۵ نوامبر۱۹۹۶ در سن ۷۵ سالگی درگذشت.

پانوشت‌ها:
۱ـ روزنامه کیهان، ۱۳/۶/۷۲
۲ـ روزنامه جمهوری اسلامی، ویژه نامه آخرین روز سال ۱۳۶۵٫


 

 

مرگ آدمخواری که قربانی‌اش را زنده‌زنده خورد

یک آدمخوار در ولز جنوبی به ضرب شوکر پلیس در هتل محل اقامتش مجروح شد و در بیمارستان جان باخت.

متیو ویلیامز، ۳۴ ساله متهم است که چشم ها و صورت یک زن ۲۲ ساله را زنده زنده خورده و این زن بر اثر شدت جراحات جان باخته است.

 

این آدمخوار در هتل به قربانی خود حمله کرد. ماموران برای دستگیری آدمخوار از شوکر استفاده کردند که او بر اثر شوک ناشی از ۵۰ هزار ولت برق از هوش رفت و ماموران بلافاصله کمک های اولیه را روی او انجام دادند، اما این کمک ها بی نتیجه ماند و آدمخوار جان خود را از دست داد.


 

خوردن جسد ۳۰ دختر جوان/ زن آدمخوار دستگیر شد

یک زن ۲۹ ساله اندونزیایی به جرم قتل ۳۰ دختر جوان و خوردن جسد آنها بازداشت شد.

 

پلیس اندونزی که برای دستگیری این زن به خانه وی رفته، وقتی درب یخچال را باز کرده دست و پا و سرهای قربانیان را کشف کرده و برخی از افسران پلیس با مشاهده این صحنه بی هوش شده اند.

 

گفتنی است؛ این زن اکنون در بخش ویژه بیمارستان روانی به سر می برد و قرار است به زودی اعدام شود.


 

تامارا ، پیرزن آدمخوار دستگیرشد

 

تامارا پیرزن بازنشسته ای که در جریان ۲۰ سال اخیر ۱۱ نفر از جمله شوهرش را کشته و گوششتشان خورده بود از سوی پلیس شهر سنت پترزبورگ روسیه دستگیر شد. تامارا اعتراف کرد که آشنایان و همسایگانش را که باعث ناراحتی او می شدند می کشته و می خورده است. او ابتدا قربانیانش را مسموم می کرده و سپس با چاقو بدنشان قطعه قطعه کرده و گوشتشان را می خورده است. از اینکه تامارا گوشت قربانیانش را خام می خورده ، کباب یا سرخ می کرده اطلاعی در دست نیست.

 

منابع؛ خبرگزاری صدا و سیما/ ایسنا / تپش (ضمیمه روزنامه جام جم)/ صدای گیلان/ جام جم آنلاین

 

************************************************************************************************

آدم‌خواری در دوران صفویان

تاریخ نگاران به دسته ای از خادمان شاهان صفوی اشاره می‌کنند که مجرمین را زنده زنده می‌خوردند.

آدمخوار

 

همچنین ایشان روش‌های دیگری برای مجازات بکار می‌بردند همچون انداختن مجرمین جلوی سگانی که آدم‌خوار بودند.

 

همچنین ذکر شده که بسیاری از این مجازات و شکنجه ها ریشه در رسوم قبایل چادرنشین ترک آسیای میانه‌ای داشت، که از حامیان شاه اسماعیل صفوی بودند و او را در به قدرت رسیدن یاری کردند.

 

از جمله این رسوم که این حامیان وارد نمودند، زنده‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان بعنوان جام بود.

 

در دوران حکومت صفویان دست‌ای جلاد خام خوار وجودداشته‌است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده می‌خوردند.

 

گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور می‌دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند.  این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می‌شدند چیک‌(چگیین) نام داشتند.

گفته می‌شود که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی می‌کردند و قربانیان را می‌خوردند. / ویکی‌پدیا

 

مطالب بیشتر؛






عناوین ویژه